خانه اسم پسر عربی عربی، حرف ا صفحهی ۱۰ (احتمالی) از «امیر» و «کنعان» (سرزمین یعقوب). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «امیر» و «کوشا» (کوشنده). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «کوشان» (نام دودمانی کهن در آسیای میانه). معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور. معنی «کوشان»: نام دودمان کوشانیان
پسرانه / عربی
امیر و پادشاه بزرگ و سرور
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «کیارش» (پادشاه بزرگ
پسرانه / عربی، فارسی
امیر پادشاهان، پادشاه پادشاهان، امیر و پادشاه بزرگان و سروران
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «امیر» و «کیانوش» (از تبار کیان). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
از نامهای مرکب)، امیر و کیوان
پسرانه / عربی، فارسی
ترکیبی از «امیر» و «کیهان». معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «ماکان» (نام سردار دیلمی). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «امیر» و «مالک» (دارنده). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «امیر» و «مؤمن» (باایمان). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
امیر و پادشاه محکم و استوار و با وقار
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «امیر» و «مجتبی» (برگزیده). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «مجید» (بزرگوار). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «امیر» و «محتشم» (باشکوه). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «امیر» و «محراب» (جای نماز پیشنماز). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
پادشاه و امیر احسان کننده و امیر نیکوکار و نیکو کردار
پسرانه / عربی
امیر بسیار تحسین شده و پادشاه ستایش شده
پسرانه / عربی
امیر و پادشاه ستوده شده ,امیر و پادشاه مورد پسند
پسرانه / عربی
از نامهای مرکب (، امیر و مختار
پسرانه / عربی
از نامهای مرکب (، امیر و مرتضی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «امیر» و «مردان»
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «امیر» و «مرصاد» (کمینگاه). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
امیر و پادشاه نیکبخت و سعادتمند، پادشاه خوشبخت و خوش اقبال
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «امیر» و «مسلم» (مسلمان
پسرانه / عربی
ترکیبی از «امیر» و «مشهود». معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
امیر و پادشاه برگزیده شده، حاکم انتخاب شده
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «امیر» و «مصنف» (نویسنده). معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور
پسرانه / عربی
ترکیبی از «امیر» و «مظفر». معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «امیر» و «معراج» (نردبان
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «امیر» و «معز» (عزتدهنده). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «امیر» و «معین». معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
امیر و پادشاه مظفر و پیروز، فرماندهی فاتح و کامکار
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «مهبد» (بزرگ و سرور
پسرانه / عربی، فارسی
امیر هدایت شده، فرمانروای ارشاد گردیده
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «امیر» و «مهدیار» (یار مهدی). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «امیر» و «مهراد» (بخشنده مهر). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «امیر» و «مهراس»
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «امیر» و «مهرداد» (داده مهر). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «امیر» و «مهرگان» (جشن پاییزی ایرانیان). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «مهیار» (نام شاعر دیلمی). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «امیر» و «میعاد» (وعدهگاه). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «امیر» و «میکائیل». معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور
پسرانه / عربی
از نامهای مرکب، ا امیر و ناصر
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «امیر» و «نصرت» (یاری
پسرانه / عربی
«فرمانروای سپاه»؛ لقب حسنعلیخان گروسی، امیرنظام، از رجال نامدار دورهی قاجار
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «امیر» و «نوید» (مژده). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «نیکان» (نیکان
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «امیر» و «نیما» (کمان
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «امیر» و «والا» (بلندمرتبه). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» و «وحید». معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «امیر» و «وصال» (رسیدن به یار). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «امیر» و «وفا». معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور. معنی «وفا»: عربی؛ وفاداری
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «امیر» و «وهاب» (بسیار بخشنده). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «امیر» و «هاتف» (ندادهنده غیبی). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
از نامهای مرکب)، امیر و هادی
پسرانه / عربی
امیر و پادشاه شکننده و خرد کننده، حاکم و فرمانده شکننده و خرد کننده
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «هانی» (شاد
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «امیر» و «هدایت» (راهنمایی). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
قبلی
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲
بعدی
اسم دختر عربی با حرف ا (۱۷۷ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.