معنی اسم رستم
Rostam
رستم یعنی:
1- کشیده بالا، بزرگ تن، قوی اندام؛ (2- در فارسی باستان، گاتها و دیگر بخشهای اوستا) دلیر و پهلوان.
(3- در قدیم) (به مجاز) مرد شجاع و نیرومند.
(4- اَعلام) ((1) در شاهنامه) پهلوان داستانی ایران، فرزند زال و رودابه که 600سال زندگی کرد.در هنگام زاده شدن چنان درشت بود که به اندرز سیمرغ پهلوی مادرش را شکافتند و او را بیرون آوردند.او با دشمنان ایران، دیوان و جادوان جنگهای بسیار کرد و همیشه پیروز بود.سرانجام بر اثر توطئهی نابرادریاش کشته شد.
(2) نام چند تن از فرمانروایان باوندی که هویت و دوران فرمانروائیشان به طور دقیق معلوم نیست.
(3) نام سه تن از اتابکان ل ُر کوچک.رستم اول:اتابک [873قمری به بعد]؛ رستم دوم:اتابک [873قمری به بعد].
رستم سوم:اتابک [949قمری به بعد].دوران فرمانروایی هیچکدام مشخص نیست.
منبع: بانک جامع نامهای ایرانی (ثبت احوال)
معنی دیگر:
تناور، کسی که رشد کرده و نیرومند شده، از ریشهی.
منبع: نامشناخت، شروین وکیلی
معنی دیگر:
دراوستا رستم از دو پاره ساخته شده رئوذ، ، که به معنی-بالش و رویش است aaa این واژه ریشه رستن و روئیدن است.
دوم واره تهم یا تَخْم، بنابراین رستم درست به معنی تهمتن است یعنی کشیده بالا و و بزرگ تن و نیر ومند.
رستم به پیکره رستهم و رستخم ros-takhm هم آمده ١-نام پسر اسفندیار پهلوان نامی ایران.
٢- نام پسر دستان سام به نوشته بخش ٣٥.
٣- نام یکی از بزرگان زمان یزدگرد سوم برادر فر خزاد ( ٥٢ ٢ ساسانیان ٣_نام یازدهمین شاه باوندی، پسر سر خاب، پسر غارن که ٢٩ سال پادشاهی کرد.
منبع: گنجینه نامهای ایرانی، پورپارسی
معنی دیگر:
«رئوتستهم» یعنی تنومند و دلیر.
رستم پسر زال و رودابه، نامدارترین پهلوان شاهنامه که هفتخوان را گذراند، بر رخش سوار بود و قرنها پشتیبان ایران بود.
بدون منبع؛ پیشنهاد هوش مصنوعی
اسمی پسرانه با ریشهی فارسی.
- جنسیت
- پسرانه
- ریشه
- فارسی
- املای انگلیسی
- Rostam
- ابجد
- ۷۰۰ (صغیر: ۴)
اسمهای مشابه رستم
- رحمان نارنج (احتمالی) از «رحمان» و «نارنج». معنی «رحمان»: عربی
- رحم بی بی (احتمالی) ترکیبی از «رحم» و «بیبی» (بانو). معنی «رحم»: مهربانی. معنی «بیبی»: فارسی
- رحمدل رئوف و دل نازک، دل رحم
- فرزانمهر (احتمالی) از «فرزانه» و «مهر». معنی «فرزانه»: فارسی
- فرخروز روز فرخ، خوشبخت
- فرزام لایق، در خور، شایسته، سزاوار
- فرزاد با فر و شکوه زاده شده، زادهی با فر و شکوه و عظمت
- فردان دارای فرّ
- فرداد زادهی با شأن و شکوه و شوکت، مولود با شکوه
- فرخزاد شاد به دنیا آمده
- فردیس پردیس، فردوس، بهشت
- فرشئوشتره صاحب شتران چابک، از ریشهی اوستایی [از سرداران ماد]
اسم خواهر و برادر برای رستم
اسمهایی که ریشهی مشترک با رستم دارند و تعداد هجایشان نزدیک به آن است.
پرسشهای رایج دربارهی رستم
معنی اسم رستم چیست؟
رستم در منابع چند معنی دارد. در بانک جامع نامهای ایرانی (ثبت احوال): کشیده بالا، بزرگ تن، قوی اندام؛ (2- در فارسی باستان، گاتها و دیگر بخشهای اوستا) دلیر و پهلوان؛ (3- در قدیم) (به مجاز) مرد شجاع و نیرومند؛ (4- اَعلام) ((1) در شاهنامه) پهلوان داستانی ایران، فرزند زال و رودابه که 600سال زندگی کرد.در هنگام زاده شدن چنان درشت بود که به اندرز سیمرغ پهلوی مادرش را شکافتند و او را بیرون آوردند.او با دشمنان ایران، دیوان و جادوان جنگهای بسیار کرد و همیشه پیروز بود.سرانجام بر اثر توطئهی نابرادریاش کشته شد؛ (2) نام چند تن از فرمانروایان باوندی که هویت و دوران فرمانروائیشان به طور دقیق معلوم نیست؛ (3) نام سه تن از اتابکان ل ُر کوچک.رستم اول:اتابک [873قمری به بعد]؛ رستم دوم:اتابک [873قمری به بعد]؛ رستم سوم:اتابک [949قمری به بعد].دوران فرمانروایی هیچکدام مشخص نیست؛ در نامشناخت، شروین وکیلی: تناور، کسی که رشد کرده و نیرومند شده، از ریشهی؛ در گنجینه نامهای ایرانی، پورپارسی: دراوستا رستم از دو پاره ساخته شده رئوذ، ،که به معنی-بالش و رویش است aaa این واژه ریشه رستن و روئیدن است. دوم واره تهم یا تَخْم ، بنابراین رستم درست به معنی تهمتن است یعنی کشیده بالا و و بزرگ تن و نیر ومند. رستم به پیکره رستهم و رستخم ros-takhm هم آمده ١-نام پسر اسفندیار پهلوان نامی ایران ٢- نام پسر دستان سام به نوشته بخش ٣٥ ٣- نام یکی از بزرگان زمان یزدگرد سوم برادر فر خزاد ( ٥٢ ٢ ساسانیان ٣_نام یازدهمین شاه باوندی، پسر سر خاب، پسر غارن که ٢٩ سال پادشاهی کرد.
رستم دخترانه است یا پسرانه؟
رستم اسمی پسرانه است.
ابجد رستم چند است؟
ابجد کبیر رستم ۷۰۰ و ابجد صغیر آن ۴ است.