خانه اسم پسر عربی عربی، حرف ش صفحهی ۲ از نامهای مرکب (، شفیع و محّمد
پسرانه / عربی
(احتمالی) نازک و شفاف
پسرانه / عربی
مهربان، دلسوز
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «شفیق» و «الله» (خدا). معنی «شفیق»: عربی
پسرانه / عربی
از ریشهی «شقق» به معنی شکافتن
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «شکار» و «علی». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
سپاس خدا
پسرانه / فارسی، عربی
از «شکر» (سپاس) و «علی». معنی «شکر»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
سپاسگذار، اسم فاعل از ریشهی شُکر
پسرانه / عربی
باشکوه
پسرانه / فارسی، عربی
تحمل، بردباری، صبر، شکیبیدن
پسرانه / عربی
در فارسی: خوش - ریخت
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «شکیل» و «احمد» (ستوده). معنی «شکیل»: فارسی و عربی
پسرانه / عربی
بلند مرتبه، از ریشهی شمخ (شرافت)
پسرانه / عربی
خورشید؛ نام شمس تبریزی، مراد مولوی؛ نام سوره نود و یکم قرآن
پسرانه / عربی
(احتمالی) خورشید جهان
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) خورشید حق
پسرانه / عربی
به معنای خورشید دولت
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «شمس» و «الرحمان» (بخشنده
پسرانه / عربی
«خورشید شریعت»
پسرانه / عربی
(احتمالی) «خورشید چاشتگاه»
پسرانه / عربی
«خورشید بزرگیها»؛ لقب قابوس بن وشمگیر، امیر زیاری و نویسندهی دانشمند
پسرانه / عربی
از «شمس» (خورشید) و «علی». معنی «شمس»: عربی
پسرانه / عربی
از «شور» و «علی». معنی «شور»: ورزیدن
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «شوذب» و «علی». معنی «شوذب»: عربی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «شوق» و «علی». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) منسوب به شوق
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شوکت» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «شوکت»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) بخشش شاه
پسرانه / فارسی، عربی
سنگ آسمانی، سفت از ریشهی شهب [شهاب الدین سهروردی:عارف و فیلسوف ایرانی]
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «شهاب» و «الله» (خدا). معنی «شهاب»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «شهاب» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «شهاب»: عربی
پسرانه / عربی
شهاب دین؛ نام سهروردی (شهابالدین)
پسرانه / عربی
بی باکی، دلیری، حالت ترس نداشتن از چیزی یا کسی در انجام کاری یا گفتن مطلبی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «شهباز» (باز بزرگ و شاهی) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «شهباز»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «شهبان» (شاه) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «شهبان»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) منسوب به شهد، شیرین چون عسل
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «شهرام» و «حسن» (نیکو). معنی «شهرام»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «شهربان» (نگهبان شهر) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «شهربان»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «شهروز» و «علی». معنی «شهروز»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) گواه خدا
پسرانه / عربی
معروف، نامدار، نامور
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «شی» و «محمد» (ستوده). معنی «شی»: مخفف شوی (شوهر) در زبان لری. معنی «محمد»: عربی
پسرانه / عربی
سپید موی، از ریشهی شیب (سالخوردگی) [از خوارج، نیای قبیله شیبانیه]
پسرانه / عربی
«شیبة» به معنای سپیدی موی و پیری
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «شیخ» (بزرگ و پیر) و «احمد» (ستوده). معنی «شیخ»: در اسلام عالِم علمای دینی. عالِم شیعه، رئیس طایف. مرد پیر، مرشد. مفردِ شیوخ. معنی «احمد»: عربی؛ ستودهترین؛ از نامهای پیامبر اسلام که در قرآن (سوره صف) آمده است
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «شیخ» (بزرگ و پیر) و «حسن» (نیکو). معنی «شیخ»: در اسلام عالِم علمای دینی. عالِم شیعه، رئیس طایف. مرد پیر، مرشد. مفردِ شیوخ. معنی «حسن»: عربی؛ نیکو و زیبا. نام امام دوم شیعیان، حسن بن علی، نخستین فرزند امام علی و حضرت فاطمه که به «کریم اهل بیت» نامدار است
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «شیخ» (بزرگ و پیر) و «محمد» (ستوده). معنی «شیخ»: در اسلام عالِم علمای دینی. عالِم شیعه، رئیس طایف. مرد پیر، مرشد. مفردِ شیوخ. معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «شیخ» (بزرگ و پیر) و «نبی». معنی «شیخ»: در اسلام عالِم علمای دینی. عالِم شیعه
پسرانه / عربی
از «شیخ» و «علی». معنی «شیخ»: در اسلام عالِم علمای دینی. عالِم شیعه
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «شیخ» و «مراد». معنی «شیخ»: در اسلام عالِم علمای دینی. عالِم شیعه
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «شیر» (شیر) و «حسن» (نیکو). معنی «شیر»: جانور گوشتخوار از تیرهی گربهسانان
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «شیر» (شیر) و «واله». معنی «شیر»: جانور گوشتخوار از تیرهی گربهسانان
پسرانه / عربی
از «شیر» و «احمد». معنی «شیر»: جانور گوشتخوار از تیرهی گربهسانان
پسرانه / عربی
ترکیبی از «شیر» و «الله»
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «شیر» و «امین». معنی «شیر»: جانور گوشتخوار از تیرهی گربهسانان
پسرانه / عربی
قبلی
۱ ۲ ۳
بعدی
اسم دختر عربی با حرف ش (۷۲ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.