(احتمالی) ترکیبی از «حسین» (نیکوی کوچک) و «ناصر». معنی «حسین»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حسین» (نیکوی کوچک) و «نظری» (منسوب به نظر). معنی «حسین»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حسین» (نیکوی کوچک) و «هادی» (راهنما). معنی «حسین»: عربی
پسرانه / عربی
از «حسین» و «جان». معنی «حسین»: عربی
پسرانه / عربی، عبری
(احتمالی) ترکیبی از «حسین» (نیکوی کوچک) و «عباس» (شیر بیشه). معنی «حسین»: عربی
پسرانه / عربی
از نامهای مرکب، حسین و علی
پسرانه / عربی
از «حسین» و «قلی» (بنده). معنی «حسین»: عربی
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «حسین» (نیکوی کوچک) و «گل» (گل). معنی «حسین»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «حسین» (نیکوی کوچک) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «حسین»: عربی
پسرانه / عربی
از «حسین» و «مهدی». معنی «حسین»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حشمت» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «حشمت»: عربی
پسرانه / عربی
جای محکم و استوار، اسم تصغیر از ریشهی حصن
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «حضرت» و «علی». معنی «حضرت»: قرب
پسرانه / عربی
دارنده، کسی که حفظ کرده، صفت از ریشهی حفظ
پسرانه / عربی
ترکیبی از «حفیظ» و «رحمان». معنی «حفیظ»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «حق» و «نظر»؛ نگاه حق. معنی «نظر»: عربی؛ نگاه
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «حق» (خدا
پسرانه / عربی
ترکیبی از «حق» و «مراد». معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته
پسرانه / عربی
دانش و فرزانگی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حکمت» و «الله» (خدا). معنی «حکمت»: عربی
پسرانه / عربی
از «حکم» و «علی». معنی «حکم»: داوری
پسرانه / عربی
خردمند، پزشک، صفت از ریشهی عربی حکم (داوری کردن) [از القاب خداوند]
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حکیم» و «الله» (خدا). معنی «حکیم»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حکیم» و «بردی» (داد
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «حکیم» و «دوردی» (ایستاد و ماند (دوردی)). معنی «حکیم»: عربی
پسرانه / عربی، ترکمنی
(احتمالی) از «حکیم» (دانا) و «علی». معنی «حکیم»: عربی
پسرانه / عربی
بردبار، صفت از ریشهی حلم (بردباری) [از القاب خداوند]
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حلیم» و «بردی» (داد
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «حلیم» و «محمد» (ستوده). معنی «حلیم»: عربی
پسرانه / عربی
بسیار سپاسگزار، بسیار حمد کننده و ستاینده
پسرانه / عربی
(احتمالی) شور و دلیری
پسرانه / عربی
ستایش؛ نام سوره نخست قرآن (حمد)
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حمد» و «الرحمان» (بخشنده
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حمد» و «باقر» (شکافنده دانش). معنی «حمد»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حمد» و «تقی» (پرهیزگار). معنی «حمد»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حمد» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «حمد»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حمد» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «حمد»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حمد» و «مهدی» (هدایتشده). معنی «حمد»: عربی
پسرانه / عربی
«ستایش خدا»؛ حمدالله مستوفی، تاریخنگار و جغرافیدان سدهی هشتم هجری
پسرانه / عربی
شکل دیگر نوشتاری «حمدالله» به معنای ستایش خداوند. حمدالله مستوفی
پسرانه / عربی
ستایشگر، اسم فاعل از ریشهی حمد
پسرانه / عربی
(احتمالی) شکل دیگری از «حمدالله»
پسرانه / عربی
(احتمالی) منسوب به حمد؛ ستایشگر
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «حمزه» و «علی». معنی «حمزه»: عربی
پسرانه / عربی
شیر درنده [نام عموی حضرت محمد]
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حمزه» و «رضا» (خشنودی). معنی «حمزه»: عربی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «حمزه» و «علی». معنی «حمزه»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حمزه» و «فخرالدین» (مایهی سربلندی دین). معنی «حمزه»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ستوده
پسرانه / عربی
ستوده، ستایش شده
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حمید» (ستوده) و «بردی» (داد
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «حمید» (ستوده) و «جواد». معنی «حمید»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حمید» (ستوده) و «کاوه». معنی «حمید»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «حمید» (ستوده) و «مهدی» (هدایتشده). معنی «حمید»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حمید» (ستوده) و «یاسر». معنی «حمید»: عربی
پسرانه / عربی
از «حمید» به معنی ستوده و «الدین»
پسرانه / عربی
ترکیبی از «حمید» و «الله». معنی «حمید»: عربی
پسرانه / عربی
اسم دختر عربی با حرف ح (۱۲۷ اسم)