رفتن به محتوا
نوزاد

۶۲۴ اسم

معنی اسم پسر ترکی، صفحه‌ی ۴

صفحه‌ی ۴ از ۱۱؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

انجه

(احتمالی) نازک و ظریف (اینجه)

پسرانه ترکی

انوشتکین

انوشتکین غرچه، غلام سلجوقیان و نیای خاندان خوارزمشاهیان

پسرانه ترکی

اوچار

(احتمالی) یعنی پرنده

پسرانه ترکی

اوخان

(احتمالی) پژواک

پسرانه گیلکی، ترکی

اورجعلی

از «اوروج» (روزه

پسرانه ترکی، عربی

اورخان

نام دومین سلطان عثمانی و پسر عثمان یکم که شهر بورسا را گشود و پایتخت کرد

پسرانه ترکی

اوروج

(احتمالی) روزه (اوروج)

پسرانه ترکی

اوروجعلی

(احتمالی) از «اوروج» (روزه) و «علی»

پسرانه ترکی، عربی

اورهان

اورهان غازی دومین سلطان عثمانی و پسر عثمان یکم بود. اورهان پاموک

پسرانه ترکی

اولیا قلی

(احتمالی) ترکیبی از «اولیا» (دوستان خدا

پسرانه عربی، ترکی

اونای

(احتمالی) یعنی پذیرفته و تأییدشده

پسرانه ترکی

ایاز

هوای خنک متحرک، نسیم

پسرانه ترکی

ایبک

«ماه سرور»؛ قطب‌الدین ایبک بنیان‌گذار سلسله‌ی ممالیک دهلی و سازنده‌ی قطب منار

پسرانه ترکی

ایتاج

(احتمالی) ترکی؛ از «آی» (ماه) و «تاج»

پسرانه ترکی

ایتکین

(احتمالی) پهلوان

پسرانه ترکی

ایشانقلی

(احتمالی) از «ایشان» (پیر

پسرانه ترکی

ایل ایمان

(احتمالی) از «ایل» و «ایمان»

پسرانه ترکی، عربی

ایل بیگی

عنوانی در ایلات ایران

پسرانه ترکی

ایل شان

(احتمالی) از «ایل» و «شان» (شکوه)

پسرانه ترکی

ایل محمد

(احتمالی) از «ایل» و «محمد»

پسرانه ترکی، عربی

ایل مراد

(احتمالی) از «ایل» و «مراد»

پسرانه ترکی، عربی

ایل نور

ترکیبی از «ایل» و «نور». معنی «نور»: عربی؛ روشنایی؛ نام سوره بیست‌وچهارم قرآن

پسرانه ترکی، عربی

ایلتای

(احتمالی) از «ایل» (مردم) و «تای» (همتا)

پسرانه ترکی

ایلچین

(احتمالی) پیام‌آور مردم، سفیر (ایلچی)

پسرانه ترکی

ایلخانی

منسوب به «ایلخان» به معنای فرمانروای ایل

پسرانه ترکی

ایلدار

(احتمالی) فرمانروای سرزمین

پسرانه ترکی

ایلدرم

آذرخش، صاعقه [لقب بایزید اول عثمانی]

پسرانه ترکی

ایلدنیز

(احتمالی) نام شمس‌الدین ایلدگز (ایلدنیز)

پسرانه ترکی

ایلدیریم

آذرخش و صاعقه؛ لقب بایزید یکم عثمانی

پسرانه ترکی

ایلشن

(احتمالی) یعنی شادی مردم

پسرانه ترکی

ایلکان

(احتمالی) نخستین خان؛ پادشاه آغازین

پسرانه ترکی

ایلکین

از «ایلک» (ilk) به معنای نخست و اول. «ایلکین» در ترکی یعنی نخستین و آغازین

پسرانه ترکی

ایللار

(احتمالی) ترکی؛ «ایل‌لار» به معنای ایل‌ها، مردمان

پسرانه ترکی

ایلماز

(احتمالی) شکل دیگری از «یِلماز» (Yılmaz) به معنای کسی که نمی‌هراسد و از پا نمی‌نشیند

پسرانه ترکی

ایلنار

(احتمالی) آتشِ مردم، انار مردم

پسرانه ترکی

ایلهان

صورت امروزی «ایلخان» به معنی فرمانروای ایل و سرزمین. فرمانروایان مغول در ایران پس از هلاکو به همین سبب «ایلخانان» خوانده می‌شدند

پسرانه ترکی

ایمانقلی

(احتمالی) ترکیبی از «ایمان» (باور و ایمان) و «قلی» (بنده

پسرانه عربی، ترکی

بابا قلی

(احتمالی) ترکیبی از «بابا» (پدر) و «قلی» (بنده

پسرانه فارسی، ترکی

بابا قلیچ

(احتمالی) ترکیبی از «بابا» (پدر) و «قلیچ». معنی «بابا»: فارسی

پسرانه فارسی، ترکی

بابر

«ببر»؛ ظهیرالدین محمد بابر بنیان‌گذار سلسله‌ی گورکانیان هند

پسرانه ترکی

باریش

(احتمالی) آشتی و صلح (باریش)

پسرانه ترکی

باساک

(احتمالی) خوشه‌ی گندم؛ نام صورت فلکی سنبله

پسرانه ترکی

بال محمد

(احتمالی) از «بال» (عسل) و «محمد»

پسرانه ترکی

بالا اقلان

(احتمالی) «بالا اوغلان» یعنی پسر کوچک

پسرانه ترکی

بالااوغلان

(احتمالی) پسر کوچک (بالا اوغلان)

پسرانه ترکی

بالاچ

(احتمالی) نام سرداری در حماسه‌ی بلوچی «بالاچ گورگیج»

پسرانه بلوچی، ترکی

بالاخان

(احتمالی) خان کوچک

پسرانه ترکی

بالامحمد

(احتمالی) محمد کوچک

پسرانه ترکی، عربی

بالاوردی

(احتمالی) کودکی داد (بالا وردی)

پسرانه ترکی

بالیمریم

(احتمالی) مریم کوچک

پسرانه ترکی، عربی

بایار

(احتمالی) ترکی؛ توانگر و یار

پسرانه ترکی

بایتگین

(احتمالی) شاهزاده توانگر

پسرانه ترکی

بایرام

عید، جشن، از ریشه‌ی ترکی بیرم

پسرانه ترکی

بایرام دردی

(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید

پسرانه ترکی

بایرام دوردی

(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید

پسرانه ترکی، ترکمنی

بایرام سلطان

(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید

پسرانه ترکی، عربی

اسم دختر ترکی (۶۱۸ اسم)