رفتن به محتوا
نوزاد

۲۷۴ اسم

معنی اسم پسر عربی با حرف ح، صفحه‌ی ۴

صفحه‌ی ۴ از ۵؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

حسین ناصر

(احتمالی) ترکیبی از «حسین» (نیکوی کوچک) و «ناصر». معنی «حسین»: عربی

پسرانه عربی

حسین نظری

(احتمالی) ترکیبی از «حسین» (نیکوی کوچک) و «نظری» (منسوب به نظر). معنی «حسین»: عربی

پسرانه عربی

حسین هادی

(احتمالی) ترکیبی از «حسین» (نیکوی کوچک) و «هادی» (راهنما). معنی «حسین»: عربی

پسرانه عربی

حسینجان

از «حسین» و «جان». معنی «حسین»: عربی

پسرانه عربی، عبری

حسینعباس

(احتمالی) ترکیبی از «حسین» (نیکوی کوچک) و «عباس» (شیر بیشه). معنی «حسین»: عربی

پسرانه عربی

حسینعلی

از نام‌های مرکب، حسین و علی

پسرانه عربی

حسینقلی

از «حسین» و «قلی» (بنده). معنی «حسین»: عربی

پسرانه عربی، ترکی

حسینگل

(احتمالی) ترکیبی از «حسین» (نیکوی کوچک) و «گل» (گل). معنی «حسین»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

حسینمراد

(احتمالی) ترکیبی از «حسین» (نیکوی کوچک) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «حسین»: عربی

پسرانه عربی

حسینمهدی

از «حسین» و «مهدی». معنی «حسین»: عربی

پسرانه عربی

حشمت علی

(احتمالی) ترکیبی از «حشمت» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «حشمت»: عربی

پسرانه عربی

حصین

جای محکم و استوار، اسم تصغیر از ریشه‌ی حصن

پسرانه عربی

حضرتعلی

(احتمالی) از «حضرت» و «علی». معنی «حضرت»: قرب

پسرانه عربی

حفیظ

دارنده، کسی که حفظ کرده، صفت از ریشه‌ی حفظ

پسرانه عربی

حفیظ رحمان

ترکیبی از «حفیظ» و «رحمان». معنی «حفیظ»: عربی

پسرانه عربی

حق نظر

(احتمالی) از «حق» و «نظر»؛ نگاه حق. معنی «نظر»: عربی؛ نگاه

پسرانه عربی

حقعلی

(احتمالی) از «حق» (خدا

پسرانه عربی

حقمراد

ترکیبی از «حق» و «مراد». معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته

پسرانه عربی

حکمت

دانش و فرزانگی

پسرانه عربی

حکمت الله

(احتمالی) ترکیبی از «حکمت» و «الله» (خدا). معنی «حکمت»: عربی

پسرانه عربی

حکمعلی

از «حکم» و «علی». معنی «حکم»: داوری

پسرانه عربی

حکیم

خردمند، پزشک، صفت از ریشه‌ی عربی حکم (داوری کردن) [از القاب خداوند]

پسرانه عربی

حکیم الله

(احتمالی) ترکیبی از «حکیم» و «الله» (خدا). معنی «حکیم»: عربی

پسرانه عربی

حکیم بردی

(احتمالی) ترکیبی از «حکیم» و «بردی» (داد

پسرانه عربی، ترکی

حکیم دوردی

(احتمالی) ترکیبی از «حکیم» و «دوردی» (ایستاد و ماند (دوردی)). معنی «حکیم»: عربی

پسرانه عربی، ترکمنی

حکیمعلی

(احتمالی) از «حکیم» (دانا) و «علی». معنی «حکیم»: عربی

پسرانه عربی

حلیم

بردبار، صفت از ریشه‌ی حلم (بردباری) [از القاب خداوند]

