خانه اسم پسر عربی عربی، حرف ع صفحهی ۴ بندهی خدای نیکی کننده و نعمت دهنده
پسرانه / عربی
(احتمالی) بنده منصور
پسرانه / عربی
(احتمالی) بنده خدای نعمتدهنده
پسرانه / عربی
(احتمالی) بنده خدای روشنیبخش
پسرانه / عربی
(احتمالی) بنده مولا
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «عبد» و «مولود». معنی «عبد»: عربی؛ بنده. معنی «مولود»: عربی؛ نوزاد؛ زادروز پیامبر
پسرانه / عربی
بندهی مهدی
پسرانه / عربی
(احتمالی) بنده نادر
پسرانه / عربی
«بندهی خدای یاریدهنده»
پسرانه / عربی
(احتمالی) «بندهی پیامبر»
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «عبد» و «نظام». معنی «عبد»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «عبد» و «نعمت». معنی «عبد»: عربی؛ بنده. معنی «نعمت»: عربی؛ بخشش و روزی
پسرانه / عربی
(احتمالی) بنده نعیم
پسرانه / عربی
بندهی نور(.نور از نام های خداوند)
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «عبد» و «نوید». معنی «عبد»: عربی؛ بنده. معنی «نوید»: فارسی؛ مژده، خبر خوش
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) بنده خدای توانگر
پسرانه / عربی
«بندهی خدای یگانه»
پسرانه / عربی
(احتمالی) بنده خدای گشایشدهنده
پسرانه / عربی
«بندهی خدای یکتا»
پسرانه / عربی
بندهی «الودود»
پسرانه / عربی
(احتمالی) بنده خدای کارساز
پسرانه / عربی
(احتمالی) بنده ولیّ خدا
پسرانه / عربی
بندهی خدای بخشنده
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عبداله» (بندهی خدا) و «اله» (خدا)
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عبداله» (بندهی خدا) و «شاه» (پادشاه)
پسرانه / عربی
بندهی خدای راهنما
پسرانه / عربی
(احتمالی) بنده هاشم
پسرانه / عربی
ترکیبی از «عبد» و «الی». معنی «عبد»: عربی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «عبد» و «الیار». معنی «عبد»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) بنده یوسف
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «عبد» و «شاه». معنی «عبد»: عربی؛ بنده
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عبد» و «علی»
پسرانه / عربی
صورتی از «عبدالله». معنی «عبدالله»: عربی؛ «بندهی خدا»؛ نام پدر پیامبر اسلام
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عبدل» (عبدالله) و «احمد» (ستوده). معنی «عبدل»: صورتی از «عبدالله». معنی «احمد»: عربی؛ ستودهترین؛ از نامهای پیامبر اسلام که در قرآن (سوره صف) آمده است
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عبدل» (عبدالله) و «حبیب». معنی «عبدل»: صورتی از «عبدالله». معنی «حبیب»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عبدل» (عبدالله) و «کاظم» (فروبرنده خشم). معنی «عبدل»: صورتی از «عبدالله». معنی «کاظم»: عربی؛ فروخورنده خشم؛ لقب امام هفتم شیعیان، موسی کاظم
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عبدل» (عبدالله) و «کمال». معنی «عبدل»: صورتی از «عبدالله». معنی «کمال»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عبدل» (عبدالله) و «مهدی» (هدایتشده). معنی «عبدل»: صورتی از «عبدالله». معنی «مهدی»: عربی؛ هدایتشده؛ لقب امام دوازدهم شیعیان
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «عبد» و «صداقت». معنی «عبد»: عربی؛ بنده. معنی «صداقت»: عربی؛ راستی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «عبد» و «لی». معنی «عبد»: عربی؛ بنده
پسرانه / عربی
(احتمالی) بنده او؛ نام محمد عبده
پسرانه / عربی
(احتمالی) بنده من
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عبدی» (بنده من) و «جواد». معنی «عبدی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عبدی» (بنده من) و «صالح». معنی «عبدی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عبدی» (بنده من) و «محمد» (ستوده). معنی «عبدی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عبرت» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «عبرت»: عبرة. معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) بسیار عبادتکننده
پسرانه / عربی
(احتمالی) کوچکشده عبد؛ بنده
پسرانه / عربی
بنده، فرمانبردار، مطیع
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عبید» و «مهدی» (هدایتشده). معنی «عبید»: عربی
پسرانه / عربی
«بندهی کوچک خدا»؛ عبید زاکانی طنزپرداز نامدار سدهی هشتم
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «عبید» (بنده کوچک) و «علی». معنی «عبید»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عتی» و «اکبر» (بزرگتر). معنی «اکبر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عتی» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «حسین»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عتی» و «محمد» (ستوده). معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عتیق» و «الرحمن» (بخشنده
پسرانه / عربی
جوجه هوبره، بچه مار
پسرانه / عربی
نام یکی از اجداد پیامبر اسلام(ص) است که به فصاحت شهرت داشته
پسرانه / عربی
جاهای بلند، جاهای مرتفع
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «عراز» (احتمالا یعنی بخت و کامیابی) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «عراز»: ترکمنی
پسرانه / ترکمنی، عربی
قبلی
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰
بعدی
اسم دختر عربی با حرف ع (۱۱۵ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.