رفتن به محتوا
نوزاد

۱۲۰۰ اسم

معنی اسم پسر عربی با حرف م، صفحه‌ی ۱۳

صفحه‌ی ۱۳ از ۲۰؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

مشدمحمد

(احتمالی) ترکیبی از «مشد» و «محمد» (ستوده). معنی «مشد»: احتمالا کوتاه‌شده «مشهدی». معنی «محمد»: عربی

پسرانه عربی

مشکعلی

(احتمالی) ترکیبی از «مشک» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مشک»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

مشکوه

شکل دیگر «مشکات» به معنای چراغدان یا طاقچه‌ای که چراغ در آن نهند. این واژه در آیه‌ی نور (نور، ۳۵) آمده است

پسرانه عربی

مشهدمحمد

(احتمالی) ترکیبی از «مشهد» و «محمد» (ستوده). معنی «مشهد»: محل حاضر شدن مردم

پسرانه عربی

مشهود

آشکار، دیده‌شده

پسرانه عربی

مشیر

آن که در کارها با او مشورت می‌کنند، مشورت کننده، رای زننده

پسرانه عربی

مصدق

راستگو، اسم فاعل از ریشه‌ی صدق

پسرانه عربی

مصطفی

برگزیده، اسم مفعول از ریشه‌ی صفو

پسرانه عربی

مصطفی عباس

(احتمالی) ترکیبی از «مصطفی» و «عباس» (شیر بیشه). معنی «مصطفی»: عربی

پسرانه عربی

مصطفی قلی

(احتمالی) ترکیبی از «مصطفی» و «قلی» (بنده

پسرانه عربی، ترکی

مصعب

شتر نر سرکش، اسبی که زیر زین نرفته [مصعب بن عمیر:از صحابی]

پسرانه عربی

مصفا

پاکیزه

پسرانه عربی

مصلح

آنکه با خیر اندیشی و نیکوکاری به مردم کمک می‌کند و مشکلات آن‌ها را برطرف می‌سازد

پسرانه عربی

مصور

صورتگر؛ از نام‌های خدا

پسرانه عربی

مصیب

راستگو، اسم فاعل از ریشه‌ی صوب (صواب)

پسرانه عربی

مطلب

(احتمالی) خواسته؛ عبدالمطلب پدربزرگ پیامبر

پسرانه عربی

مطلبعلی

(احتمالی) ترکیبی از «مطلب» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مطلب»: عربی

پسرانه عربی

مطلق علی

(احتمالی) ترکیبی از «مطلق» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مطلق»: تمام

پسرانه عربی

مظاهر

جمع «مظهر»؛ جلوه‌ها

پسرانه عربی

مظفر

پیروزمند؛ مظفرالدین شاه قاجار که فرمان مشروطه را امضا کرد

پسرانه عربی

مظفرالدین

پیروزی دین؛ نام مظفرالدین‌شاه قاجار

پسرانه عربی

مظفرعلی

از «مظفر» و «علی». معنی «مظفر»: عربی

پسرانه عربی

مظهر

محل آشکار شدن، اسم مکان از ریشه‌ی ظهر (ظهور)

پسرانه عربی

معاد

(احتمالی) رستاخیز

پسرانه عربی

معاذالله

پناه بر خدا. این عبارت در قرآن از زبان یوسف (ع) آمده است (سوره‌ی یوسف، آیه‌ی ۲۳)

پسرانه عربی

معارج

جمع «مِعرَج» به معنی نردبان‌ها و پله‌های بالا رفتن؛ «المعارج» نام سوره‌ی هفتادم قرآن است

پسرانه عربی

معتصم

نگاه دارنده از گناه، اسم فاعل از ریشه‌ی عصم [از خلفای عباسی]

پسرانه عربی

معتضد

یاری کننده، یاری گیرنده

پسرانه عربی

معتمد

کسی که مورد اعتماد

پسرانه عربی

معدی

منسوب به «مَعَد» پسر عدنان، که در تبارنامه‌های عرب نیای قبیله‌های عرب شمالی شمرده می‌شود

پسرانه عربی

معراج

نردبان؛ سفر آسمانی پیامبر

پسرانه عربی

معراج الدین

(احتمالی) ترکیبی از «معراج» و «الدین» (دین). معنی «معراج»: عربی؛ نردبان؛ سفر آسمانی پیامبر

پسرانه عربی

معراجعلی

(احتمالی) ترکیبی از «معراج» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «معراج»: عربی

پسرانه عربی

معرفتالله

(احتمالی) ترکیبی از «معرفت» و «الله» (خدا). معنی «معرفت»: عربی

پسرانه عربی

معرفتعلی

(احتمالی) ترکیبی از «معرفت» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «معرفت»: عربی

پسرانه عربی

معروف

نامدار؛ نام معروف کرخی، عارف

پسرانه عربی

معروفعلی

(احتمالی) ترکیبی از «معروف» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «معروف»: عربی

پسرانه عربی

معز

زمینِ سخت و محکم، شکست ناپذیر

پسرانه عربی

معزالدین

«ارجمندکننده‌ی دین»

پسرانه عربی

معزز

عزیز، گرامی؛ 2- بزرگوار و ارجمند (زن)

پسرانه عربی

معصوم

بیگناه، اسم مفعول از ریشه‌ی عصم

پسرانه عربی

معصوم علی

(احتمالی) ترکیبی از «معصوم» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «معصوم»: عربی

پسرانه عربی

معطی

عطاکننده، بخشنده

پسرانه عربی

معظم

بزرگ داشته شده، بزرگوار

پسرانه عربی

معظم اله

(احتمالی) ترکیبی از «معظم» و «اله» (خدا). معنی «معظم»: عربی؛ بزرگ‌داشته

پسرانه عربی

معظم حمزه

ترکیبی از «معظم» و «حمزه». معنی «معظم»: عربی

پسرانه عربی

معمر

کلانسال، کسی که زیاد عمر کند، اسم فاعل از ریشه‌ی عمر

پسرانه عربی

معید

(احتمالی) بازگرداننده

پسرانه عربی

معید الدین

(احتمالی) ترکیبی از «معید» و «الدین» (دین). معنی «معید»: عربی؛ بازگرداننده

پسرانه عربی

معیدرضا

(احتمالی) ترکیبی از «معید» و «رضا» (خشنودی). معنی «معید»: عربی

پسرانه عربی

معین

یاریگر، کمک کننده، یاور

پسرانه عربی

معین خان

(احتمالی) ترکیبی از «معین» و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه عربی

معین رضا

ترکیبی از «معین» و «رضا». معنی «معین»: عربی

پسرانه عربی

معین شاه

(احتمالی) ترکیبی از «معین» و «شاه» (پادشاه). معنی «معین»: عربی

پسرانه عربی

معینا

(احتمالی) شکل دیگری از «معین» یا «مینا». معنی «معین»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

معینالدین

یاور دین؛ نام خواجه معین‌الدین چشتی

پسرانه عربی

اسم دختر عربی با حرف م (۲۱۴ اسم)