فاطمه مژگان
(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفتهشده) و «مژگان». معنی «فاطمه»: عربی
دخترانه عربی، فارسی
۱۹۹۵ اسم
صفحهی ۲۴ از ۳۴؛ اسمها به ترتیب الفبا آمدهاند.
(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفتهشده) و «مژگان». معنی «فاطمه»: عربی
دخترانه عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفتهشده) و «معصومه سادات». معنی «فاطمه»: عربی
دخترانه عربی
(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفتهشده) و «مینو». معنی «فاطمه»: عربی
دخترانه عربی، فارسی
اسمی است به معنی دختر خورشید که کنایه از پیامبر اسلام می باشد یعنی فاطمه دختر محمد
دخترانه عربی، یونانی
(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفتهشده) و «یاس». معنی «فاطمه»: عربی
دخترانه عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفتهشده) و «یاسمین». معنی «فاطمه»: عربی
دخترانه عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفتهشده) و «نورا» (روشنایی). معنی «فاطمه»: عربی
دخترانه عربی
منسوب به فاطمه. در فرهنگ شیعی «ایام فاطمیه» روزهای سوگواری حضرت فاطمه(س) است و «فاطمیان» نام خلافتی بود که از مغرب برخاست و قاهره را بنا کرد
دخترانه عربی
ترکیبی از «فخر» و «زمان». معنی «فخر»: نازیدن، مباهات کردن. معنی «زمان»: عربی؛ زمان
دخترانه عربی
(احتمالی) ترکیبی از «فخریه» (مایهی افتخار) و «خانم» (بانو). معنی «فخریه»: عربی
دخترانه عربی، ترکی