رفتن به محتوا
نوزاد

۶۲۴ اسم

معنی اسم پسر ترکی، صفحه‌ی ۵

صفحه‌ی ۵ از ۱۱؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

بایرام قلیچ

(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید

پسرانه ترکی

بایرام گلدی

(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید

پسرانه ترکی

بایرام محمد

(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید

پسرانه ترکی، عربی

بایرام مراد

(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید

پسرانه ترکی، عربی

بایرامقلی

(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید

پسرانه ترکی

بایرامگل

(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید

پسرانه ترکی، فارسی

بایف

(احتمالی) توانگر

پسرانه ترکی

بایندر

پرنعمت [پسر کوک خان و نوهی اوغوز خانِ مغول]

پسرانه ترکی

بایندور

شکل دیگر «بایندر»

پسرانه ترکی

بداقعلی

(احتمالی) از «بداق» (شاخه) و «علی»

پسرانه ترکی، عربی

براتقلی

(احتمالی) از «برات» (فرمان

پسرانه فارسی، ترکی

براخان

(احتمالی) از «برا» (برادر

پسرانه ترکی

بردی

(احتمالی) داد، بخشید

پسرانه ترکی

بردی قلی

(احتمالی) ترکیبی از «بردی» (داد

پسرانه ترکی

بردی قلیچ

(احتمالی) ترکیبی از «بردی» (داد

پسرانه ترکی

بردی محمد

(احتمالی) ترکیبی از «بردی» (داد

پسرانه ترکی، عربی

بردی نیاز

(احتمالی) ترکیبی از «بردی» (داد

پسرانه ترکی، فارسی

برکان

(احتمالی) یعنی استوار و برکت‌دار

پسرانه ترکی

برو نیاز

(احتمالی) از «برو» و «نیاز»

پسرانه ترکی

بغرا

خوک نر [از شاهان خوارزمشاهی]

پسرانه ترکی

بک بابا

(احتمالی) بیگ بابا

پسرانه ترکی

بک محمد

(احتمالی) از «بگ» و «محمد»

پسرانه ترکی

بک میرزا

(احتمالی) از «بگ» و «میرزا»

پسرانه ترکی

بک نیاز

(احتمالی) از «بگ» و «نیاز»

پسرانه ترکی

بکتاش

بزرگ ایل، مهترِ قوم، از ریشه‌ی ترکی بیک (سرور، ارباب)

پسرانه ترکی

بکعلی

(احتمالی) از «بگ» (بزرگ) و «علی»

پسرانه ترکی، عربی

بگزاده

(احتمالی) بیگ‌زاده، فرزند بزرگان

پسرانه ترکی، فارسی

بگشیر

(احتمالی) ترکی؛ از «بگ» و «شیر»

پسرانه ترکی

بگعلی

(احتمالی) از «بگ» (بزرگ) و «علی»

پسرانه ترکی، عربی

بگلر

جمع «بگ» (بیگ) به معنی بزرگان و سروران. در دوره‌ی صفوی «بیگلربیگی» عنوان فرمانروای یک ایالت بزرگ بود

پسرانه ترکی

بگمراد

(احتمالی) از «بگ» (بزرگ) و «مراد»

پسرانه ترکی، عربی

بوراک

صورت ترکی «بُراق»

پسرانه ترکی

بولود

«بولود» (bulud) در ترکی آذربایجانی به معنی ابر است

پسرانه ترکی

بهادر

دلیر، پهلوان [در نام پایتخت مغولستان (اولان باتور) باقی مانده است]

پسرانه ترکی

بهتاش

(احتمالی) نیک

پسرانه فارسی، ترکی

بهرام بردی

(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «بردی» (داد

پسرانه فارسی، ترکی

بهرام قلی

(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «قلی» (بنده

پسرانه فارسی، ترکی

بهرامقلیچ

(احتمالی) از «بهرام» و «قلیچ» (شمشیر

پسرانه فارسی، ترکی

بهمن قلیچ

(احتمالی) از «بهمن» و «قلیچ» (شمشیر). معنی «بهمن»: فارسی کهن

پسرانه فارسی، ترکی

بیات

بیات نام ایلی ترک؛ «بیات» در موسیقی ایرانی نام چند آواز (بیات ترک، بیات اصفهان) است

پسرانه ترکی

بیات الله

(احتمالی) ترکیبی از «بیات» و «الله» (خدا). معنی «بیات»: ترکی

پسرانه ترکی

بیرام

صورتی از «بایرام» به معنی جشن و عید

پسرانه ترکی

بیرام بردی

(احتمالی) ترکیبی از «بیرام» (بایرام

پسرانه ترکی

بیرام قلی

(احتمالی) ترکیبی از «بیرام» (بایرام

پسرانه ترکی

بیرام قلیچ

(احتمالی) ترکیبی از «بیرام» (بایرام

پسرانه ترکی

بیرام محمد

(احتمالی) ترکیبی از «بیرام» (بایرام

پسرانه ترکی، عربی

بیرامعلی

از «بیرام» (عید) و «علی». معنی «بیرام»: ترکی

پسرانه ترکی، عربی

بیگزاده

(احتمالی) بیگ‌زاده، فرزند بزرگان

پسرانه ترکی، فارسی

بیگلر

امیران، اربابان، از ریشه‌ی ترکی بیگ (ارباب) و لر (پسوند جمع)

پسرانه ترکی

بیگی

(احتمالی) منسوب به بیگ؛ بزرگ‌زاده

پسرانه ترکی

بیوک

بزرگ، مهتر، از ریشه‌ی ترکی بیک (ارباب، سرور). پ

پسرانه ترکی

پاشا

سپهسالار، ترکی شده‌ی «پادشاه »پارسی [منصبی ارتشی در دولت عثمانی]

پسرانه ترکی

پناهلی

(احتمالی) یعنی دارای پناه

پسرانه ترکی

پویراز

«پویراز» (poyraz) نام باد سرد شمال‌شرقی است و از نام یونانی «بورئاس» (Boreas)

پسرانه ترکی

پیر قلی

(احتمالی) از «پیر» و «قلی». معنی «قلی»: ترکی؛ بنده؛ جزء پسین بسیاری از نام‌ها (امامقلی، اللهقلی)

پسرانه ترکی

پیغمبرقلی

(احتمالی) از «پیغمبر» و «قلی» (بنده). معنی «پیغمبر»: فارسی

پسرانه فارسی، ترکی

تابدوق

(احتمالی) یافته شده (تاپدیق)

پسرانه ترکی

تاج بردی

(احتمالی) ترکیبی از «تاج» (تاج) و «بردی» (داد

پسرانه فارسی، ترکی

اسم دختر ترکی (۶۱۸ اسم)