(احتمالی) ترکیبی از «صفت» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «صفت»: جمع صفات
پسرانه / عربی
«شکنندهی صفها»؛ لقب علی بن ابیطالب
پسرانه / عربی، فارسی
از «صفدر» (صفشکن) و «علی». معنی «صفدر»: عربی و فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «صفدر» (صفشکن) و «قلی». معنی «صفدر»: عربی و فارسی
پسرانه / فارسی، عربی، ترکی
ماه دوم سال قمری، از ریشهی اصفار (خالی شدن مردم از مکه برای سفر)
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «صفر» و «طواق» (احتمالا یعنی خروس). معنی «صفر»: عربی
پسرانه / عربی، ترکمنی
(احتمالی) ترکیبی از «صفر» و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «صفر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «صفر» و «دردی». معنی «صفر»: عربی
پسرانه / عربی
از «صفر» (ماه دوم قمری) و «علی». معنی «صفر»: عربی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «صفر» و «قلی». معنی «صفر»: عربی
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) از «صفر» و «قلیچ» (شمشیر). معنی «صفر»: عربی
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) از «صفر» و «محمد». معنی «صفر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) زاده ماه صفر
پسرانه / عربی
سنگ نرم، صاف، از ریشهی صفو (صافی)
پسرانه / عربی
(احتمالی) برگزیدهی خدا؛ در زیارتنامهها آدم ابوالبشر را «صفوة الله» خواندهاند
پسرانه / عربی
از «صفی» به معنی برگزیده و «الله»
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «صفی» و «داد». معنی «صفی»: عربی؛ برگزیده. معنی «داد»: قانون، عدالت، انصاف
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «صفی» و «یار» (یار و دوست). معنی «صفی»: عربی؛ برگزیده. معنی «یار»: فارسی؛ یار
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «صفی» و «یار». معنی «صفی»: عربی؛ برگزیده. معنی «یار»: فارسی؛ یار
پسرانه / عربی، فارسی
برگزیده دین؛ نام شیخ صفی اردبیلی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «صفیر» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «صفیر»: بانگ و فریاد. سوت. معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
از «صفی» و «علی». معنی «صفی»: عربی
پسرانه / عربی
درستی و بهبود، صفت از ریشهی صلح [صلاح الدین ایوبی:سردار مسلمان]
پسرانه / عربی
نیکی دین؛ نام صلاحالدین ایوبی
پسرانه / عربی
پاینده، از ریشهی عربی صمد (پایداری و استواری) [از القاب خداوند]
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «صمد» و «باقر» (شکافنده دانش). معنی «صمد»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «صمد» و «حسن» (نیکو). معنی «صمد»: عربی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «صمد» و «حلیم». معنی «صمد»: عربی
پسرانه / عربی
بینیازی خدا
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «صمد» (بینیاز) و «علی». معنی «صمد»: عربی
پسرانه / عربی
شمشیر تیز و محکم
پسرانه / عربی
نام شیخ صنعان در منطقالطیر عطار
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «صنعت» و «اله» (خدا). معنی «صنعت»: عربی؛ هنر
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «صورت» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «صورت»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «صورت» (چهره) و «علی». معنی «صورت»: عربی
پسرانه / عربی
پیرو یکی از فرقههای تصوف
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «صولت» (شکوه) و «علی». معنی «صولت»: عربی
پسرانه / عربی
سرخیِ آمیخته به سپیدی، لقب شیر، اسم تصغیر از ریشهی صهب [از صحابه]
پسرانه / عربی
ترانهخوان، اسم فاعل از ریشهی صیح (آواز، بانگ)
پسرانه / عربی
به معنای روزه گرفتن و روزه. واژهی «صیام» در قرآن در آیهی «کُتِبَ عَلَیکُمُ الصّیام» (بقره، ۱۸۳) آمده است
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «صید» و «اکبر» (بزرگتر). معنی «صید»: شکار کردن. معنی «اکبر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «صید» و «جعفر» (نهر و رود). معنی «صید»: شکار کردن. معنی «جعفر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «صید» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «صید»: شکار کردن. معنی «حسین»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «صید» و «نور» (روشنی). معنی «صید»: شکار کردن. معنی «نور»: عربی
پسرانه / عربی
اسم دختر عربی با حرف ص (۸۴ اسم)