(احتمالی) ترکیبی از «فرض» و «الله» (خدا). معنی «فرض»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «فرض» و «اله» (خدا). معنی «فرض»: عربی؛ واجب
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «فرض» (واجب) و «علی». معنی «فرض»: عربی
پسرانه / عربی
جداکننده حق از باطل؛ نام سوره بیستوپنجم و از نامهای قرآن
پسرانه / عربی
نام ستارهای روشن نزدیک قطب شمال آسمان. «فرقدان» دو ستارهی روشن در صورت فلکی دب اصغرند که در ادبیات عربی و فارسی نماد همراهی و جدانشدنی بودناند
پسرانه / عربی
(احتمالی) فرمانبخش، فرمانروا
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «فرمان» و «علی». معنی «فرمان»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «فرهاد» و «خلیل». معنی «فرهاد»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «فرهاد» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «فرهاد»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
بچه بز کوهی، گوسفند
پسرانه / عربی
(احتمالی) شاد
پسرانه / عربی
یگانه، یکتا، بی نظیر
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «فرید» و «الله» (خدا). معنی «فرید»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «فرید» (یگانه) و «احمد». معنی «فرید»: عربی
پسرانه / عربی
یگانه دین؛ نام عطار نیشابوری (فریدالدین)
پسرانه / عربی
«یگانهی روزگار»
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «فرید» (یگانه) و «حسین». معنی «فرید»: عربی
پسرانه / عربی
از نامهای مرکب، فرید و رضا
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «فصیح» و «علی». معنی «فصیح»: عربی
پسرانه / عربی
شیوا، سخنگو، از ریشهی فصاحت
پسرانه / عربی
از «فصیح» (سخنور
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «فضل» و «احمد» (ستوده). معنی «فضل»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) بخشش حق
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «فضل» و «الدین» (دین). معنی «فضل»: عربی؛ برتری و بخشش
پسرانه / عربی
ترکیبی از «فضل» و «الله»
پسرانه / عربی
(احتمالی) بخشش خدای بخشنده
پسرانه / عربی
ترکیبی از «فضل» و «کرم». معنی «فضل»: عربی؛ برتری و بخشش. معنی «کرم»: عربی؛ بخشش و بزرگواری
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «فضل» و «محمد» (ستوده). معنی «فضل»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «فضل» (بخشش) و «علی». معنی «فضل»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) منسوب به فضل
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «فضه» و «الله» (خدا). معنی «فضه»: عربی
پسرانه / عربی
بافضیلت؛ فضیل عیاض عارف
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «فغان» و «علی». معنی «فغان»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «فقیر» (نیازمند به خدا) و «محمد». معنی «فقیر»: تهیدست
پسرانه / عربی
از «فکر» و «علی». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
رستگاری، نیک انجامی، سعادت
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «فلاح» و «الدین» (دین). معنی «فلاح»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) رستگار
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «فؤاد» (دل) و «رضا». معنی «فؤاد»: عربی
پسرانه / عربی
بسیار دانا و فهمیده
پسرانه / عربی
یوزپلنگ [شاه عربستان]
پسرانه / عربی
(احتمالی) فهم دین
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «فهم» و «علی». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
فهمیده
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «فهیم» و «رضا» (خشنودی). معنی «فهیم»: عربی
پسرانه / عربی
بخشنده، از ریشهی فیض
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «فیاض» و «بگ» (بزرگ
پسرانه / عربی
از «فیاض» و «علی». معنی «فیاض»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «فیروز» و «محمد» (ستوده). معنی «فیروز»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «فیروز» (پیروز) و «علی». معنی «فیروز»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
حاکم، داور، از ریشهی فصل (به سرانجام رساندن) [از شیوخ عرب]
پسرانه / عربی
بسیار شدن آب
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «فیض» و «امیر» (فرمانروا و سرور). معنی «فیض»: عربی
پسرانه / عربی
از نامهای مرکب (، فیض و محّمد. ق
پسرانه / عربی
اسم دختر عربی با حرف ف (۱۶۸ اسم)