معنی اسم نعمان
Noeman
نعمان یعنی:
(1- در قدیم) خون(2-، به مجاز) سرخ.
(3- اَعلام) (1) نعمان ابن منذر [580 602- میلادی] دارای کنیه ی ابوقابوس یا ابوقبیس و مشهور به نعمان سوم، با اینکه مهمترین پادشاه از سلسله ی لخمی نیست اّما به واسطه ی آمدن نامش در مدایح و هجاهای شاعران، مشهورترین حاکم در این سلسله است.وی پس از مرگ پدرش بر اثر کوشش های عدی بن زید از سوی هرمز سامانی به پادشاهی حیره رسید.در اواخر عمر عدی بن زید را به جرم توطئه بر ضد خویش به قتل رساند.خسرو پرویز به تحریک پسر عدی وی را دستگیر و زندانی کرد.وی پس از 15سال در زندان مرد.همچنین معروف است که خسرو پرویز او را در زیر پای فیلان انداخت و کشت.
(2) نعمان بن امرؤالقیس [قرن 4و 5میلادی] معروف به نعمان سائح و نعمان امور و صاحب خورنق از پادشاهان لخمی.
گویا در حدود سال 403میلادی از طرف یزدگرد اول، پادشاه ساسانی، به سلطنت حیره رسیده است.ظاهرَا تربیت بهرام گور به او سپرده شده بود.وی در اواخر عمر از سلطنت کناره گرفته و به سیاحت مشغول شد.نعمان را بانی دو کاخ معروف به نام های خورنق و سدیر می دانند.
(3) نعمان بن بشیر انصاری [65.
2- قمری] صحابی، امیر، خطیب و شاعر صدر اسلام.
نخستین مولود انصار بعد از هجرت پیامبر(ص) و در جنگ صفین از همراهان معاویه بود.در سال 53هجری قمری، قاضی دمشق سپس والی یمن و پس از آن حاکم کوفه شد که قبل از واقعه کربلا، یزید بن معاویه وی را برکنار و عبدالله بن زیاد را جانشین وی کرد.نعمان پس از آن تا هنگام مرگ یزید، والی حمص بود.بعد از مرگ یزید وی با ابن زبیر بعیت کرد.مردم حمص بر او شوریدند و او فراری سپس کشته شد.
(4) ابوحنیفه نعمان بن ثابت [80یا 150.
82- قمری] معروف به امام اعظم، یکی از ائمه ی چهارگانه ی اهل سنت و مؤسس مذهب حنفی است.برخی او را از طبقه تابعین شمرده اند.نیای وی ایرانی و از اهل کابل یا طخارستان بوده است.
ابوحنیفه در کوفه زاده شد.ابتدا شغل بزازی داشت، سپس به تحصیل روی آورد و در فقه مقام شامخی یافت و مدتی به تدریس فقه پرداخت.به علت گرایش به فرقه زیدیه یا به علل دیگر به زندان افتاد و در زندان درگذشت.اصحاب وی را اهل رأی و قیاس گویند.
منبع: بانک جامع نامهای ایرانی (ثبت احوال)
معنی دیگر:
خون؛ گل شقایق (شقایق نعمان)؛ نام پادشاهان حیره.
بدون منبع؛ پیشنهاد هوش مصنوعی
اسمی پسرانه با ریشهی عربی.
- جنسیت
- پسرانه
- ریشه
- عربی
- املای انگلیسی
- Noeman
- ابجد
- ۲۱۱ (صغیر: ۷)
اسمهای مشابه نعمان
- نواب (احتمالی) جانشینان؛ عنوان بزرگان
- نوازاله (احتمالی) نوازش خدا
- نواز علی (احتمالی) ترکیبی از «نواز» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «علی»: عربی
- نو مراد (احتمالی) آرزوی نو
- نواب پاکرو (احتمالی) ترکیبی از «نواب» و «پاکرو» (پاکروی). معنی «نواب»: عربی
- نمامعلی (احتمالی) ترکیبی از «نمام» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «نمام»: سخن چین
- نگینزهرا (احتمالی) ترکیبی از «نگین» و «زهرا» (درخشان). معنی «نگین»: فارسی
- ملکان پادشاهان
- ملکا فرشته
- ملک عظما (احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «عظما». معنی «ملک»: عربی
- ملک فیصل (احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «فیصل». معنی «ملک»: عربی
- ملک محمد (احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «محمد» (ستوده). معنی «ملک»: عربی
اسم خواهر و برادر برای نعمان
اسمهایی که ریشهی مشترک با نعمان دارند و تعداد هجایشان نزدیک به آن است.
