مؤنث «عزیز»؛ گرامی
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عزیزه» (گرامی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «عزیزه» (گرامی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «عزیزه» (گرامی
دخترانه / عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «عزیزه» (گرامی
دخترانه / عربی، ترکی
عسل، شیرینی
دخترانه / عربی
ترکیبی از «عسل» و «ناز». معنی «عسل»: عربی؛ عسل، شیرینی. معنی «ناز»: فارسی؛ ناز و کرشمه
دخترانه / عربی، فارسی
ترکیبی از «عشرت» و «سادات». معنی «عشرت»: عربی
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عشرت» و «بانو» (بانو). معنی «عشرت»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «عشرت» و «سادات» (سیدها
دخترانه / عربی
خویشاوندان
دخترانه / عربی
(احتمالی) پاکدامنی روزگار
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عصمت» و «السادات» (سیدها؛ نشان سیدزادگی). معنی «عصمت»: عربی؛ پاکدامنی
دخترانه / عربی
ترکیبی از «عصمت» و «بیگم». معنی «عصمت»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «عصمت» و «خاتون» (بانو). معنی «عصمت»: عربی
دخترانه / عربی، ترکی، مغولی
ترکیبی از «عصمت» و «خانم». معنی «عصمت»: عربی؛ پاکدامنی. معنی «خانم»: ترکی؛ بانو
دخترانه / عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «عصمت» و «سادات» (سیدها
دخترانه / عربی
عطرآگین
دخترانه / فارسی، عربی
(احتمالی) گل خوشبو
دخترانه / فارسی، عربی
خوشبوی عزیز
دخترانه / فارسی، عربی
زنِ مهربان و با عاطفه
دخترانه / عربی
ترکیبی از «عطیه» و «سادات». معنی «عطیه»: عربی
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عطیه» و «زهرا» (درخشان). معنی «عطیه»: عربی
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عطیه» و «سادات» (سیدها
دخترانه / عربی
(احتمالی) بزرگان
دخترانه / عربی
بزرگی، بزرگوا
دخترانه / عربی
مؤنث «عظیم»؛ بزرگ
دخترانه / عربی
پاکدامنی، ترک شهوت
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عفت» و «السادات» (سیدها؛ نشان سیدزادگی). معنی «عفت»: عربی؛ پاکدامنی
دخترانه / عربی
ترکیبی از «عفت» و «بیگم». معنی «عفت»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی، ترکی
ترکیبی از «عفت» و «خانم». معنی «عفت»: عربی؛ پاکدامنی. معنی «خانم»: ترکی؛ بانو
دخترانه / عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «عفت» و «سادات» (سیدها
دخترانه / عربی
مؤنث «عفیف»؛ پاکدامن
دخترانه / عربی
(احتمالی) باور
دخترانه / عربی
زن خردمند و گرامی؛ لقب زینب دختر علی (عقیلهی بنیهاشم)
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عقیله» و «السادات» (سیدها
دخترانه / عربی
منسوب به علی؛ از نوادگان امام علی
دخترانه / عربی
(احتمالی) برترین
دخترانه / عربی
(احتمالی) شکل دیگری از «علیم» یا «علیه». معنی «علیم»: عربی
دخترانه / عربی
مؤنث علی ؛ بلند مرتبه، ارجمند، از اهل رفعت و شرف
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عمران» و «بانو» (بانو). معنی «عمران»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) منسوب به عمر
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عمه» و «نساء» (زنان). معنی «عمه»: واژه عمه در سنسکریت: امبه ambA
دخترانه / عربی
مادهای خوش بو که از شکم نوعی ماهی به همین نام به دست میآید
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عنبر» و «بانو» (بانو). معنی «عنبر»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
عنبربو
دخترانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «عنبر» (مادهای خوشبو) و «پری». معنی «عنبر»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «عنبر» و «طلا». معنی «عنبر»: عربی؛ عنبر، مادهی خوشبوی گرانبها. معنی «طلا»: عربی؛ زر
دخترانه / عربی
نام پرندهای که ظاهراً بلند آشیان بوده و شکار یا دسترسی به آن امکان نداشته است. تلویحاً سیمرغ
دخترانه / عربی
ترکیبی از «عهدیه» و «سادات». معنی «عهدیه»: عربی
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عهدیه» (پیمان) و «سادات» (سیدها
دخترانه / عربی
(احتمالی) چشم درشت (زن)
دخترانه / عربی
اسم پسر عربی با حرف ع (۵۸۷ اسم)