خانه اسم پسر عربی عربی، حرف ا صفحهی ۳ ترکیبی از «احمد» و «ضیاء». معنی «احمد»: عربی
پسرانه / عربی
نامی مرکب (، احمد و علی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «احمد» و «قلی». معنی «احمد»: عربی
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) از «احمد» و «گل»
پسرانه / عربی، فارسی
ترکیبی از «احمد» و «مراد». معنی «احمد»: عربی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «احمد» و «نظیر». معنی «احمد»: عربی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «احمد» و «هادی». معنی «احمد»: عربی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «احمد» و «یاسین». معنی «احمد»: عربی
پسرانه / عربی
دارای چشمانی بسیار سیاهرنگ و زیبا
پسرانه / عربی
زنده کردن، زنده نگه داشتن
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «احیا» و «قلی» (بنده
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «احیا» و «محمد» (ستوده). معنی «احیا»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «اختر» (ستاره) و «علی»
پسرانه / فارسی، عربی
ترکیبی از «اختر» و «محمد». معنی «اختر»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) برگزیده دین
پسرانه / عربی
سبز رنگ، سبز، کبود، آبی. و به مجاز سرسبز، شاداب
پسرانه / عربی
نام یکی از پیامبران که در قرآن کریم نیز دو بار ذکرش آمده و او را با خَ نوع و ِهرمِس یکی میدانند[.، از این جهت او را ادریس میگفتند که بسیار درس میگفته و بیش از هر چیز به درس دادن اشتغال داشته، در تورات ادریس همان «اخنوخ»و «خنوخ» است]
پسرانه / عربی
سیاه، اسب سیاه؛ نام ابراهیم ادهم، عارف نامدار
پسرانه / عربی
ادبدان، باادب، سخندان
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «ادیب» و «الدین» (دین). معنی «ادیب»: عربی؛ ادبدان، باادب، سخندان
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «اذن» (اجازه) و «علی»
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «اراد» (آراسته) و «محمد» (ستوده). معنی «اراد»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «اراز» (احتمالا یعنی خوشبخت و کامیاب) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «اراز»: ترکمنی
پسرانه / ترکمنی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «اراز» (احتمالا یعنی خوشبخت و کامیاب) و «وردی» (داد
پسرانه / ترکمنی، عربی
جمع «رب»؛ سروران و خداوندگاران. در فارسی به معنای مالک و بزرگ
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «ارباب» و «رقیه». معنی «ارباب»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «ارج» و «محمد» (ستوده). معنی «ارج»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «ارجب» و «محمد» (ستوده). معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام
پسرانه / عربی
از «ارج» (ارزش) و «علی». معنی «ارج»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «ارجی» و «محمد». معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام
پسرانه / عربی
، خویشان، کسان، بستگان، منسوبان به ویژه منسوبان نََسبی[.این واژه اگر «ارحام» /erham/تلفظ شود به معنی مهربانی کردن، مهر ورزیدن، بخشایش آوردن است]
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «ارز» و «محمد» (ستوده). معنی «ارز»: پول کشورهای خارجی. اسناد بانکی که ارزش آنها به پولهای خارجی معیّن شده باشد. معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام
پسرانه / عربی
راهنمایی، رهبری و هدایت به راه درست. از ریشهی «رشد»، همریشه با رشید و راشد
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «ارشاد» و «حسن» (نیکو). معنی «ارشاد»: عربی
پسرانه / عربی
رشیدتر، بزرگتر؛ 2- دارای درجه و مقامی بالاتر از دیگران، مافوق
پسرانه / عربی
ترکیبی از «ارشد» و «علی». معنی «ارشد»: (عربی) 1- رشیدتر
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «ارشد» و «قلی» (بنده)
پسرانه / عربی، ترکی
تخت و اورنگ شاهان، گاه، تخت
پسرانه / عربی، فارسی
بلندتر، رفیعتر. بلندترین، رفیعترین. و به مجاز ارجمند
پسرانه / عربی
جمع «رکن»؛ ستونها و پایهها، بخشهای اصلی هر چیز
پسرانه / عربی
از «اوروج» (روزه
پسرانه / ترکی، عربی
ترکیبی از «آزاد» و «علی». معنی «آزاد»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «ازبر» (از حفظ) و «علی»
پسرانه / عربی
روشن، درخشان
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «اژدر» (اژدها) و «علی»
پسرانه / فارسی، عربی
شیر؛ نام اسامة بن زید، یار جوان پیامبر
پسرانه / عربی
(احتمالی) سجدهکنندهتر
پسرانه / عربی
نام پسر حضرت ابراهیم(ع) از ساره [سارا] از زمره پیامبران بنی اسرائیل.نام این پیغمبر (اسحاق) هفده بار در قرآن کریم آمده است؛ (2) سردار ایرانی که در ماوراءالنهر به خونخواهی ابومسلم برخاست [قرن 2هجری] و بر منصور خلیفهی عباسی شورید و مژدهی آمدن زرتشت را داد
پسرانه / عبری، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «اسحاق» (به معنی میخندد) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «اسحاق»: عبری
پسرانه / عبری، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «اسحق» (نام پسر ابراهیم پیامبر (اسحاق)) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «اسحق»: صورتی از «اسحاق»، پسر ابراهیم پیامبر. معنی «علی»: عربی؛ بلندمرتبه و والا. نام امام نخست شیعیان و چهارمین خلیفه، علی بن ابیطالب، داماد پیامبر و نماد دانش، دلیری و دادگری؛ «العلی» از نامهای خداست
پسرانه / عربی
شیر؛ نیز نام برج پنجم (مرداد) در گاهشماری
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «اسد» (شیر) و «وردی» (داد
پسرانه / عربی
«شیر دین»؛ لقبی برای دلیران دین
پسرانه / عربی
«شیر خدا»؛ لقب علی بن ابیطالب. از نامهای رایج پسرانه در ایران
پسرانه / عربی
«شیر خدا»؛ لقب علی بن ابیطالب؛ صورت دیگر «اسدالله»
پسرانه / عربی
از «اسد» (شیر) و «خان» (بزرگ). معنی «اسد»: عربی
پسرانه / عربی
از «اسد» (شیر) و «علی». معنی «اسد»: عربی
پسرانه / عربی
از «اسد» (شیر) و «مراد» (آرزو). معنی «اسد»: عربی
پسرانه / عربی
منسوب به «اسد» به معنای شیر. اسدی توسی
پسرانه / عربی
خوشایندترین، مبارکترین، صفت برتر از ریشهی سعد (خوشبختی)
پسرانه / عربی
قبلی
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲
بعدی
اسم دختر عربی با حرف ا (۱۷۷ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.