خانه اسم دختر حرف ج با همین حرف، بر اساس ریشه
ج - ل نام دایه توراندخت (٣ءه داراب) جانبانو جان بخش جان پرور جانفروز ن منامه نخعی + نامهای عباسی جانفروغ جانفزا ن منامه نخعی + نامهای عباسی جانمهر (نامنامه نخعی جانیار جریر نام دختر پیران ویسه و گلشهر ، زن سیاوخش (سیاووش و مادر فرود (٣٩٣ نامهای ایرانی یوستی + ٢٣٢ یشتها ٢) jashn-a-ray (جشن آرای (جشن آرا
دخترانه
(احتمالی) دختر جوان؛ نیز روان و جاری
دخترانه / عربی
یاسمن، گل یاس؛ از فارسی «یاسمین» گرفته شده است
دخترانه / انگلیسی
صورت مؤنث «جاسم»، از ریشهی «جسم»، به معنی تنومند و درشتاندام
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «افراز». معنی «جان»: عبری
دخترانه / عبری
(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «باجی». معنی «جان»: عبری
دخترانه / عبری، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «بگم». معنی «جان»: عبری
دخترانه / عبری، فارسی
ترکیبی از «جان» و «بیبی». معنی «جان»: عبری
دخترانه / عبری، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «بیگم» (بانو
دخترانه / عبری، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «جان» (جان و روان). معنی «جان»: عبری
دخترانه / عبری
(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «زیب». معنی «جان»: عبری
دخترانه / عبری
(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «سلطان» (پادشاه). معنی «جان»: عبری
دخترانه / عبری، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «صنم» (دلبر). معنی «جان»: عبری
دخترانه / عبری، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «گل» (گل). معنی «جان»: عبری
دخترانه / عبری، فارسی
(احتمالی) آراینده جان
دخترانه / فارسی
«ای جان»، جان من؛ خطابی عاشقانه در شعر فارسی
دخترانه / فارسی
معشوق، محبوب
دخترانه / فارسی
(احتمالی) بانوی جان، بانوی عزیز
دخترانه / فارسی
(احتمالی) تابش جان
دخترانه / فارسی
(احتمالی) دختر عزیز، جاندختر
دخترانه / فارسی
(احتمالی) آبِ جان (جانسو)
دخترانه / ترکی
نام یدی از سرداران بهرام چوبینه
دخترانه / عبری، فارسی
(احتمالی) جانِ کوچک، عزیز
دخترانه / فارسی
(احتمالی) جانم طلا، عزیز
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «جانی» و «بیگم» (بانو
دخترانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) نشان شکوه
دخترانه / فارسی
~ نام دختر پیرانویسه شاه ترکان و نام مادرش گلشهر بود
دخترانه / فارسی
(احتمالی) پاداش
دخترانه / عربی
(احتمالی) پاداش
دخترانه / عربی
نخستین بار شکسپیر آن را برای دختر شایلوک در نمایشنامهی «تاجر ونیزی» به کار برد
دخترانه / انگلیسی
نام بانوئی است که در کتیبهُ کعبهُ زردشت نوشته شده (٥١ ساسانی)
دخترانه
(احتمالی) شکوه و بزرگی
دخترانه / عربی
نمایان شدن، خود را آشکار کردن، خودنمایی؛ (به مجاز) زیبایی، جاذبه
دخترانه / عربی
مؤنث «جلیل»؛ بزرگوار و باشکوه
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «جلیله» (بزرگوار
دخترانه / عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «جمال» و «بیبی» (بانو). معنی «جمال»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
ترکیبی از «جمال» و «خاتون». معنی «جمال»: عربی؛ زیبایی. معنی «خاتون»: ترکی و مغولی؛ بانو
دخترانه / عربی، ترکی، مغولی
(احتمالی) منسوب به جمال؛ زیبا
دخترانه / عربی
(احتمالی) مروارید نقرهای
دخترانه / عربی
ترکیبی از «جم»
دخترانه / فارسی
(احتمالی) شکل زنانه «جمشید»
دخترانه
(احتمالی) ترکیبی از «جمعه» (آدینه) و «کل». معنی «جمعه»: عربی
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «جمعه» (آدینه) و «گل» (گل). معنی «جمعه»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
زیبارو، صفت همریشهی جمال
دخترانه / عربی
ترکیبی از «جمیله» و «سادات». معنی «جمیله»: عربی
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «جمیله» و «بیبی» (بانو). معنی «جمیله»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «جمیله» و «بیگم» (بانو
دخترانه / عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «جمیله» و «خانوم» (خانم
دخترانه / عربی، ترکی
بهشت و باغها؛ نیز دل و جان
دخترانه / عربی
بهشت، فردوس
دخترانه / عربی
ترکیبی از «جنت» و «گل». معنی «جنت»: عربی؛ بهشت، باغ پردرخت. معنی «گل»: فارسی؛ گل
دخترانه / عربی، فارسی
) نام گلی است . از نامهای رواج میان بانوان کرد. چهر آرای چهر آزاد نام دیگر همای دختر بهمن
دخترانه
صورت مؤنث «یوحنا» از «یوحانان» به معنی «خدا بخشنده است»
دخترانه / عبری
نام بانوئی پارسی است ءنامهای عباسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «جواهر» (گوهرها) و «بیگم» (بانو). معنی «جواهر»: عربی
دخترانه / عربی، ترکی
(احتمالی) منسوب به جواهر؛ گوهری
دخترانه / عربی
قبلی ۱ ۲
بعدی
اسم پسر با حرف ج (۱۸۴ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.