رفتن به محتوا
نوزاد

۳۵۱ اسم

معنی اسم پسر عربی با حرف س، صفحه‌ی ۳

صفحه‌ی ۳ از ۶؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

سلطانرضا

(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «رضا» (خشنودی). معنی «سلطان»: عربی

پسرانه عربی

سلطانعلی

از «سلطان» و «علی». معنی «سلطان»: عربی

پسرانه عربی

سلطانمحمد

(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «محمد» (ستوده). معنی «سلطان»: عربی

پسرانه عربی

سلطانمراد

ترکیبی از «سلطان» و «مراد». معنی «سلطان»: عربی

پسرانه عربی

سلطانمرد

(احتمالی) از «سلطان» (پادشاه) و «مرد». معنی «سلطان»: عربی

پسرانه عربی

سلطنه

(احتمالی) پادشاهی، فرمانروایی

پسرانه عربی

سلم

از قوم سارمات؟، از ریشه‌ی اوستایی سیریامه (سارمات؟) [فرزند فریدون و شاه توران زمین]

پسرانه فارسی، عربی

سلمان

سلامت، تندرستی، از ریشه‌ی سلم (سلامت) [سلمان پارسی:از صحابه‌ی مشهور]

پسرانه عربی

سلمانعلی

از «سلمان» و «علی». معنی «سلمان»: عربی

پسرانه عربی

سلیله

دختر، دخت، فرزنِد دختر

پسرانه عربی

سلیم

سالم و بینقص، صفت از ریشه‌ی عربی سلم (سلامتی) [از القاب خداوند]

پسرانه عربی

سلیم ابراهیم

(احتمالی) ترکیبی از «سلیم» (سالم

پسرانه عربی، عبری

سلیم احمد

(احتمالی) ترکیبی از «سلیم» (سالم

پسرانه عربی

سلیم الله

(احتمالی) ترکیبی از «سلیم» (سالم

پسرانه عربی

سلیم اله

ترکیبی از «سلیم» و «الله». معنی «سلیم»: عربی

پسرانه عربی

سلیم بردی

(احتمالی) ترکیبی از «سلیم» (سالم

پسرانه عربی، ترکی

سلیم بیگ

(احتمالی) ترکیبی از «سلیم» (سالم، بی‌عیب) و «بیگ» (بزرگ، در ترکی). معنی «سلیم»: عربی؛ تندرست؛ دل پاک

پسرانه عربی

سلیم رضا

(احتمالی) ترکیبی از «سلیم» (سالم

پسرانه عربی

سماء الدین

(احتمالی) ترکیبی از «سماء» و «الدین» (دین). معنی «سماء»: عربی؛ آسمان

پسرانه عربی

سماعلی

(احتمالی) ترکیبی از «سما» (آسمان) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «سما»: عربی

پسرانه عربی

سماک

سپهر، آسمان

پسرانه عربی

سمان

(احتمالی) آسمان

پسرانه عربی

سمران

سمرکند یا سمرقند، که نام شهری است در ایران قدیم و هم اکنون جزء کشور ازبکستان است

پسرانه عربی

سمیح

بخشنده و گشاده‌دست

پسرانه عربی

سمیحه

(احتمالی) بخشنده و گشاده‌دست (زن)

پسرانه عربی

سمیر

داستان پرداز، قصه گو

پسرانه عربی

سمیع

شنونده، صفت از ریشه‌ی عربی سمع (شنیدن) [از القاب خداوند]

پسرانه عربی

سمیع الله

(احتمالی) ترکیبی از «سمیع» و «الله» (خدا). معنی «سمیع»: عربی

پسرانه عربی

سمیع اله

(احتمالی) ترکیبی از «سمیع» و «اله» (خدا). معنی «سمیع»: عربی؛ شنوا؛ از نام‌های خدا

پسرانه عربی

سنان

نیزه، سرنیزه

پسرانه عربی

سنت الله

روش و قانون خداوند در آفرینش

پسرانه عربی

سواد علی

(احتمالی) ترکیبی از «سواد» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «سواد»: نوشته

پسرانه عربی

سودا حسن

(احتمالی) ترکیبی از «سودا» و «حسن» (نیکو). معنی «سودا»: عربی

پسرانه فارسی، عربی

سوناجمال

ترکیبی از «سونا» و «جمال». معنی «سونا»: ترکی؛ قو، مرغابی زیبا. معنی «جمال»: عربی؛ زیبایی

پسرانه ترکی، عربی

سوید

مصغر «اسود» به معنی سیاه کوچک

پسرانه عربی

سهاب علی

(احتمالی) ترکیبی از «سهاب» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

سهرابعلی

(احتمالی) از «سهراب» و «علی». معنی «سهراب»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

سهل مهدی

(احتمالی) ترکیبی از «سهل» و «مهدی» (هدایت‌شده). معنی «سهل»: آسان. معنی «مهدی»: عربی

پسرانه عربی

سهلعلی

از «سهل» و «علی». معنی «سهل»: آسان. معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

سهندعلی

(احتمالی) از «سهند» (نام کوهی در آذربایجان) و «علی». معنی «سهند»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

سهید محمد

(احتمالی) ترکیبی از «سهید» و «محمد» (ستوده). معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

سهیل

نام ستاره ای پرنور است

پسرانه عربی

سی حسین

(احتمالی) ترکیبی از «سی» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «سی»: پسر

پسرانه عربی

سیامیر

(احتمالی) از «سیا» و «امیر». معنی «سیا»: سیاه، رنگ‌سیاه. معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور

پسرانه عربی

سیاوش ظفر

(احتمالی) ترکیبی از «سیاوش» و «ظفر». معنی «سیاوش»: فارسی کهن

پسرانه فارسی، عربی

سیاه محمد

(احتمالی) ترکیبی از «سیاه» و «محمد» (ستوده). معنی «سیاه»: رنگی مانند زغال که تمام نورها را به خود جذب می‌کند؛ مقابل سفید. معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

سیدابوالحسن

ترکیبی از «سید» و «ابوالحسن». معنی «ابوالحسن»: عربی؛ پدر حسن؛ کنیه امام علی

پسرانه عربی

سیدابوذر

(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور

پسرانه عربی

سیدابوطالب

(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور

پسرانه عربی

سیداحد

ترکیبی از «سید» و «احد». معنی «احد»: عربی؛ یگانه و یکتا؛ از نام‌های خداوند

پسرانه عربی

سیداحسان

ترکیبی از «سید» و «احسان». معنی «احسان»: عربی؛ نیکی و نیکوکاری

پسرانه عربی

سیداحمد

(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور

پسرانه عربی

سیدارشیا

(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور

پسرانه عربی

سیداسداله

ترکیبی از «سید» و «اسداله». معنی «اسداله»: عربی

پسرانه عربی

سیداشرف

ترکیبی از «سید» و «اشرف». معنی «اشرف»: عربی؛ شریف‌تر، گرامی‌تر

پسرانه عربی

سیداصغر

(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور

پسرانه عربی

سیداعلاء

ترکیبی از «سید» و «اعلاء». معنی «اعلاء»: عربی؛ بلند کردن، برافراشتن

پسرانه عربی

اسم دختر عربی با حرف س (۲۶۰ اسم)