رفتن به محتوا
نوزاد

۱۲۰۰ اسم

معنی اسم پسر عربی با حرف م

۱۲۰۰ اسم پسرانه با ریشه‌ی عربی داریم که با حرف «م» شروع می‌شوند. چند نمونه: ماجد به معنی «دارای مجد و بزرگی، بزرگوار»، محمدشبیر به معنی «ترکیبی از «محمد» (ستوده) و «شبیر». معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام. معنی «شبیر»: عبری؛ نام حسین در زبان عبری (شبیر)؛ لقب امام حسین» و ملا مراد به معنی «ترکیبی از «ملا» (دانشمند دینی) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «ملا»: گروه مردم. معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته».

ماجد

دارای مجد و بزرگی، بزرگوار

پسرانه عربی

مازن

تخم مورچه، کنابه به چهره‌ی روشن، اسم فاعل از ریشه‌ی مزن

پسرانه عربی

ماسلطان

ترکیبی از «ماه» و «سلطان». معنی «ماه»: فارسی؛ ماه. معنی «سلطان»: عربی؛ فرمانروا، پادشاه

پسرانه فارسی، عربی

ماشااله

«آنچه خدا خواست»

پسرانه عربی

ماکان

ماکان کاکی، سردار دیلمی

پسرانه عربی

مالک

دارنده؛ نام مالک اشتر، یار امام علی

پسرانه عربی

مالک اژدر

(احتمالی) از «مالک» و «اژدر». معنی «مالک»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

مالک اشتر

نام مالک بن حارث نَخَعی

پسرانه عربی

ماهر

آن که در انجام کار و فن هنری استاد باشد و آن را بخوبی انجام دهد، حاذق، چیره دست

پسرانه عربی

مؤمن

ایمان آورنده، باتقوا، اسم فاعل از ریشه‌ی أمن

پسرانه عربی

مأمون

قابل اطمینان، اسم مفعول از ریشه‌ی امن [خلیفه‌ی عباسی]

پسرانه عربی

مؤید

تأیید کننده، اسم فاعل از ریشه‌ی أید (تأیید). ن

پسرانه عربی

مبارزالدین

«جنگاور دین»؛ مبارزالدین محمد، فرمانروای آل مظفر

پسرانه عربی

مبارک

دارای آثار یا تأثیرات خوب، دارای برکت و خیر و خوشی، خوش یمن، خجسته، فرخنده

پسرانه عربی

مبارکعلی

(احتمالی) از «مبارک» (خجسته) و «علی». معنی «مبارک»: عربی

پسرانه عربی

مبرز

(احتمالی) برتر، برجسته

پسرانه عربی

مبشر

آن که خبر خوش و مژده می‌دهد، نوید دهنده

پسرانه عربی

مبین

آشکار و روشن‌کننده؛ قرآن خود را «کتاب مبین» خوانده است

پسرانه عربی

مبین رضا

(احتمالی) ترکیبی از «مبین» و «رضا» (خشنودی). معنی «مبین»: عربی

پسرانه عربی

متقی

پرهیزکار، اسم فاعل از ریشه‌ی تقی

پسرانه عربی

متن

استوار

پسرانه عربی

متوکل

کسی که به دیگری اعتماد می‌کند، اسم فاعل از ریشه‌ی وکل [از خلفای عباسی]

پسرانه عربی

متین

نیرومند، استوار، صفت از ریشه‌ی متن (استواری)

پسرانه عربی

متین رضا

(احتمالی) ترکیبی از «متین» و «رضا» (خشنودی). معنی «متین»: عربی

پسرانه عربی

مجاور

(احتمالی) همسایه

پسرانه عربی

مجاهد

جهاد کننده، اسم فاعل از ریشه‌ی جهد

پسرانه عربی

مجتبی

برگزیده؛ لقب امام حسن

پسرانه عربی

مجتبی حسن

(احتمالی) ترکیبی از «مجتبی» و «حسن» (نیکو). معنی «مجتبی»: عربی

پسرانه عربی

مجتبی حسین

(احتمالی) ترکیبی از «مجتبی» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «مجتبی»: عربی

