(احتمالی) خانمزاده، فرزند بانو
دخترانه / فارسی
(احتمالی) بانوی طلایی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «خان» و «میر» (امیر)
دخترانه / فارسی
شکل گفتاری «خانم»
دخترانه / ترکی
ختا (ختای)، سرزمین شمال چین؛ «مشک ختا» در شعر فارسی نامدار است
دخترانه / فارسی
گل ختمی، گلی دارویی و زینتی
دخترانه / فارسی
نام سرزمین ختن، نامدار به مشک و زیبارویان
دخترانه / فارسی
مبارک و فرخنده
دخترانه / اوستایی
ترکیبی از «خجسته» و «لقا». معنی «خجسته»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
یا : هجیر = هوچهر = خوبچهر . به معنی- زیبا روی
دخترانه
(احتمالی) شیرینِ خدا
دخترانه / فارسی
دختری که زودتر از موعد به دنیا آمده است [زن حضرت محمد]
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «خدیجه» (نام همسر پیامبر اسلام) و «السادات» (سیدها
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «خدیجه» (نام همسر پیامبر اسلام) و «بانو» (بانو). معنی «خدیجه»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «خدیجه» (نام همسر پیامبر اسلام) و «بیبی» (بانو). معنی «خدیجه»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
ترکیبی از «خدیجه» و «بیگم». معنی «خدیجه»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «خدیجه» (نام همسر پیامبر اسلام) و «خانم» (بانو). معنی «خدیجه»: عربی
دخترانه / عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «خدیجه» (نام همسر پیامبر اسلام) و «زهرا» (درخشان). معنی «خدیجه»: عربی
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «خدیجه» (نام همسر پیامبر اسلام) و «سادات» (سیدها
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «خدیجه» (نام همسر پیامبر اسلام) و «سلطان» (پادشاه). معنی «خدیجه»: عربی
دخترانه / عربی
ترکیبی از «خدیجه» و «کبری»
دخترانه / عربی
(احتمالی) منسوب به خدیو؛ شاهانه
دخترانه / فارسی
رفتار از روی ناز و زیبایی
دخترانه / فارسی
دارای حالت خرامیدن، در حال خرامیدن، به آهستگی و با ناز
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «خرده» و «خانم» (بانو). معنی «خرده»: ریزه، خرد. معنی «خانم»: ترکی؛ بانو
دخترانه / ترکی
(احتمالی) خورشید
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «خرم» و «بانو». معنی «خرم»: فارسی
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «خرم» و «بهار». معنی «خرم»: فارسی
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «خرم» و «گل». معنی «خرم»: فارسی
دخترانه / فارسی
دختر شاد و شاداب
دخترانه / فارسی
از نامهای زندة امروزی و از نامهای ایران باستان است.کارمن که اروپائیها برای نامگذاری بانوان به کار میبرند از این نام ریشه گرفته است
دخترانه / فارسی
خُرم نهاد khor-ram-ne-hâd
دخترانه
شکل دیگری از «خرمناز». = خْرم ناز
دخترانه / فارسی
شاد و شاداب؛ «خرمه» در فارسی کهن به معنای شادی هم بوده است
دخترانه / فارسی
با ناز راه رونده، کسی که با ناز راه میرود
دخترانه / عربی
پاییز، خریف
دخترانه / فارسی
خزر، نام دریای شمال ایران و نیز نام قومی کهن (خزرها)
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «خزر» و «ناز». معنی «خزر»: فارسی
دخترانه / فارسی
نام بانوان در روزگار اشکانیان
دخترانه
سبز و سرسبز
دخترانه / عربی
همیشه باقی ماندن، جاودانگی
دخترانه / عربی
(احتمالی) دوست (زن)
دخترانه / عربی
(احتمالی) نیکوان، زیبارویان
دخترانه / فارسی
دارای سیمای زیبا، زیبا
دخترانه / فارسی
خوبرخ، زیباچهره
دخترانه / فارسی
(احتمالی) زیباروی
دخترانه / فارسی
خوبرو، زیبارو
دخترانه / فارسی
(احتمالی) نوعی مرغابی
دخترانه / گیلکی
(احتمالی) ترکیبی از «خوجه» (خواجه
دخترانه / فارسی
khor-a-fa-rtd همزاد آن خور آفرید برای نام دختران به کار میرفته
دخترانه
نام بانوئی است که در سنگ نوشته شایور، بنام شهبانوی شاهنشاهی ایران شناسانده شده (٥٠ ساسانی)
دخترانه
دختر خورشید
دخترانه / فارسی
(احتمالی) خانم کوچک
دخترانه / فارسی
خورشیدمانند
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «خورشید» و «چهر». معنی «خورشید»: فارسی؛ خورشید، آفتاب
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «خورشید» و «بانو». معنی «خورشید»: فارسی
دخترانه / فارسی
اسم پسر با حرف خ (۱۹۸ اسم)