رفتن به محتوا
نوزاد

۱۳۷ اسم

معنی اسم دختر عبری، صفحه‌ی ۲

صفحه‌ی ۲ از ۳؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

زهرامریم

(احتمالی) از «زهرا» و «مریم». معنی «زهرا»: عربی

دخترانه عربی، عبری

زیپوراه

پرنده، از ریشه‌ی عبری تسیپرَه به معنی پرنده [نام زن موسی]

دخترانه عبری

زینا

نام دختر نوح نبی (ع)

دخترانه عبری

زیوا

ریشه پهلوی زیبا. از نام‌های رواج میان بانوان کرد

دخترانه عبری

سارا

ملکه [زن ابراهیم]

دخترانه عبری

سارا بانو

(احتمالی) ترکیبی از «سارا» و «بانو» (بانو). معنی «سارا»: عبری

دخترانه عبری، فارسی

ساراء

«شاهزاده‌خانم»؛ ساره همسر ابراهیم پیامبر

دخترانه عبری

سارابیگم

(احتمالی) از «سارا» و «بیگم» (بانو). معنی «سارا»: عبری

دخترانه عبری، ترکی

ساراخاتون

(احتمالی) ترکیبی از «سارا» و «خاتون». معنی «سارا»: عبری

دخترانه عبری، ترکی، مغولی

سارادخت

ترکیبی از «سارا» و «دخت». معنی «سارا»: عبری

دخترانه عبری

سارنا

(احتمالی) از «سارا». معنی «سارا»: عبری؛ شاهزاده خانم؛ نام همسر ابراهیم و مادر اسحاق

دخترانه عبری

ساره

باقیمانده‌ی آشامیدنی در ظرف، ته مانده [زن حضرت ابراهیم]

دخترانه عبری، عربی

ساره بیگم

(احتمالی) ترکیبی از «ساره» و «بیگم» (بانو

دخترانه عبری، ترکی

ساره خاتون

ترکیبی از «ساره» و «خاتون». معنی «ساره»: عبری

دخترانه عبری، ترکی، مغولی

ساره سادات

(احتمالی) ترکیبی از «ساره» و «سادات» (سیدها

دخترانه عبری

سالومه

زوجهی زبدی و مادر یعقوب کبیر و یوحنای انجیلی

دخترانه عبری

سبا

پیرمرد [پسر کوش]

دخترانه عربی، عبری

سوزان

لاله، از ریشه‌ی عبری شوشانّا (لاله)، منسوب به شهر شوش

دخترانه عبری

سیده سارا

(احتمالی) ترکیبی از «سیده» (بانو

دخترانه عبری

سیده ساره

(احتمالی) ترکیبی از «سیده» (بانو

دخترانه عبری

سیده صفورا

(احتمالی) ترکیبی از «سیده» (بانو

دخترانه عبری

سیده مریم

(احتمالی) ترکیبی از «سیده» (بانو

دخترانه عبری

سینادخت

(احتمالی) ترکیبی از «سینا» (نام ابن‌سینا) و «دخت» (دختر). معنی «سینا»: عبری و عربی

دخترانه عبری، عربی

شوشان

«شوشان» در عبری به معنای گل سوسن است و نام «سوزان» و «سوسن» در زبان‌های اروپایی و فارسی با آن هم‌ریشه دانسته می‌شود

دخترانه عبری

شهری جان

(احتمالی) ترکیبی از «شهری» (شهری) و «جان» (جان و روان). معنی «شهری»: فارسی

دخترانه فارسی، عبری

شیرا

«شیرا» در عبری به معنی آواز و سرود است. «شیر هشیریم» یعنی «غزل غزل‌ها»

دخترانه عبری

شیرین جان

ترکیبی از «شیرین» و «جان». معنی «شیرین»: فارسی

دخترانه فارسی، عبری

صدریجان

(احتمالی) ترکیبی از «صدری» و «جان» (جان و روان). معنی «صدری»: عربی

دخترانه عربی، عبری

صفورا

نام زوجهی حضرت موسی(ع) و دختر حضرت شعیب(ع)