پسرانه عربی

حلیم بردی

(احتمالی) ترکیبی از «حلیم» و «بردی» (داد

پسرانه عربی، ترکی

حلیم محمد

(احتمالی) ترکیبی از «حلیم» و «محمد» (ستوده). معنی «حلیم»: عربی

پسرانه عربی

حماد

بسیار سپاسگزار، بسیار حمد کننده و ستاینده

پسرانه عربی

حماس

(احتمالی) شور و دلیری

پسرانه عربی

حمام

کبوتر

پسرانه عربی

حمد

ستایش؛ نام سوره نخست قرآن (حمد)

پسرانه عربی

حمد الرحمان

(احتمالی) ترکیبی از «حمد» و «الرحمان» (بخشنده

پسرانه عربی

حمد باقر

(احتمالی) ترکیبی از «حمد» و «باقر» (شکافنده دانش). معنی «حمد»: عربی

پسرانه عربی

حمد تقی

(احتمالی) ترکیبی از «حمد» و «تقی» (پرهیزگار). معنی «حمد»: عربی

پسرانه عربی

حمد حسین

(احتمالی) ترکیبی از «حمد» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «حمد»: عربی

پسرانه عربی

حمد علی

(احتمالی) ترکیبی از «حمد» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «حمد»: عربی

پسرانه عربی

حمد مهدی

(احتمالی) ترکیبی از «حمد» و «مهدی» (هدایت‌شده). معنی «حمد»: عربی

پسرانه عربی

حمدالله

«ستایش خدا»؛ حمدالله مستوفی، تاریخ‌نگار و جغرافی‌دان سده‌ی هشتم هجری

پسرانه عربی

حمداله

شکل دیگر نوشتاری «حمدالله» به معنای ستایش خداوند. حمدالله مستوفی

پسرانه عربی

حمدان

ستایشگر، اسم فاعل از ریشه‌ی حمد

پسرانه عربی

حمدلله

(احتمالی) شکل دیگری از «حمدالله»

پسرانه عربی

حمدی

(احتمالی) منسوب به حمد؛ ستایشگر

پسرانه عربی

حمزعلی

(احتمالی) از «حمزه» و «علی». معنی «حمزه»: عربی

پسرانه عربی

حمزه

شیر درنده [نام عموی حضرت محمد]

پسرانه عربی

حمزه رضا

(احتمالی) ترکیبی از «حمزه» و «رضا» (خشنودی). معنی «حمزه»: عربی

پسرانه عربی

حمزه علی

ترکیبی از «حمزه» و «علی». معنی «حمزه»: عربی

پسرانه عربی

حمزه فخرالدین

(احتمالی) ترکیبی از «حمزه» و «فخرالدین» (مایه‌ی سربلندی دین). معنی «حمزه»: عربی

پسرانه عربی

حمود

(احتمالی) ستوده

پسرانه عربی

حمید

ستوده، ستایش شده

پسرانه عربی

حمید بردی

(احتمالی) ترکیبی از «حمید» (ستوده) و «بردی» (داد

پسرانه عربی، ترکی

حمید جواد

(احتمالی) ترکیبی از «حمید» (ستوده) و «جواد». معنی «حمید»: عربی

پسرانه عربی

حمید کاوه

(احتمالی) ترکیبی از «حمید» (ستوده) و «کاوه». معنی «حمید»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

حمید مهدی

(احتمالی) ترکیبی از «حمید» (ستوده) و «مهدی» (هدایت‌شده). معنی «حمید»: عربی

پسرانه عربی

حمید یاسر

(احتمالی) ترکیبی از «حمید» (ستوده) و «یاسر». معنی «حمید»: عربی

پسرانه عربی

حمیدالدین

از «حمید» به معنی ستوده و «الدین»

پسرانه عربی

حمیداله

ترکیبی از «حمید» و «الله». معنی «حمید»: عربی

پسرانه عربی

اسم دختر عربی با حرف ح (۱۲۷ اسم)