معنی اسم گو
گو یعنی:
دلیر، پهلوان، از ریشهی پارسی باستان گَئو (دلیر، پهلوان) [از پهلوانان شاهنامه].
منبع: نامشناخت، شروین وکیلی
معنی دیگر:
به معنای پهلوان و دلیر، و در شاهنامه صفت بسیاری از پهلوانان است.
در داستان «گو و طلخند» در شاهنامه، گو نام شاهزادهای هندی است که بازی شطرنج برای نمایش نبرد او و برادرش ساخته شد.
بدون منبع؛ پیشنهاد هوش مصنوعی
اسمی با ریشهی فارسی.
- ریشه
- فارسی
- ابجد
- ۲۶ (صغیر: ۲)
اسمهای هممعنی با گو
اسمهای مشابه گو
- گرشاسپ دارندهی اسب لاغر، از ریشهی اوستایی
- گیهان از پهلوی «گیهان» به معنای جهان و گیتی. «کیهان» شکل دیگری از همین واژه است. معنی «کیهان»: فارسی؛ صورت دیگر «گیهان» در پهلوی، به معنی جهان، گیتی و همهی هستی؛ «کیهانشناسی» در فارسی امروز به دانش شناخت جهان گفته میشود
- گاتا به معنای سرود
- گرسیوز نااستوار
- گرگین همچون گرگ، از ریشهی پهلوی وورک (گرگ) [از پهلوانان شاهنامه]
- گرشاسب دارنده اسب لاغر؛ گرشاسب پهلوان اژدهاکش اسطورههای ایرانی
- گرجی (احتمالی) اهل گرجستان
- گردآزاد پهلوان آزاده
- گرانمایه نفیس، باارزش
- گرانمهر مهر گرانبها
- گرامیدخت گران گوشواره نام دیگر آزرمیدخت، دختر اسپهبد فرخان بزرگ وزن اسپهبد خورشید
- گرزم رزم کیانی
اسم خواهر و برادر برای گو
اسمهایی که ریشهی مشترک با گو دارند و تعداد هجایشان نزدیک به آن است.
پرسشهای رایج دربارهی گو
معنی اسم گو چیست؟
گو در منابع چند معنی دارد. در نامشناخت، شروین وکیلی: دلیر، پهلوان، از ریشهی پارسی باستان گَئو (دلیر، پهلوان) [از پهلوانان شاهنامه]؛ در پیشنهاد هوش مصنوعی: به معنای پهلوان و دلیر، و در شاهنامه صفت بسیاری از پهلوانان است. در داستان «گو و طلخند» در شاهنامه، گو نام شاهزادهای هندی است که بازی شطرنج برای نمایش نبرد او و برادرش ساخته شد.
ابجد گو چند است؟
ابجد کبیر گو ۲۶ و ابجد صغیر آن ۲ است.