رفتن به محتوا
نوزاد

۱۱۵ اسم

معنی اسم دختر عربی با حرف ع، صفحه‌ی ۲

صفحه‌ی ۲ از ۲؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

عزیزه

مؤنث «عزیز»؛ گرامی

دخترانه عربی

عزیزه بانو

(احتمالی) ترکیبی از «عزیزه» (گرامی

دخترانه عربی، فارسی

عزیزه بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «عزیزه» (گرامی

دخترانه عربی، فارسی

عزیزه خانم

(احتمالی) ترکیبی از «عزیزه» (گرامی

دخترانه عربی، ترکی

عزیزه خانوم

(احتمالی) ترکیبی از «عزیزه» (گرامی

دخترانه عربی، ترکی

عسل

عسل، شیرینی

دخترانه عربی

عسل ناز

ترکیبی از «عسل» و «ناز». معنی «عسل»: عربی؛ عسل، شیرینی. معنی «ناز»: فارسی؛ ناز و کرشمه

دخترانه عربی، فارسی

عشرت السادات

ترکیبی از «عشرت» و «سادات». معنی «عشرت»: عربی

دخترانه عربی

عشرت بانو

(احتمالی) ترکیبی از «عشرت» و «بانو» (بانو). معنی «عشرت»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

عشرت سادات

(احتمالی) ترکیبی از «عشرت» و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

عشیره

خویشاوندان

دخترانه عربی

عصمت

پاکدامنی

دخترانه عربی

عصمت السادات

(احتمالی) ترکیبی از «عصمت» و «السادات» (سیدها؛ نشان سیدزادگی). معنی «عصمت»: عربی؛ پاکدامنی

دخترانه عربی

عصمت بیگم

ترکیبی از «عصمت» و «بیگم». معنی «عصمت»: عربی

دخترانه عربی، فارسی، ترکی

عصمت خاتون

(احتمالی) ترکیبی از «عصمت» و «خاتون» (بانو). معنی «عصمت»: عربی

دخترانه عربی، ترکی، مغولی

عصمت خانم

ترکیبی از «عصمت» و «خانم». معنی «عصمت»: عربی؛ پاکدامنی. معنی «خانم»: ترکی؛ بانو

دخترانه عربی، ترکی

عصمت سادات

(احتمالی) ترکیبی از «عصمت» و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

عطرسای

عطرآگین

دخترانه فارسی، عربی

عطرگل

(احتمالی) گل خوشبو

دخترانه فارسی، عربی

عطری

خوشبو

دخترانه عربی

عطریجان

خوشبوی عزیز

دخترانه فارسی، عربی

عطوفه

زنِ مهربان و با عاطفه

دخترانه عربی

عطیه السادات

ترکیبی از «عطیه» و «سادات». معنی «عطیه»: عربی

دخترانه عربی

عطیه زهرا

(احتمالی) ترکیبی از «عطیه» و «زهرا» (درخشان). معنی «عطیه»: عربی

دخترانه عربی

عطیه سادات

(احتمالی) ترکیبی از «عطیه» و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

عظماء

(احتمالی) بزرگان

دخترانه عربی

عظمت

بزرگی، بزرگوا

دخترانه عربی

عظیمه

مؤنث «عظیم»؛ بزرگ

دخترانه عربی

عفاف

پاکدامنی، ترک شهوت

دخترانه عربی

عفت

پاکدامنی

دخترانه عربی

عفت السادات

(احتمالی) ترکیبی از «عفت» و «السادات» (سیدها؛ نشان سیدزادگی). معنی «عفت»: عربی؛ پاکدامنی

دخترانه عربی

عفت بیگم

ترکیبی از «عفت» و «بیگم». معنی «عفت»: عربی

دخترانه عربی، فارسی، ترکی

عفت خانم

ترکیبی از «عفت» و «خانم». معنی «عفت»: عربی؛ پاکدامنی. معنی «خانم»: ترکی؛ بانو

دخترانه عربی، ترکی

عفت سادات

(احتمالی) ترکیبی از «عفت» و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

عفیفه

مؤنث «عفیف»؛ پاکدامن

دخترانه عربی

عقیده

(احتمالی) باور

دخترانه عربی

عقیله

زن خردمند و گرامی؛ لقب زینب دختر علی (عقیله‌ی بنی‌هاشم)

دخترانه عربی

عقیله السادات

(احتمالی) ترکیبی از «عقیله» و «السادات» (سیدها

دخترانه عربی

علویه

منسوب به علی؛ از نوادگان امام علی

دخترانه عربی

علیا

(احتمالی) برترین

دخترانه عربی

علیمه

(احتمالی) شکل دیگری از «علیم» یا «علیه». معنی «علیم»: عربی

دخترانه عربی

علیه

مؤنث علی ؛ بلند مرتبه، ارجمند، از اهل رفعت و شرف

دخترانه عربی

عمران بانو

(احتمالی) ترکیبی از «عمران» و «بانو» (بانو). معنی «عمران»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

عمری

(احتمالی) منسوب به عمر

دخترانه عربی

عمه نساء

(احتمالی) ترکیبی از «عمه» و «نساء» (زنان). معنی «عمه»: واژه عمه در سنسکریت: امبه ambA

دخترانه عربی

عنبر

ماده‌ای خوش بو که از شکم نوعی ماهی به همین نام به دست می‌آید

دخترانه عربی

عنبر بانو

(احتمالی) ترکیبی از «عنبر» و «بانو» (بانو). معنی «عنبر»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

عنبربو

عنبربو

دخترانه فارسی، عربی

عنبرپری

(احتمالی) از «عنبر» (ماده‌ای خوشبو) و «پری». معنی «عنبر»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

عنبرطلا

(احتمالی) از «عنبر» و «طلا». معنی «عنبر»: عربی؛ عنبر، ماده‌ی خوشبوی گرانبها. معنی «طلا»: عربی؛ زر

دخترانه عربی

عنقا

نام پرنده‌ای که ظاهراً بلند آشیان بوده و شکار یا دسترسی به آن امکان نداشته است. تلویحاً سیمرغ

دخترانه عربی

عهدیه السادات

ترکیبی از «عهدیه» و «سادات». معنی «عهدیه»: عربی

دخترانه عربی

عهدیه سادات

(احتمالی) ترکیبی از «عهدیه» (پیمان) و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

عینا

(احتمالی) چشم درشت (زن)

دخترانه عربی

اسم پسر عربی با حرف ع (۵۸۷ اسم)