رفتن به محتوا
نوزاد

۱۷۱ اسم

معنی اسم دختر با حرف د

۱۷۱ اسم دخترانه که با حرف «د» شروع می‌شوند، هر کدام با معنی و منبعش. از نظر ریشه، فارسی با ۱۰۱ اسم بیشترین سهم را دارد و بعد از آن عربی (۲۱) و کردی (۲۱) می‌آیند. چند نمونه: دائمه به معنی «پایدار و همیشگی»، دریا به معنی «دریا، زیرک» و دلگشا به معنی «دلگشا، شادی‌آور».

دائمه

(احتمالی) پایدار و همیشگی

دخترانه عربی

دادلی

شیرین (دادلی)

دخترانه ترکی

دارگل

(احتمالی) از «دار» و «گل». معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

دارنیا

(احتمالی) از «دارا» و «نیا». معنی «دارا»: فارسی

دخترانه فارسی

داری یای

نام دختر برادر خشایارشاه یکم ، زن هی یرامن ١٤٢ پیرنیا

دخترانه

داریادخت

(احتمالی) ترکیبی از «داریا» (دریا) و «دخت» (دختر). معنی «داریا»: فارسی

دخترانه فارسی

دارینا

(احتمالی) دارا

دخترانه فارسی

دارینه

(احتمالی) دارا

دخترانه فارسی

دالغا

(احتمالی) موج (دالغا)

دخترانه ترکی

داماسپ

جاماسب. به معنی-دارنده اسب‌های اهلی. برابر آن داماسپیا-نام زن اردشیر ( ٩٥ ٢ پیرنیا

دخترانه

داماسپیا

(احتمالی) در روایت‌ها نام شهبانویی کهن

دخترانه فارسی

داملا

(احتمالی) قطره (داملا)

دخترانه ترکی

دان انار

(احتمالی) دانه انار

دخترانه فارسی

دانادخت

(احتمالی) دختر دانا

دخترانه فارسی

دانه

دانه

دخترانه فارسی

دایار

(احتمالی) یار مادر

دخترانه لری، فارسی

دایانا

ایزدبانوی ماه و شکار در اسطوره رومی

دخترانه لاتین

دجله

نام رودی بزرگ در بین‌النهرین که از کوه‌های ترکیه سرچشمه می‌گیرد و با فرات به اروندرود می‌ریزد. نام آن در فارسی باستان «تیگرا» به معنی تیز و تندرو بود

دخترانه عربی

دخت نوش

در ایران باستان نام بانوان بوده است ( ٣١ نام‌های ایرانی یوستی دُخْمَلْ از نام‌های زندة رواج میان زنان زردشتی امروزی دخیوم نام فرشته نگهبان زمستان دُرافشان دَرَخْشان دَرَخْشَنْدِهْ از نام‌های زندة امروزی بانوان زرتشتی دربیز دُرْدانه دُرْنا دری په تی نا نام یکی از دختران مهرداد ششم ، از

دخترانه

دختربس

«دختر بس»؛ نامی که پدر و مادر پس از چند دختر می‌گذاشتند به امید آنکه فرزند بعدی پسر شود

دخترانه فارسی

دخمل

دختر

دخترانه فارسی

دده ناز

(احتمالی) از «دده» (پدر) و «ناز»

دخترانه ترکی

در سلطان

(احتمالی) از «در» (مروارید) و «سلطان». معنی «سلطان»: عربی؛ فرمانروا، پادشاه

دخترانه عربی

درآسا

(احتمالی) دُرمانند

دخترانه فارسی

درا

(احتمالی) درخشان

دخترانه فارسی

دراج

بسیار طواف کننده، از ریشه‌ی درج (دور چیزی گشتن) [دراج ابن زرعۀ الغبیانی:شاعر عصر اموی]

دخترانه عربی

درافشان

پراکننده مروارید

دخترانه عربی، فارسی

دربانو

(احتمالی) بانوی مروارید، بانوی گرانبها

دخترانه فارسی

دربها

(احتمالی) بهای مروارید، گرانبها

دخترانه فارسی

دربی بی

(احتمالی) از «در» (مروارید) و «بی‌بی». معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی

درتا

(احتمالی) مروارید تابان

دخترانه فارسی

درتاج

(احتمالی) تاجِ مروارید

دخترانه فارسی

درثمین

(احتمالی) مروارید گرانبها

دخترانه فارسی، عربی

درجان

(احتمالی) مرواریدِ جان

دخترانه فارسی

درچیدا

(احتمالی) دختری مانند مادر

دخترانه لری

درخاتون

(احتمالی) بانوی مروارید

دخترانه فارسی

درخشا

درخشان

دخترانه فارسی

درخشان

دارای درخشش، تابان

دخترانه فارسی

درخشنده

تابنده، درخشان

دخترانه فارسی

درخشی

(احتمالی) از «درخش»؛ درخشان

دخترانه

دردانه

مروارید یکتا؛ فرزند عزیز

دخترانه عربی، فارسی

دردی گل

(احتمالی) ترکیبی از «دردی» (ایستاد و ماند

دخترانه فارسی

درریز

(احتمالی) ریزنده مروارید

دخترانه فارسی

درزاد

(احتمالی) زاده مروارید

دخترانه فارسی

درسا

(احتمالی) دریامانند

دخترانه عربی، فارسی

درفام

مرواریدرنگ

دخترانه فارسی

درگل

گل مروارید

دخترانه فارسی

درمنه

درمنه، گیاهی بیابانی و خوشبو

دخترانه فارسی

درنا

پرنده‌ی آب چرِ بزرگ، وحشی و حلال گوشت، کُ لنگ

دخترانه ترکی

درناز

ناز مروارید

دخترانه عربی، فارسی

دروار

مرواریدگون

دخترانه فارسی

دره

«دُرّه» به معنی مروارید درشت و گران‌بها

دخترانه عربی

دری

نام برادر بُزرکُشسب ١٢ تبرستان

دخترانه فارسی

دری بی تی

نام دختر داریوش سوم. تاریخ نویسان یونانی آن را، دریپتیس drypetis ، نوشته اند (١٣٣٩ پیرنیا)

دخترانه

دریا

دریا، زیرک

دخترانه کردی

دریافرین

(احتمالی) یعنی آفریده دریا

دخترانه فارسی

اسم پسر با حرف د (۲۰۱ اسم)