معنی اسم فخار
فخار یعنی:
کوزهگر، از ریشهی فخر (کوزهگری کردن).
منبع: نامشناخت، شروین وکیلی
اسمی با ریشهی عربی.
- ریشه
- عربی
- ابجد
- ۸۸۱ (صغیر: ۵)
اسمهای هممعنی با فخار
- فاخر باشکوه، اشرافی، از ریشهی فخر (افتخار کردن)
- عساف بسیار ستمگر، از ریشهی عسف (ستم کردن)
- فخرزمان ترکیبی از «فخر» و «زمان». معنی «فخر»: نازیدن
- حارس نگهبان، از ریشهی حرس (پاسبانی کردن)
- راعی چوپان، اسم فاعل از ریشهی رعی (گلهبانی کردن)
- أیاس عطیه، هدیه، از ریشهی أیس (عطا کردن)
- افتخار فخر، فخر کردن، نازش، نازیدن، سرافرازی
- میرفخار (احتمالی) از «میر» و «فخار». معنی «میر»: عربی
- ثائر کشنده، خونخواه، اسم فاعل از ریشهی ثأر (قصاص کردن)
- رادع مهار کننده، اسم فاعل از ریشهی ردع (جلوگیری کردن)
- مدبر اندیشمند، صفت از ریشهی عربی دبر (تدبیر کردن) [از القاب خداوند]
- امیرفخر (احتمالی) از «امیر» و «فخر» (سربلندی). معنی «امیر»: عربی
اسمهای مشابه فخار
- فایق برتر
- فؤاد دل، قلب. ق
- فتاح گشاینده، داور، اسم فاعل از ریشهی فتح (گشودن) [از القاب خداوند]
- فتانه دلربا، فتنهانگیز، اسم فاعلی از ریشهی فتن
- فاطمهنرجس از «فاطمه» و «نرجس». معنی «فاطمه»: عربی
- فالح رستگار
- فتحالله ترکیبی از «فتح» و «الله». معنی «فتح»: باز کردن
- فتحعلی از «فتح» (پیروزی) و «علی»
- فاطیما صورتی از «فاطمه». معنی «فاطمه»: عربی
- فاطن زیرک
- فخرآفاق (احتمالی) از «فخر» (سربلندی) و «آفاق» (کرانهها). معنی «فخر»: نازیدن
- فخرالتاج (احتمالی) سربلندیِ تاج
اسم خواهر و برادر برای فخار
اسمهایی که ریشهی مشترک با فخار دارند و تعداد هجایشان نزدیک به آن است.
پرسشهای رایج دربارهی فخار
معنی اسم فخار چیست؟
در نامشناخت، شروین وکیلی برای فخار این معنی آمده است: کوزهگر، از ریشهی فخر (کوزهگری کردن).
ابجد فخار چند است؟
ابجد کبیر فخار ۸۸۱ و ابجد صغیر آن ۵ است.