(احتمالی) ترکیبی از «حاجی» (زائر خانهی خدا) و «کریم» (بخشنده). معنی «حاجی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حاجی» (زائر خانهی خدا) و «گلدی» (آمد، در ترکی). معنی «حاجی»: عربی؛ حجگزار
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حاجی» (زائر خانهی خدا) و «مجتبی». معنی «حاجی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حاجی» (زائر خانهی خدا) و «مجید» (بزرگوار). معنی «حاجی»: عربی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «حاجی» و «محمد». معنی «حاجی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «حاجی»
پسرانه / عربی
ترکیبی از «حاجی» و «محمود». معنی «حاجی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حاجی» (زائر خانهی خدا) و «نظر» (نگاه). معنی «حاجی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حاجی» (زائر خانهی خدا) و «نعمت». معنی «حاجی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حاجی» (زائر خانهی خدا) و «نفس». معنی «حاجی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حاجی» (زائر خانهی خدا) و «نور» (روشنی). معنی «حاجی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حاجی» (زائر خانهی خدا) و «ولی». معنی «حاجی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حاجی» (زائر خانهی خدا) و «یوسف» (نام پیامبر
پسرانه / عربی، عبری
(احتمالی) از «حاجی» و «حسین». معنی «حاجی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «حاجی» و «علی». معنی «حاجی»: عربی
پسرانه / عربی
از «حاجی» و «قلی» (بنده). معنی «حاجی»: عربی
پسرانه / عربی، ترکی
ترکیبی از «حاجی» و «مراد»
پسرانه / عربی
کسی که شتران را با خواندن آواز میراند، اسم فاعل از
پسرانه / عربی
(احتمالی) تیزبین
پسرانه / عربی
شخم زننده، شیر درنده، اسم فاعل از ریشهی حرث (شکافتن) [حارث ابن جبله:امیر بنیحفنۀ در شام]
پسرانه / عربی
نگهبان، از ریشهی حرس (پاسبانی کردن)
پسرانه / عربی
محتاط، اسم فاعل از ریشهی حزم
پسرانه / عربی
نتیجه، فراهم و موجود یا به دست آمده، آنچه در طول عمر به دست آمده یا کسب شده است
پسرانه / عربی
حفظ کننده، یادآور، اسم فاعل از ریشهی حفظ [لقب حفظ کنندگان قرآن]
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حافظ» و «رضا» (خشنودی). معنی «حافظ»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «حافظ» (نگهبان) و «علی». معنی «حافظ»: عربی
پسرانه / عربی
نگهدارنده، بهیادسپارنده
پسرانه / عربی
(احتمالی) داور، فرمانروا
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «حال» و «محمد». معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «حالت» و «قربان». معنی «حالت»: خوشی، سرمستی. معنی «قربان»: عربی؛ فدا؛ عید قربان
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حالت» و «محمد» (ستوده). معنی «حالت»: خوشی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حالت» و «نظر» (نگاه). معنی «حالت»: خوشی، سرمستی. معنی «نظر»: عربی؛ نگاه
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حالی» و «محمد» (ستوده). معنی «حالی»: آراسته
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حالی» و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «حالی»: آراسته
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حامد» و «محمد» (ستوده). معنی «حامد»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «حامد» (ستایشگر) و «جعفر». معنی «حامد»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «حامد» (ستایشگر) و «حسین». معنی «حامد»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «حامد» (ستایشگر) و «رضا». معنی «حامد»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «حامد» (ستایشگر) و «علی». معنی «حامد»: عربی
پسرانه / عربی
از «حا میم»
پسرانه / عربی
(احتمالی) پشتیبان
پسرانه / عربی
نسبت به «حائر»
پسرانه / عربی
معشوقه، اسم فاعل از ریشهی حب
پسرانه / عربی
محبوب، از ریشهی حبب (دوست داشتن) [ابن حبان:مورخ و جغرافیدان عرب]
پسرانه / عربی
نام کهن سرزمین اتیوپی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حبی» و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته
پسرانه / عربی
دوست، از ریشهی حبب (دوست داشتن)
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حبیب» و «احمد» (ستوده). معنی «حبیب»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حبیب» و «الرحمان» (بخشنده
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حبیب» و «الرحمن» (بخشنده
پسرانه / عربی
ترکیبی از «حبیب» و «الله»
پسرانه / عربی
ترکیبی از «حبیب» و «رحمان». معنی «حبیب»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حبیب» و «رضا» (خشنودی). معنی «حبیب»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حبیب» و «محمد» (ستوده). معنی «حبیب»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) پرده خدا
پسرانه / عربی
دلیل و برهان؛ لقب امام زمان (حجت)
پسرانه / عربی
دلیلِ خداوند. حجةالله
پسرانه / عربی
اسم دختر عربی با حرف ح (۱۲۷ اسم)