خانه اسم دختر حرف د با همین حرف، بر اساس ریشه
(احتمالی) پایدار و همیشگی
دخترانه / عربی
شیرین (دادلی)
دخترانه / ترکی
(احتمالی) از «دار» و «گل». معنی «گل»: فارسی؛ گل
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «دارا» و «نیا». معنی «دارا»: فارسی
دخترانه / فارسی
نام دختر برادر خشایارشاه یکم ، زن هی یرامن ١٤٢ پیرنیا
دخترانه
(احتمالی) ترکیبی از «داریا» (دریا) و «دخت» (دختر). معنی «داریا»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) دارا
دخترانه / فارسی
(احتمالی) دارا
دخترانه / فارسی
(احتمالی) موج (دالغا)
دخترانه / ترکی
جاماسب. به معنی-دارنده اسبهای اهلی. برابر آن داماسپیا-نام زن اردشیر ( ٩٥ ٢ پیرنیا
دخترانه
(احتمالی) در روایتها نام شهبانویی کهن
دخترانه / فارسی
(احتمالی) قطره (داملا)
دخترانه / ترکی
(احتمالی) دانه انار
دخترانه / فارسی
(احتمالی) دختر دانا
دخترانه / فارسی
(احتمالی) یار مادر
دخترانه / لری، فارسی
ایزدبانوی ماه و شکار در اسطوره رومی
دخترانه / لاتین
نام رودی بزرگ در بینالنهرین که از کوههای ترکیه سرچشمه میگیرد و با فرات به اروندرود میریزد. نام آن در فارسی باستان «تیگرا» به معنی تیز و تندرو بود
دخترانه / عربی
در ایران باستان نام بانوان بوده است ( ٣١ نامهای ایرانی یوستی دُخْمَلْ از نامهای زندة رواج میان زنان زردشتی امروزی دخیوم نام فرشته نگهبان زمستان دُرافشان دَرَخْشان دَرَخْشَنْدِهْ از نامهای زندة امروزی بانوان زرتشتی دربیز دُرْدانه دُرْنا دری په تی نا نام یکی از دختران مهرداد ششم ، از
دخترانه
«دختر بس»؛ نامی که پدر و مادر پس از چند دختر میگذاشتند به امید آنکه فرزند بعدی پسر شود
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «دده» (پدر) و «ناز»
دخترانه / ترکی
(احتمالی) از «در» (مروارید) و «سلطان». معنی «سلطان»: عربی؛ فرمانروا، پادشاه
دخترانه / عربی
(احتمالی) دُرمانند
دخترانه / فارسی
(احتمالی) درخشان
دخترانه / فارسی
بسیار طواف کننده، از ریشهی درج (دور چیزی گشتن) [دراج ابن زرعۀ الغبیانی:شاعر عصر اموی]
دخترانه / عربی
پراکننده مروارید
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) بانوی مروارید، بانوی گرانبها
دخترانه / فارسی
(احتمالی) بهای مروارید، گرانبها
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «در» (مروارید) و «بیبی». معنی «بیبی»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) مروارید تابان
دخترانه / فارسی
(احتمالی) تاجِ مروارید
دخترانه / فارسی
(احتمالی) مروارید گرانبها
دخترانه / فارسی، عربی
(احتمالی) مرواریدِ جان
دخترانه / فارسی
(احتمالی) دختری مانند مادر
دخترانه / لری
(احتمالی) بانوی مروارید
دخترانه / فارسی
دارای درخشش، تابان
دخترانه / فارسی
تابنده، درخشان
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «درخش»؛ درخشان
دخترانه
مروارید یکتا؛ فرزند عزیز
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «دردی» (ایستاد و ماند
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ریزنده مروارید
دخترانه / فارسی
(احتمالی) زاده مروارید
دخترانه / فارسی
(احتمالی) دریامانند
دخترانه / عربی، فارسی
مرواریدرنگ
دخترانه / فارسی
گل مروارید
دخترانه / فارسی
درمنه، گیاهی بیابانی و خوشبو
دخترانه / فارسی
پرندهی آب چرِ بزرگ، وحشی و حلال گوشت، کُ لنگ
دخترانه / ترکی
ناز مروارید
دخترانه / عربی، فارسی
مرواریدگون
دخترانه / فارسی
«دُرّه» به معنی مروارید درشت و گرانبها
دخترانه / عربی
مروارید تاج
دخترانه / عربی
نام برادر بُزرکُشسب ١٢ تبرستان
دخترانه / فارسی
نام دختر داریوش سوم. تاریخ نویسان یونانی آن را، دریپتیس drypetis ، نوشته اند (١٣٣٩ پیرنیا)
دخترانه
دریا، زیرک
دخترانه / کردی
دختر دریا
دخترانه / فارسی
(احتمالی) یعنی آفریده دریا
دخترانه / فارسی
قبلی ۱ ۲ ۳
بعدی
اسم پسر با حرف د (۲۰۱ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.