معنی اسم سپهرراد
Sepehrrad
سپهرراد احتمالا یعنی: معنی احتمالی
از «سپهر» (آسمان) و «راد» (جوانمرد).
معنی «سپهر»
فارسی؛ آسمان، گردون و فلک؛ کنایه از بلندی و بیکرانگی. در ادب فارسی «سپهر» گاه بخت و روزگار است که میچرخد.
معنی «راد»
فارسی؛ جوانمرد، بخشنده و آزاده. در شاهنامه صفت پهلوانان است («راد و دلیر»). جزء نامهایی چون رادمهر، رادمنش و رادین.
بدون منبع؛ پیشنهاد هوش مصنوعی
اسمی پسرانه با ریشهی فارسی.
- جنسیت
- پسرانه
- ریشه
- فارسی
- املای انگلیسی
- Sepehrrad
- ابجد
- ۴۷۲ (صغیر: ۴)
اسمهای هممعنی با سپهرراد
- یاراد (احتمالی) از «یار» و «راد». معنی «یار»: فارسی
- شایراد (احتمالی) از «شای» و «راد». معنی «راد»: فارسی
- امیرراد (احتمالی) از «امیر» (فرمانروا) و «راد» (بخشنده
- راد جوانمرد
- سپهران (احتمالی) از «سپهر»
- محمدراد (احتمالی) ترکیبی از «محمد» (ستوده) و «راد». معنی «محمد»: عربی
- سپهرین (احتمالی) از «سپهر»
- نیاراد (احتمالی) ترکیبی از «نیا» (نیا) و «راد». معنی «نیا»: درخواست از کسی برای نیامدن
- پاکراد (احتمالی) از «پاک» و «راد»
- رادفرخ ترکیبی از «راد» و «فرخ». معنی «راد»: فارسی
- امیرسپهر از نامهای مرکب، ی امیر و سپهر
- سیدسپهر (احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
اسمهای مشابه سپهرراد
- سیدفرشاد ترکیبی از «سید» و «فرشاد». معنی «فرشاد»: فارسی؛ دارای فرّ و شادی
- سیدفریدون (احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
- سیدقباد (احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
- سیدماهان (احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
- سیدکیان ترکیبی از «سید» و «کیان». معنی «کیان»: فارسی
- سیدکورش (احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
- سیدکامران (احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
- سیدکامبیز (احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
- امیرمهبد (احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «مهبد» (بزرگ و سرور
- امیرمهدیار (احتمالی) از «امیر» و «مهدیار» (یار مهدی). معنی «امیر»: عربی
- امیرمهراد (احتمالی) از «امیر» و «مهراد» (بخشنده مهر). معنی «امیر»: عربی
- امیرمهرداد (احتمالی) از «امیر» و «مهرداد» (داده مهر). معنی «امیر»: عربی
اسم خواهر و برادر برای سپهرراد
اسمهایی که ریشهی مشترک با سپهرراد دارند و تعداد هجایشان نزدیک به آن است.
برای خواهر
پرسشهای رایج دربارهی سپهرراد
معنی اسم سپهرراد چیست؟
معنی سپهرراد قطعی نیست. معنی احتمالی آن، که هوش مصنوعی پیشنهاد داده و منبعی ندارد: از «سپهر» (آسمان) و «راد» (جوانمرد). معنی «سپهر»: فارسی؛ آسمان، گردون و فلک؛ کنایه از بلندی و بیکرانگی. در ادب فارسی «سپهر» گاه بخت و روزگار است که میچرخد. معنی «راد»: فارسی؛ جوانمرد، بخشنده و آزاده. در شاهنامه صفت پهلوانان است («راد و دلیر»). جزء نامهایی چون رادمهر، رادمنش و رادین.
سپهرراد دخترانه است یا پسرانه؟
سپهرراد اسمی پسرانه است.
ابجد سپهرراد چند است؟
ابجد کبیر سپهرراد ۴۷۲ و ابجد صغیر آن ۴ است.