رفتن به محتوا
نوزاد

۱۵۸ اسم

معنی اسم دختر با حرف ح، صفحه‌ی ۲

صفحه‌ی ۲ از ۳؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

حسنه

خوب، نیک، پسندیده، عمل نیک و پسندیده؛ عمل پسندیده به ویژه عمل مطابق با شرع، کار نیک

دخترانه عربی

حسنی

عاقبت نیکو

دخترانه عربی

حسنی سادات

(احتمالی) ترکیبی از «حسنی» و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

حسنیه جهان

(احتمالی) ترکیبی از «حسنیه» (نیکو) و «جهان». معنی «حسنیه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

حسیبا

ارجمند

دخترانه عربی، فارسی

حسینه

(احتمالی) شکل زنانه «حسین»

دخترانه

حسینیه

منسوب به حسین؛ نیز جایی که در آن برای امام حسین سوگواری می‌کنند

دخترانه عربی

حشمت الملوک

ترکیبی از «حشمت» و «ملوک». معنی «حشمت»: عربی؛ شکوه و بزرگی. معنی «ملوک»: عربی؛ پادشاهان

دخترانه عربی

حشمت خانم

(احتمالی) ترکیبی از «حشمت» و «خانم» (بانو). معنی «حشمت»: عربی؛ شکوه و بزرگی. معنی «خانم»: ترکی؛ بانو

دخترانه عربی، ترکی

حصل بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «حصل» و «بی‌بی» (بانو). معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی

حضرت گل

(احتمالی) ترکیبی از «حضرت» و «گل» (گل). معنی «حضرت»: قرب، حضور. معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

حفصه

بچه شیر ماده [نام دختر عمر بن خطاب]

دخترانه عربی

حفیظه

مؤنث «حفیظ»؛ نگهبان

دخترانه عربی

حقی

(احتمالی) منسوب به حق؛ راستین

دخترانه عربی

حکمی

(احتمالی) منسوب به حکمت

دخترانه عربی

حکمیه

(احتمالی) منسوب به حکمت

دخترانه عربی

حکیمه

مؤنث «حکیم»؛ دانا و فرزانه. حکیمه خاتون خواهر امام هادی

دخترانه عربی

حکیمه السادات

(احتمالی) ترکیبی از «حکیمه» (نام دختر امام جواد) و «السادات» (سیدها

دخترانه عربی

حکیمه بیگم

(احتمالی) ترکیبی از «حکیمه» (نام دختر امام جواد) و «بیگم» (بانو

دخترانه عربی، ترکی

حکیمه خاتون

ترکیبی از «حکیمه» و «خاتون». معنی «حکیمه»: عربی

دخترانه عربی، ترکی، مغولی

حکیمه صغری

(احتمالی) ترکیبی از «حکیمه» (نام دختر امام جواد) و «صغری». معنی «حکیمه»: عربی

دخترانه عربی

حکیمی

(احتمالی) منسوب به حکیم؛ دانا

دخترانه عربی

حکیمیه

(احتمالی) منسوب به حکیم؛ دانا

دخترانه عربی

حلاوه

(احتمالی) شیرینی

دخترانه عربی

حلما

بردباران، صبوران

دخترانه عربی

حلمیه

(احتمالی) بردبار

دخترانه عربی

حلوه

(احتمالی) شیرین

دخترانه عربی

حلی بی‌بی

(احتمالی) از «حلی» و «بی‌بی». معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی

حلیا

زیور و آرایش

دخترانه عربی

حلیمه

زن خویشتن دار، صبور و با تحمل، دختر بردبار

دخترانه عربی

حلیمه السادات

ترکیبی از «حلیمه» و «سادات». معنی «حلیمه»: عربی

دخترانه عربی

حلیمه بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «حلیمه» و «بی‌بی» (بانو). معنی «حلیمه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

حلیمه بیگم

(احتمالی) ترکیبی از «حلیمه» و «بیگم» (بانو

دخترانه عربی، ترکی

حلیمه خاتون

ترکیبی از «حلیمه» و «خاتون». معنی «حلیمه»: عربی

دخترانه عربی، ترکی، مغولی

حلیمه سادات

(احتمالی) ترکیبی از «حلیمه» و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

حماسه

دلاوری، پهلوانی؛ نیز شعر پهلوانی (حماسه)

دخترانه عربی

حمامه

(احتمالی) کبوتر

دخترانه عربی

حمده

سپاس و شکرگزاری

دخترانه عربی

حمدیه

(احتمالی) ستوده

دخترانه عربی

حمرا

سرخ‌رنگ؛ «الحمراء» نام کاخ نامدار اسلامی در غرناطه

دخترانه عربی

حمیده

مؤنث «حمید»؛ ستوده، پسندیده

دخترانه عربی

حمیده السادات

ترکیبی از «حمیده» و «سادات». معنی «حمیده»: عربی

دخترانه عربی

حمیده بانو

(احتمالی) ترکیبی از «حمیده» و «بانو» (بانو). معنی «حمیده»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

حمیده خاتون

(احتمالی) ترکیبی از «حمیده» و «خاتون» (بانو). معنی «حمیده»: عربی

دخترانه عربی، ترکی، مغولی

حمیده خانم

(احتمالی) ترکیبی از «حمیده» و «خانم» (بانو). معنی «حمیده»: عربی

دخترانه عربی، ترکی

حمیده سادات

(احتمالی) ترکیبی از «حمیده» و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

حمیرا

سرخ‌روی؛ لقب عایشه همسر پیامبر

دخترانه عربی

حمیراء

مصغر حمراء، زن سرخ روی

دخترانه عربی

حنا

گیاهی درختی که گل‌های سفید و معطر دارد، گرد بسیار نرم سبز رنگی از گیاهی به همین نام

دخترانه عربی

حنانه

مهربان، اسم فاعل از ریشه‌ی حنّ

دخترانه عربی

حنانه السادات

ترکیبی از «حنانه» و «سادات». معنی «حنانه»: عربی

دخترانه عربی

حنانه سادات

(احتمالی) ترکیبی از «حنانه» و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

حنون

مهربان، باشفقت

دخترانه

حنیسه

زن شجاع

دخترانه عربی

حنیفه

دختر درست و پاک، دختر راستین، زن ثابت قدم در دین

دخترانه عربی

حوا

زندگی، از ریشه‌ی سامی [زن حضرت آدم]

دخترانه عربی، عبری

حوا گل

(احتمالی) ترکیبی از «حوا» و «گل» (گل). معنی «حوا»: عبری

دخترانه عبری، فارسی

حواء

«زندگی»؛ حوا، نخستین زن و همسر آدم

دخترانه عبری

حوابیگم

(احتمالی) از «حوا» (نخستین زن) و «بیگم» (بانو). معنی «حوا»: عبری

دخترانه عبری، ترکی

حواخاتون

(احتمالی) از «حوا» و «خاتون» (بانو). معنی «حوا»: عبری

دخترانه عبری، ترکی، مغولی

اسم پسر با حرف ح (۳۲۶ اسم)