معنی اسم زرین
Zarrin
زرین یعنی:
1- از جنس زر، به رنگ زر، طلایی.
2- زیبا و آراسته.
منبع: بانک جامع نامهای ایرانی (ثبت احوال)
معنی دیگر:
از جنس زر، زرّین و طلایی؛ به مجاز گرانبها و درخشان. در شعر فارسی صفت خورشید و تاج است.
بدون منبع؛ پیشنهاد هوش مصنوعی
اسمی با ریشهی فارسی.
- ریشه
- فارسی
- املای انگلیسی
- Zarrin
- ابجد
- ۲۶۷ (صغیر: ۳)
اسمهای هممعنی با زرین
- زرین گل ترکیبی از «زرین» و «گل». معنی «زرین»: فارسی
- زرین دوست (احتمالی) ترکیبی از «زرین» و «دوست» (دوست). معنی «زرین»: فارسی
- زرین خواه (احتمالی) از «زرین» و «خواه». معنی «زرین»: فارسی
- زرین حال (احتمالی) از «زرین» و «حال». معنی «زرین»: فارسی
- زرین نگار ترکیبی از «زرین» و «نگار». معنی «زرین»: فارسی
- زرین طلا (احتمالی) ترکیبی از «زرین» و «طلا» (زر). معنی «زرین»: فارسی
- زهرا زرین (احتمالی) ترکیبی از «زهرا» (درخشان) و «زرین». معنی «زهرا»: عربی
- زرین تاج از نامهای رواج
- زرین همای ترکیبی از «زرین» و «همای». معنی «زرین»: فارسی
- زریان باد جنوب، باد دبور، باد سرد
- زرین بانو از نامهای رواج
- گلشید گل خورشید، گل آفتاب
اسمهای مشابه زرین
- زنده پیل یازنده پیل. نام پهلوانی بوده است
- زو یاریگر، از ریشهی اوستایی اوزوه (یاری کننده) [از پهلوانان شاهنامهای]
- زنیان ژنیان. زینان. زینیان: تخمی است که آن را بر روی خمیر نان پاشند؛ نانخواه
- زمین تاج (احتمالی) تاج زمین
- زهرا بانو (احتمالی) ترکیبی از «زهرا» (درخشان) و «بانو» (بانو). معنی «زهرا»: عربی
- زمانه (احتمالی) زمانه
- زمران (احتمالی) زمرد
- زند گزارش و شرح اوستا؛ نیز نام دودمان زندیه
- زوپیر م پسر بغابوخش کابیز یکی از هفت همدستان داریوش در جنگ بابل که دماغ و گوشهای خود را برید و نزد بابلیها رفت وبا این فداکاری باعث فتح بابل شد ٥٥ پیرنیا
- زنبق گلی است که به گل چرمی هم شناخته میشود از خانواده ی ایریداسه یک گیاه مقاوم و ماندگار در گلدان و فضای سبز
- زواره زنده، جاندار، از ریشهی پهلوی اوزوارگ (جاندار) [برادر رستم]
- زوبین از نامهای زنده پارسیان هند و نام پسر کیکاوس
اسم خواهر و برادر برای زرین
اسمهایی که ریشهی مشترک با زرین دارند و تعداد هجایشان نزدیک به آن است.
برای خواهر
برای برادر
پرسشهای رایج دربارهی زرین
معنی اسم زرین چیست؟
زرین در منابع چند معنی دارد. در بانک جامع نامهای ایرانی (ثبت احوال): از جنس زر، به رنگ زر، طلایی؛ 2- زیبا و آراسته؛ در پیشنهاد هوش مصنوعی: از جنس زر، زرّین و طلایی؛ به مجاز گرانبها و درخشان. در شعر فارسی صفت خورشید و تاج است.
ابجد زرین چند است؟
ابجد کبیر زرین ۲۶۷ و ابجد صغیر آن ۳ است.