پسرانه عربی

مجد

بزرگی، بزرگوا

پسرانه عربی

مجدالدین

مایه‌ی شکوه و بزرگی دین. از لقب‌های رایج دوره‌ی اسلامی است

پسرانه عربی

مجدراد

(احتمالی) از «مجد» (بزرگی) و «راد». معنی «مجد»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

مجدود

بختیار، کامروا

پسرانه عربی

مجیب

پاسخگو، صفت از ریشه‌ی جوب (پاسخ دادن)

پسرانه عربی

مجیب الرحمان

(احتمالی) ترکیبی از «مجیب» و «الرحمان» (بخشنده

پسرانه عربی

مجیب الرحمن

(احتمالی) ترکیبی از «مجیب» و «الرحمن» (بخشنده

پسرانه عربی

مجیب الله

(احتمالی) ترکیبی از «مجیب» و «الله» (خدا). معنی «مجیب»: عربی

پسرانه عربی

مجید

بلندمرتبه، صفت از ریشه‌ی مجد (بزرگی، عظمت) [از القاب خداوند]

پسرانه عربی

مجید الرحمان

(احتمالی) ترکیبی از «مجید» (بزرگوار) و «الرحمان» (بخشنده

پسرانه عربی

مجید باقر

(احتمالی) ترکیبی از «مجید» (بزرگوار) و «باقر» (شکافنده دانش). معنی «مجید»: عربی

پسرانه عربی

مجید حاجی

(احتمالی) ترکیبی از «مجید» (بزرگوار) و «حاجی» (زائر خانه‌ی خدا). معنی «مجید»: عربی

پسرانه عربی

مجید صالح

(احتمالی) ترکیبی از «مجید» (بزرگوار) و «صالح». معنی «مجید»: عربی

پسرانه عربی

مجید عرب

(احتمالی) ترکیبی از «مجید» (بزرگوار) و «عرب» (عرب). معنی «مجید»: عربی

پسرانه عربی

مجیدالدین

(احتمالی) ترکیبی از «مجید» (بزرگوار) و «الدین» (دین). معنی «مجید»: عربی؛ بزرگوار؛ از نام‌های خدا

پسرانه عربی

مجیداله

(احتمالی) ترکیبی از «مجید» (بزرگوار) و «اله» (خدا). معنی «مجید»: عربی؛ بزرگوار؛ از نام‌های خدا

پسرانه عربی

مجیدامیر

(احتمالی) ترکیبی از «مجید» (بزرگوار) و «امیر» (فرمانروا و سرور). معنی «مجید»: عربی

پسرانه عربی

مجیدرضا

از نام های مرکب، ، مجید و رضا

پسرانه عربی

مجیدعلی

(احتمالی) ترکیبی از «مجید» (بزرگوار) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مجید»: عربی

پسرانه عربی

مجیدکاظم

(احتمالی) ترکیبی از «مجید» (بزرگوار) و «کاظم» (فروبرنده خشم). معنی «مجید»: عربی

پسرانه عربی

مجیر

پناه‌دهنده

پسرانه عربی

مجیرالدین

از «مُجیر» به معنی پناه‌دهنده و «الدین»

پسرانه عربی

محب

محبت ورزنده به کسی یا به چیزی، دوست دارنده، دوستدار؛ (2- در تصوف) دوستدار خداوند، سالک

پسرانه عربی

محب االله

دوستدار و دوست دارنده‌ی خدا

پسرانه عربی

محبت الله

(احتمالی) ترکیبی از «محبت» و «الله» (خدا). معنی «محبت»: عربی

پسرانه عربی

محبت اله

(احتمالی) ترکیبی از «محبت» و «اله» (خدا). معنی «محبت»: عربی؛ دوستی

پسرانه عربی

محبتعلی

(احتمالی) از «محبت» و «علی». معنی «محبت»: عربی

پسرانه عربی

محبوب الدین

(احتمالی) ترکیبی از «محبوب» و «الدین» (دین). معنی «محبوب»: عربی؛ دوست‌داشتنی

پسرانه عربی

محبوب الله

(احتمالی) ترکیبی از «محبوب» و «الله» (خدا). معنی «محبوب»: عربی

پسرانه عربی

اسم دختر عربی با حرف م (۲۱۴ اسم)