برای برادر
پرسشهای رایج دربارهی نعمان
معنی اسم نعمان چیست؟
نعمان در منابع چند معنی دارد. در بانک جامع نامهای ایرانی (ثبت احوال): خون(2-، به مجاز) سرخ؛ (3- اَعلام) (1) نعمان ابن منذر [580 602- میلادی] دارای کنیه ی ابوقابوس یا ابوقبیس و مشهور به نعمان سوم، با اینکه مهمترین پادشاه از سلسله ی لخمی نیست اّما به واسطه ی آمدن نامش در مدایح و هجاهای شاعران، مشهورترین حاکم در این سلسله است.وی پس از مرگ پدرش بر اثر کوشش های عدی بن زید از سوی هرمز سامانی به پادشاهی حیره رسید.در اواخر عمر عدی بن زید را به جرم توطئه بر ضد خویش به قتل رساند.خسرو پرویز به تحریک پسر عدی وی را دستگیر و زندانی کرد.وی پس از 15سال در زندان مرد.همچنین معروف است که خسرو پرویز او را در زیر پای فیلان انداخت و کشت؛ (2) نعمان بن امرؤالقیس [قرن 4و 5میلادی] معروف به نعمان سائح و نعمان امور و صاحب خورنق از پادشاهان لخمی؛ گویا در حدود سال 403میلادی از طرف یزدگرد اول، پادشاه ساسانی، به سلطنت حیره رسیده است.ظاهرَا تربیت بهرام گور به او سپرده شده بود.وی در اواخر عمر از سلطنت کناره گرفته و به سیاحت مشغول شد.نعمان را بانی دو کاخ معروف به نام های خورنق و سدیر می دانند؛ (3) نعمان بن بشیر انصاری [65 2- قمری] صحابی، امیر، خطیب و شاعر صدر اسلام؛ نخستین مولود انصار بعد از هجرت پیامبر(ص) و در جنگ صفین از همراهان معاویه بود.در سال 53هجری قمری، قاضی دمشق سپس والی یمن و پس از آن حاکم کوفه شد که قبل از واقعه کربلا، یزید بن معاویه وی را برکنار و عبدالله بن زیاد را جانشین وی کرد.نعمان پس از آن تا هنگام مرگ یزید، والی حمص بود.بعد از مرگ یزید وی با ابن زبیر بعیت کرد.مردم حمص بر او شوریدند و او فراری سپس کشته شد؛ (4) ابوحنیفه نعمان بن ثابت [80یا 150 82- قمری] معروف به امام اعظم، یکی از ائمه ی چهارگانه ی اهل سنت و مؤسس مذهب حنفی است.برخی او را از طبقه تابعین شمرده اند.نیای وی ایرانی و از اهل کابل یا طخارستان بوده است. ابوحنیفه در کوفه زاده شد.ابتدا شغل بزازی داشت، سپس به تحصیل روی آورد و در فقه مقام شامخی یافت و مدتی به تدریس فقه پرداخت.به علت گرایش به فرقه زیدیه یا به علل دیگر به زندان افتاد و در زندان درگذشت.اصحاب وی را اهل رأی و قیاس گویند؛ در پیشنهاد هوش مصنوعی: خون؛ گل شقایق (شقایق نعمان)؛ نام پادشاهان حیره.
نعمان دخترانه است یا پسرانه؟
نعمان اسمی پسرانه است.
ابجد نعمان چند است؟
ابجد کبیر نعمان ۲۱۱ و ابجد صغیر آن ۷ است.