رفتن به محتوا
نوزاد

۶۸۲ اسم

معنی اسم پسر عربی با حرف ا، صفحه‌ی ۳

صفحه‌ی ۳ از ۱۲؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

احمدضیاء

ترکیبی از «احمد» و «ضیاء». معنی «احمد»: عربی

پسرانه عربی

احمدعلی

نامی مرکب (، احمد و علی

پسرانه عربی

احمدقلی

ترکیبی از «احمد» و «قلی». معنی «احمد»: عربی

پسرانه عربی، ترکی

احمدگل

(احتمالی) از «احمد» و «گل»

پسرانه عربی، فارسی

احمدمراد

ترکیبی از «احمد» و «مراد». معنی «احمد»: عربی

پسرانه عربی

احمدنظیر

ترکیبی از «احمد» و «نظیر». معنی «احمد»: عربی

پسرانه عربی

احمدهادی

ترکیبی از «احمد» و «هادی». معنی «احمد»: عربی

پسرانه عربی

احمدیاسین

ترکیبی از «احمد» و «یاسین». معنی «احمد»: عربی

پسرانه عربی

احور

دارای چشمانی بسیار سیاهرنگ و زیبا

پسرانه عربی

احیا

زنده کردن، زنده نگه داشتن

پسرانه عربی

احیا قلی

(احتمالی) ترکیبی از «احیا» و «قلی» (بنده

پسرانه عربی، ترکی

احیا محمد

(احتمالی) ترکیبی از «احیا» و «محمد» (ستوده). معنی «احیا»: عربی

پسرانه عربی

اخترعلی

(احتمالی) از «اختر» (ستاره) و «علی»

پسرانه فارسی، عربی

اخترمحمد

ترکیبی از «اختر» و «محمد». معنی «اختر»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

اخضر

سبز رنگ، سبز، کبود، آبی. و به مجاز سرسبز، شاداب

پسرانه عربی

ادریس

نام یکی از پیامبران که در قرآن کریم نیز دو بار ذکرش آمده و او را با خَ نوع و ِهرمِس یکی می‌دانند[.، از این جهت او را ادریس می‌گفتند که بسیار درس می‌گفته و بیش از هر چیز به درس دادن اشتغال داشته، در تورات ادریس همان «اخنوخ»و «خنوخ» است]

پسرانه عربی

ادهم

سیاه، اسب سیاه؛ نام ابراهیم ادهم، عارف نامدار

پسرانه عربی

ادیب

ادب‌دان، باادب، سخندان

پسرانه عربی

ادیب الدین

(احتمالی) ترکیبی از «ادیب» و «الدین» (دین). معنی «ادیب»: عربی؛ ادب‌دان، باادب، سخندان

پسرانه عربی

اذنعلی

(احتمالی) از «اذن» (اجازه) و «علی»

پسرانه عربی

اراد محمد

(احتمالی) ترکیبی از «اراد» (آراسته) و «محمد» (ستوده). معنی «اراد»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

اراز علی

(احتمالی) ترکیبی از «اراز» (احتمالا یعنی خوشبخت و کامیاب) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «اراز»: ترکمنی

پسرانه ترکمنی، عربی

اراز وردی

(احتمالی) ترکیبی از «اراز» (احتمالا یعنی خوشبخت و کامیاب) و «وردی» (داد

پسرانه ترکمنی، عربی

ارباب

جمع «رب»؛ سروران و خداوندگاران. در فارسی به معنای مالک و بزرگ

پسرانه عربی

ارباب رقیه

(احتمالی) از «ارباب» و «رقیه». معنی «ارباب»: عربی

پسرانه عربی

ارج محمد

(احتمالی) ترکیبی از «ارج» و «محمد» (ستوده). معنی «ارج»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

ارجب محمد

(احتمالی) ترکیبی از «ارجب» و «محمد» (ستوده). معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

ارجعلی

از «ارج» (ارزش) و «علی». معنی «ارج»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

ارجی محمد

(احتمالی) از «ارجی» و «محمد». معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

ارحام

، خویشان، کسان، بستگان، منسوبان به ویژه منسوبان نََسبی[.این واژه اگر «ارحام» /erham/تلفظ شود به معنی مهربانی کردن، مهر ورزیدن، بخشایش آوردن است]

پسرانه عربی

ارز محمد

(احتمالی) ترکیبی از «ارز» و «محمد» (ستوده). معنی «ارز»: پول کشورهای خارجی. اسناد بانکی که ارزش آنها به پول‌های خارجی معیّن شده باشد. معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

