از «اوروج» (روزه
پسرانه / ترکی، عربی
ترکیبی از «آزاد» و «خان». معنی «آزاد»: فارسی
پسرانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «اسلام» و «بردی» (داد
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) از «اسلام» و «قلی» (بنده
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «اصغر» و «قلی» (بنده
پسرانه / عربی، ترکی
«ارسلان»، شیر. صورت دیگر «آصلان» و «اسلان»
پسرانه / ترکی
(احتمالی) از «اوغول» (پسر) و «امان»
پسرانه / ترکی
(احتمالی) از «اوغول» (پسر) و «بابک»
پسرانه / ترکی
(احتمالی) پسرِ بیگ
پسرانه / ترکی
(احتمالی) «اوغول بولدی» یعنی پسر شد
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «افشار» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «افشار»: ترکی
پسرانه / ترکی، عربی
(احتمالی) ترکی؛ از «آق» (سپید) و «مراد»
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکی؛ از «آق» (سپید) و «قوش» (پرنده) و «جان»
پسرانه / ترکی
(احتمالی) از «آق» (سپید) و «بای» (توانگر)
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «اکبر» (بزرگتر) و «قلی» (بنده
پسرانه / عربی، ترکی
«اکتای» صورت دیگر «اوگتای»، پسر چنگیزخان
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکی؛ از «ال» (دست) و «آی» (ماه)
پسرانه / ترکی
(احتمالی) از «ال» (ایل) و «یار»؛ یار مردم
پسرانه / ترکی
صورتی از «آلپ ارسلان» به معنی شیر دلاور
پسرانه / ترکی
آلپتگین، غلام سامانیان و بنیانگذار حکومت غزنه؛ «آلپ» یعنی دلیر و «تگین» یعنی شاهزاده
پسرانه / ترکی
(احتمالی) از «آلتین» (طلا)؛ طلایی
پسرانه / ترکی
(احتمالی) از «آلتین» (طلا) و «آی» (ماه)؛ ماه طلایی
پسرانه / ترکی
(احتمالی) طلا (آلتون)
پسرانه / ترکی
(احتمالی) از «آلتین» (طلا) و «آی» (ماه)؛ ماه طلایی
پسرانه / ترکی
فرستاده، سفیر و پیامآور
پسرانه / ترکی
«دریای ایل»؛ ایلدنیز بنیانگذار اتابکان آذربایجان بود
پسرانه / ترکی
(احتمالی) شکل دیگری از «اولدوز»
پسرانه / ترکی
شادی ایل، حاکم، رهبر، حکمران یک منطقه
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «الف» و «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «الله» (خدا) و «بردی» (داد
پسرانه / ترکی
از «الله» و «وئردی» به معنای داد
پسرانه / ترکی
(احتمالی) «الله ویرن» یعنی خدا داده
پسرانه / ترکی
«بندهی خدا»؛ «قلی» در ترکی یعنی بنده
پسرانه / ترکی
«خدا داد»؛ اللهوردیخان سردار شاه عباس صفوی بود که سیوسهپل اصفهان را ساخت
پسرانه / ترکی
(احتمالی) سیب (آلما)
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «اله» (خدا) و «قلی» (بنده
پسرانه / ترکی
(احتمالی) شکل دیگری از «اللّهوردی»؛ خدا داد
پسرانه / ترکی
(احتمالی) از «الهی» و «خان». معنی «خان»: ترکی
پسرانه / ترکی
(احتمالی) یاد ایل
پسرانه / ترکی
یار و یاور ایل، دوست و رفیق ایل، یار شهر و ولایت، یاور خویشان
پسرانه / ترکی، فارسی
(احتمالی) نیکی و هدیهی ایل
پسرانه / ترکی
ترکیبی از «امام» و «قلی»
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «امان» (ایمنی و زنهار) و «قلیچ». معنی «امان»: عربی
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «امان» (ایمنی و زنهار) و «قلی» (بنده
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «امرا» و «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «امن» (ایمنی) و «قلی» (بنده
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «امی» و «قلی» (بنده
پسرانه / ژاپنی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «امید» (آرزو و امید) و «قلی» (بنده
پسرانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «امید» (آرزو و امید) و «قلیچ». معنی «امید»: فارسی
پسرانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «افشار». معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی، ترکی
«امیر اتابک» لقب میرزا تقیخان امیرکبیر، صدراعظم اصلاحگر ناصرالدین شاه
پسرانه / ترکی، عربی
ترکیب «امیر» (فرمانروا) و «ارسلان» (شیر)
پسرانه / عربی، ترکی
پادشاه چون شیر، حاکم دلاور، فرمانده و سردار چون شیر
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «بهادر» (دلیر
پسرانه / عربی، ترکی
از نامهای مرکب (، امیر و پاشا
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) از «امیر» و «تیمور» (آهن
پسرانه / عربی، ترکی
ترکیبی از «امیر» و «قلی»
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) از «امین» و «پاشا». معنی «امین»: عربی
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) از «آنا» (مادر) و «قلی» (بنده)
پسرانه / ترکی
قبلی
- ۱
- ۲
- ۳
- ۴
بعدی
اسم دختر ترکی با حرف ا (۱۵۸ اسم)