معنی اسم کیقباد
Ki Qabad
کیقباد یعنی:
1- به معنی «کی محبوب و سرور گرامی».
(2- اَعلام) =((1) قباد) (در شاهنامه) شاه داستانی ایران، نخستین شاه از سلسلهی کیانیان و از تبار فریدون، که در البرز کوه به سر می برد.زال پس از مرگ گرشاسپ، رستم را به جستجوی او فرستاد و او را به پادشاهی خواند.او صد سال پادشاهی کرد و پایتختش شهر استخر بود (2).کیقباد نام سه تن از شاهان سلجوقی روم.علاءالدین کیقباد اول: شاه [634 615- قمری]، که به وسیلهی پسرش مسموم شد و درگذشت.علاءالدین کیقباد دوم:شاه [حدود 655 643- قمری]، که چون خردسال بود، برادرانش با او در سلطنت سهیم شدند.هنگامی که عازم دربار ایلخان مغول بود، در راه کشته شد.علاءالدین کیقباد سوم:شاه [683.
693 692-؛ 702 700-؛ 707 704- قمری]، که سلطنت میان او و عمویش مرتب دست به دست میشد.
منبع: بانک جامع نامهای ایرانی (ثبت احوال)
معنی دیگر:
یکی از شخصیت های شاهنامه.
منبع: فرهنگ نامهای ایرانی
معنی دیگر:
کیقباد نخستین شاه کیانی در شاهنامه که رستم او را از البرز آورد.
بدون منبع؛ پیشنهاد هوش مصنوعی
اسمی پسرانه با ریشهی فارسی.
- جنسیت
- پسرانه
- ریشه
- فارسی
- املای انگلیسی
- Ki Qabad
- ابجد
- ۱۳۷ (صغیر: ۵)
املای دیگر
کیقباد را به این شکلها هم مینویسند: «کی قباد». املای معیار در این صفحه «کیقباد» است.
اسمهای هممعنی با کیقباد
اسمهای مشابه کیقباد
- کوهنشین کوهنشین
- کوماتا نام بردیای دروغی ک4 به دست داریوش کشته شد
- کوشانشاه نام پادشاه کوشان
- کوین آنگلوساکسون؛ کودک زیبارو
- کهزاد کوهزاد
- کهرم اهورامزدایِ پهلوان، از ریشهی پهلویی گَئو (پهلوان) و
- کوهین کوهی
- کوشیار نام یکی ازسر داران تبری ( ١٨ ٧ سیستان٢
- کوهیار از دلاوران ایرانی که در لشکرکشی کیخسرو به توران و نبرد بزرگ کیخسرو با افراسیاب شرکت داشت[.بنابر بعضی از نسخه های شاهنامه «کوشیار» به جای «کوهیار» آمده است]
- کوهرنگ نام کوه و شهرستانی در استان چهارمحال و بختیاری. زایندهرود از دامنههای این کوه سرچشمه میگیرد و تونل کوهرنگ بخشی از آب سرشاخههای کارون را به زایندهرود میرساند
- کوهشاد کوه شاد
- کوهسار کوهپایه
اسم خواهر و برادر برای کیقباد
اسمهایی که ریشهی مشترک با کیقباد دارند و تعداد هجایشان نزدیک به آن است.
پرسشهای رایج دربارهی کیقباد
معنی اسم کیقباد چیست؟
کیقباد در منابع چند معنی دارد. در بانک جامع نامهای ایرانی (ثبت احوال): «کی محبوب و سرور گرامی»؛ (2- اَعلام) =((1) قباد) (در شاهنامه) شاه داستانی ایران، نخستین شاه از سلسلهی کیانیان و از تبار فریدون، که در البرز کوه به سر می برد.زال پس از مرگ گرشاسپ، رستم را به جستجوی او فرستاد و او را به پادشاهی خواند.او صد سال پادشاهی کرد و پایتختش شهر استخر بود (2).کیقباد نام سه تن از شاهان سلجوقی روم.علاءالدین کیقباد اول: شاه [634 615- قمری]، که به وسیلهی پسرش مسموم شد و درگذشت.علاءالدین کیقباد دوم:شاه [حدود 655 643- قمری]، که چون خردسال بود، برادرانش با او در سلطنت سهیم شدند.هنگامی که عازم دربار ایلخان مغول بود، در راه کشته شد.علاءالدین کیقباد سوم:شاه [683؛ 693 692-؛ 702 700-؛ 707 704- قمری]، که سلطنت میان او و عمویش مرتب دست به دست میشد؛ در فرهنگ نامهای ایرانی: یکی از شخصیت های شاهنامه؛ در پیشنهاد هوش مصنوعی: کیقباد نخستین شاه کیانی در شاهنامه که رستم او را از البرز آورد.
کیقباد دخترانه است یا پسرانه؟
کیقباد اسمی پسرانه است.
ابجد کیقباد چند است؟
ابجد کبیر کیقباد ۱۳۷ و ابجد صغیر آن ۵ است.