رفتن به محتوا
نوزاد

۱۲۰۰ اسم

معنی اسم پسر عربی با حرف م، صفحه‌ی ۱۵

صفحه‌ی ۱۵ از ۲۰؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

منصور الدین

(احتمالی) ترکیبی از «منصور» و «الدین» (دین). معنی «منصور»: عربی؛ پیروز، یاری‌شده

پسرانه عربی

منصور سلطان

(احتمالی) ترکیبی از «منصور» و «سلطان» (پادشاه). معنی «منصور»: عربی

پسرانه عربی

منصوراله

ترکیبی از «منصور» و «الله». معنی «منصور»: عربی

پسرانه عربی

منصورعلی

از «منصور» و «علی». معنی «منصور»: عربی

پسرانه عربی

منظرحسین

(احتمالی) ترکیبی از «منظر» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «منظر»: عربی

پسرانه عربی

منعم

برخوردار، ثروتمند، صفت از ریشه‌ی نعمت

پسرانه عربی

منگلی امان

(احتمالی) ترکیبی از «منگلی» و «امان» (ایمنی و زنهار). معنی «امان»: عربی؛ ایمنی، امنیت و زینهار

پسرانه عربی

منگلی مراد

(احتمالی) ترکیبی از «منگلی» و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته

پسرانه عربی

منیب

بازگشت کننده به سوی حق

پسرانه عربی

منیبا

(احتمالی) شکل دیگری از «منیبه»

پسرانه عربی، فارسی

منیراحمد

(احتمالی) ترکیبی از «منیر» و «احمد» (ستوده). معنی «منیر»: عربی

پسرانه عربی

منیف

بلند، مرتفع، برآمده

پسرانه عربی

موثر

(احتمالی) اثرگذار

پسرانه عربی

موحد

آن که به یگانگی خداوند ایمان دارد، یکتا پرست

پسرانه عربی

موسی ارضا

(احتمالی) ترکیبی از «موسی ا» و «رضا» (خشنودی). معنی «رضا»: عربی

پسرانه عربی

موسی علی

(احتمالی) ترکیبی از «موسی» (نام پیامبر

پسرانه عبری، عربی

موسی محمد

(احتمالی) ترکیبی از «موسی» (نام پیامبر

پسرانه عبری، عربی

موسی‌الرضا

از نام‌های مرکب (، موسی و رضا[.این نام مخالِف قیاس ساخته شده است]

پسرانه عربی

موعود

وعده داده شده یا از پیش تعیین شده

پسرانه عربی

مولا

مولی

پسرانه عربی

مولابخش

(احتمالی) از «مولا» و «بخش». معنی «مولا»: عربی

پسرانه عربی

مولاداد

(احتمالی) از «مولا» و «داد»

پسرانه عربی

مولامراد

(احتمالی) ترکیبی از «مولا» و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «مولا»: عربی

پسرانه عربی

مولانا

از «مولی» به معنی سرور و «نا» به معنی ما

پسرانه عربی

مولاوردی

(احتمالی) ترکیبی از «مولا» و «وردی» (داد

پسرانه عربی

مولایار

(احتمالی) ترکیبی از «مولا» و «یار» (یار و دوست). معنی «مولا»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

مولودعلی

(احتمالی) ترکیبی از «مولود» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مولود»: عربی

پسرانه عربی

مولودمحمد

(احتمالی) ترکیبی از «مولود» و «محمد» (ستوده). معنی «مولود»: عربی

پسرانه عربی

مولی

مالک، سرور

پسرانه عربی

مومنعلی

(احتمالی) از «مؤمن» و «علی». معنی «مؤمن»: عربی

پسرانه عربی

مونس علی

(احتمالی) ترکیبی از «مونس» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مونس»: عربی

پسرانه عربی

مهاجر

آن که برای اقامت دائم از وطن خود به جای دیگری سفر می‌کند

پسرانه عربی

مهتدی

هدایت شده، صفت از ریشه‌ی هدی

پسرانه عربی

مهدعلی

(احتمالی) ترکیبی از «مهد» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مهد»: گهواره

پسرانه عربی

مهدی

هدایت‌شده؛ لقب امام دوازدهم شیعیان

پسرانه عربی

مهدی امین

(احتمالی) ترکیبی از «مهدی» (هدایت‌شده) و «امین». معنی «مهدی»: عربی

پسرانه عربی

مهدی حسین

(احتمالی) ترکیبی از «مهدی» (هدایت‌شده) و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «مهدی»: عربی

پسرانه عربی

مهدی رحیم

(احتمالی) ترکیبی از «مهدی» (هدایت‌شده) و «رحیم» (مهربان). معنی «مهدی»: عربی

پسرانه عربی

مهدی رضا

از نام‌های مرکب (، مهدی و رضا

پسرانه عربی

مهدی شادی

(احتمالی) ترکیبی از «مهدی» (هدایت‌شده) و «شادی» (شادمانی). معنی «مهدی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

مهدی علی

(احتمالی) ترکیبی از «مهدی» (هدایت‌شده) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مهدی»: عربی

پسرانه عربی

مهدی فرشید

(احتمالی) ترکیبی از «مهدی» (هدایت‌شده) و «فرشید» (روشنایی خورشید). معنی «مهدی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

مهدی محمد

(احتمالی) ترکیبی از «مهدی» (هدایت‌شده) و «محمد» (ستوده). معنی «مهدی»: عربی

پسرانه عربی

مهدی یار

یاور مهدی؛ (به مجاز) دوستدار و محب مهدی منتظر قائم آل محّمد(ع)

پسرانه عربی، فارسی

مهدیار

(احتمالی) یار مهدی

پسرانه عربی، فارسی

مهدیپارسا

(احتمالی) ترکیبی از «مهدی» (هدایت‌شده) و «پارسا». معنی «مهدی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

مهدیخان

(احتمالی) ترکیبی از «مهدی» (هدایت‌شده) و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه عربی

مهدیصالح

(احتمالی) ترکیبی از «مهدی» (هدایت‌شده) و «صالح». معنی «مهدی»: عربی

پسرانه عربی

مهدیقلی

از «مهدی» و «قلی». معنی «مهدی»: عربی

پسرانه عربی، ترکی

مهدیقمی

(احتمالی) از «مهدی» و «قمی». معنی «مهدی»: عربی؛ هدایت‌شده؛ لقب امام دوازدهم شیعیان

پسرانه عربی

مهر علی مهر

(احتمالی) از «مهر» و «علی». معنی «مهر»: فارسی کهن

پسرانه فارسی، عربی

مهرآمین

(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «آمین». معنی «مهر»: فارسی کهن

پسرانه فارسی، عربی، عبری

مهراب حسین

(احتمالی) ترکیبی از «مهراب» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «مهراب»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

مهرابعلی

(احتمالی) ترکیبی از «مهراب» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مهراب»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

مهراصغر

(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «اصغر». معنی «مهر»: فارسی کهن

پسرانه فارسی، عربی

مهررضا

(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «رضا» (خشنودی). معنی «مهر»: فارسی کهن

پسرانه فارسی، عربی

اسم دختر عربی با حرف م (۲۱۴ اسم)