رفتن به محتوا
نوزاد

۱۴۳ اسم

معنی اسم دختر با حرف ع، صفحه‌ی ۳

صفحه‌ی ۳ از ۳؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

عفت سادات

(احتمالی) ترکیبی از «عفت» و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

عفیفه

مؤنث «عفیف»؛ پاکدامن

دخترانه عربی

عقار

اسباب و اثاث خانه

دخترانه

عقیده

(احتمالی) باور

دخترانه عربی

عقیله

زن خردمند و گرامی؛ لقب زینب دختر علی (عقیله‌ی بنی‌هاشم)

دخترانه عربی

عقیله السادات

(احتمالی) ترکیبی از «عقیله» و «السادات» (سیدها

دخترانه عربی

علویه

منسوب به علی؛ از نوادگان امام علی

دخترانه عربی

علیا

(احتمالی) برترین

دخترانه عربی

علیمه

(احتمالی) شکل دیگری از «علیم» یا «علیه». معنی «علیم»: عربی

دخترانه عربی

علیه

مؤنث علی ؛ بلند مرتبه، ارجمند، از اهل رفعت و شرف

دخترانه عربی

عمران بانو

(احتمالی) ترکیبی از «عمران» و «بانو» (بانو). معنی «عمران»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

عمری

(احتمالی) منسوب به عمر

دخترانه عربی

عمه خانم

(احتمالی) ترکیبی از «عمه» و «خانم» (بانو). معنی «عمه»: واژه عمه در سنسکریت: امبه ambA

دخترانه ترکی

عمه نساء

(احتمالی) ترکیبی از «عمه» و «نساء» (زنان). معنی «عمه»: واژه عمه در سنسکریت: امبه ambA

دخترانه عربی

عنبر

ماده‌ای خوش بو که از شکم نوعی ماهی به همین نام به دست می‌آید

دخترانه عربی

عنبر بانو

(احتمالی) ترکیبی از «عنبر» و «بانو» (بانو). معنی «عنبر»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

عنبربو

عنبربو

دخترانه فارسی، عربی

عنبرپری

(احتمالی) از «عنبر» (ماده‌ای خوشبو) و «پری». معنی «عنبر»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

عنبرطلا

(احتمالی) از «عنبر» و «طلا». معنی «عنبر»: عربی؛ عنبر، ماده‌ی خوشبوی گرانبها. معنی «طلا»: عربی؛ زر

دخترانه عربی

عنقا

نام پرنده‌ای که ظاهراً بلند آشیان بوده و شکار یا دسترسی به آن امکان نداشته است. تلویحاً سیمرغ

دخترانه عربی

عهدیه السادات

ترکیبی از «عهدیه» و «سادات». معنی «عهدیه»: عربی

دخترانه عربی

عهدیه سادات

(احتمالی) ترکیبی از «عهدیه» (پیمان) و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

عینا

(احتمالی) چشم درشت (زن)

دخترانه عربی

اسم پسر با حرف ع (۶۵۲ اسم)