ارشاد

راهنمایی، رهبری و هدایت به راه درست. از ریشه‌ی «رشد»، هم‌ریشه با رشید و راشد

پسرانه عربی

ارشاد حسن

(احتمالی) ترکیبی از «ارشاد» و «حسن» (نیکو). معنی «ارشاد»: عربی

پسرانه عربی

ارشد

رشیدتر، بزرگتر؛ 2- دارای درجه و مقامی بالاتر از دیگران، مافوق

پسرانه عربی

ارشدعلی

ترکیبی از «ارشد» و «علی». معنی «ارشد»: (عربی) 1- رشیدتر

پسرانه عربی

ارشدقلی

(احتمالی) از «ارشد» و «قلی» (بنده)

پسرانه عربی، ترکی

ارشیا

تخت و اورنگ شاهان، گاه، تخت

پسرانه عربی، فارسی

ارفع

بلندتر، رفیع‌تر. بلندترین، رفیع‌ترین. و به مجاز ارجمند

پسرانه عربی

ارکان

جمع «رکن»؛ ستون‌ها و پایه‌ها، بخش‌های اصلی هر چیز

پسرانه عربی

اروجعلی

از «اوروج» (روزه

پسرانه ترکی، عربی

ازادعلی

ترکیبی از «آزاد» و «علی». معنی «آزاد»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

ازبرعلی

(احتمالی) از «ازبر» (از حفظ) و «علی»

پسرانه عربی

ازهر

روشن، درخشان

پسرانه عربی

اژدرعلی

(احتمالی) از «اژدر» (اژدها) و «علی»

پسرانه فارسی، عربی

اسامه

شیر؛ نام اسامة بن زید، یار جوان پیامبر

پسرانه عربی

اسجد

(احتمالی) سجده‌کننده‌تر

پسرانه عربی

اسحاق

نام پسر حضرت ابراهیم(ع) از ساره [سارا] از زمره پیامبران بنی اسرائیل.نام این پیغمبر (اسحاق) هفده بار در قرآن کریم آمده است؛ (2) سردار ایرانی که در ماوراءالنهر به خونخواهی ابومسلم برخاست [قرن 2هجری] و بر منصور خلیفه‌ی عباسی شورید و مژده‌ی آمدن زرتشت را داد

پسرانه عبری، عربی

اسحاق علی

(احتمالی) ترکیبی از «اسحاق» (به معنی می‌خندد) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «اسحاق»: عبری

پسرانه عبری، عربی

اسحق علی

(احتمالی) ترکیبی از «اسحق» (نام پسر ابراهیم پیامبر (اسحاق)) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «اسحق»: صورتی از «اسحاق»، پسر ابراهیم پیامبر. معنی «علی»: عربی؛ بلندمرتبه و والا. نام امام نخست شیعیان و چهارمین خلیفه، علی بن ابی‌طالب، داماد پیامبر و نماد دانش، دلیری و دادگری؛ «العلی» از نام‌های خداست

پسرانه عربی

اسد

شیر؛ نیز نام برج پنجم (مرداد) در گاه‌شماری

پسرانه عربی

اسد وردی

(احتمالی) ترکیبی از «اسد» (شیر) و «وردی» (داد

پسرانه عربی

اسدالدین

«شیر دین»؛ لقبی برای دلیران دین

پسرانه عربی

اسدالله

«شیر خدا»؛ لقب علی بن ابی‌طالب. از نام‌های رایج پسرانه در ایران

پسرانه عربی

اسداله

«شیر خدا»؛ لقب علی بن ابی‌طالب؛ صورت دیگر «اسدالله»

پسرانه عربی

اسدخان

از «اسد» (شیر) و «خان» (بزرگ). معنی «اسد»: عربی

پسرانه عربی

اسدعلی

از «اسد» (شیر) و «علی». معنی «اسد»: عربی

پسرانه عربی

اسدمراد

از «اسد» (شیر) و «مراد» (آرزو). معنی «اسد»: عربی

پسرانه عربی

اسدی

منسوب به «اسد» به معنای شیر. اسدی توسی

پسرانه عربی

اسعد

خوشایندترین، مبارکترین، صفت برتر از ریشه‌ی سعد (خوشبختی)

پسرانه عربی

اسم دختر عربی با حرف ا (۱۷۷ اسم)