دخترانه عبری

صفوره

صورتی از «صفورا»، همسر موسی پیامبر. معنی «صفورا»: عبری؛ پرنده کوچک؛ نام همسر موسی پیامبر

دخترانه عبری

طوبی

خوشی و نیکبختی؛ نام درخت بهشتی

دخترانه عبری

طوطی جان

(احتمالی) ترکیبی از «طوطی» و «جان» (جان و روان). معنی «طوطی»: فارسی

دخترانه فارسی، عبری

عاشورجان

(احتمالی) ترکیبی از «عاشور» (دهمین روز محرم) و «جان» (جان و روان). معنی «عاشور»: عربی

دخترانه عربی، عبری

عزیرخانم

(احتمالی) ترکیبی از «عزیر» (نام یکی از پیامبران بنی‌اسرائیل) و «خانم» (بانو). معنی «عزیر»: عبری

دخترانه عبری، ترکی

فاطمه جان

ترکیبی از «فاطمه» و «جان». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی، عبری

فاطمهسارا

(احتمالی) از «فاطمه» و «سارا». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی، عبری

قدم جان

(احتمالی) ترکیبی از «قدم» و «جان» (جان و روان). معنی «قدم»: پای

دخترانه عبری

قول جان

(احتمالی) ترکیبی از «قول» و «جان» (جان و روان). معنی «قول»: جمع اقوال

دخترانه عبری

کارمل

باغ مو، از ریشه‌ی کَرمی (انگور)

دخترانه عبری

گل سارا

(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «سارا». معنی «گل»: فارسی

دخترانه فارسی، عبری

گله جان

(احتمالی) ترکیبی از «گله» و «جان» (جان و روان). معنی «گله»: شکایت

دخترانه عبری

گلی جان

(احتمالی) ترکیبی از «گلی» و «جان» (جان و روان). معنی «گلی»: فارسی

دخترانه فارسی، عبری

لئا

پوشیده

دخترانه عبری

لیزا

صورت کوتاه «الیزابت»؛ سوگند خدا

دخترانه عبری

لیزدا

(احتمالی) آرامش مادر

دخترانه لری، یونانی، عبری

لیسا

صورت کوتاه «الیزابت»

دخترانه عبری

ماتان

(احتمالی) هدیه

دخترانه عبری

مارتا

بانوی خانه، از ریشه‌ی آرامی

دخترانه عبری

مارلین

صورتی از «مریم». معنی «مریم»: عبری

دخترانه انگلیسی، عبری

ماری

گونه‌ی دیگری از مریم مادر حضرت عیسی مسیح(ع) که در زبان‌های اروپایی رایج است[.ماری نوعی گشتار آوا شناختی از مریم در زبان فرانسوی است]

دخترانه لاتین، عبری

مایه جان

(احتمالی) ترکیبی از «مایه» و «جان» (جان و روان). معنی «مایه»: اصل

دخترانه عبری

مریم

خدمتگزار خدا، پاکدامن؛ نام مادر عیسی که سوره نوزدهم قرآن به نام اوست

دخترانه عبری

مریم اعظم

(احتمالی) ترکیبی از «مریم» و «اعظم» (بزرگ‌تر). معنی «مریم»: عبری

دخترانه عبری، عربی

مریم السادات

(احتمالی) ترکیبی از «مریم» و «السادات» (سیدها

دخترانه عبری

مریم بانو

ترکیبی از «مریم» و «بانو». معنی «مریم»: عبری

دخترانه عبری، فارسی

مریم بگم

ترکیبی از «مریم» و «بیگم». معنی «مریم»: عبری

دخترانه عبری، فارسی، ترکی

مریم بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «مریم» و «بی‌بی» (بانو). معنی «مریم»: عبری

دخترانه عبری، فارسی

مریم بیگم

ترکیبی از «مریم» و «بیگم». معنی «مریم»: عبری

دخترانه عبری، فارسی، ترکی

مریم جان

(احتمالی) ترکیبی از «مریم» و «جان» (جان و روان). معنی «مریم»: عبری

دخترانه عبری

اسم پسر عبری (۳۲۳ اسم)