رفتن به محتوا
نوزاد

۲۱۰ اسم

معنی اسم پسر عربی با حرف ن

۲۱۰ اسم پسرانه با ریشه‌ی عربی داریم که با حرف «ن» شروع می‌شوند. چند نمونه: ن جیاالله به معنی «نجات یافته از سوی خدا»، نسار احمد به معنی «ترکیبی از «نسار» و «احمد» (ستوده). معنی «نسار»: (= نسا) 1- جایی که آفتاب کمتر به آن بتابد، سایه؛ 2- سایبانی که از چوب و خاشاک ساخته شده باشد؛ (3- در لهجه ی قمی، )nesārطرف سایه(، در لهجه ی اراکی)nesār، جایی که کمتر آفتاب برسد(، در لهجه ی تهرانی)nesār، جنوب؛ +ن.ک. سایه. معنی «احمد»: عربی؛ ستوده‌ترین؛ از نام‌های پیامبر اسلام که در قرآن (سوره صف) آمده است» و نقی محمد به معنی «ترکیبی از «نقی» (پاکیزه) و «محمد» (ستوده). معنی «نقی»: عربی؛ پاک؛ لقب امام دهم شیعیان (هادی النقی). معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام».

ن جیاالله

نجات یافته از سوی خدا؛ (2- اَعلام) لقب حضرت نوح نبی(ع)

پسرانه عربی

ن جیباالله

خصلت های برجسته و ممتاز اخلاقی خداوند

پسرانه عربی

نائل

گردآورنده‌ی چیزی، اسم فاعل از ریشه‌ی نیل

پسرانه عربی

ناجی

نجات دهنده، اسم فاعل از ریشه‌ی نجیب (نجات)

پسرانه عربی

نادر

کمیاب، برجسته، اسم فاعل از ریشه‌ی ندرت

پسرانه عربی

نادر الله

(احتمالی) ترکیبی از «نادر» و «الله» (خدا). معنی «نادر»: عربی

پسرانه عربی

نادر بیک

(احتمالی) ترکیبی از «نادر» و «بیک» (بزرگ

پسرانه عربی

نادر حسین

(احتمالی) ترکیبی از «نادر» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «نادر»: عربی

پسرانه عربی

نادررضا

(احتمالی) ترکیبی از «نادر» و «رضا» (خشنودی). معنی «نادر»: عربی

پسرانه عربی

نادرزاد

(احتمالی) از «نادر» (کمیاب) و «زاد». معنی «نادر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

نادرشاه

ترکیبی از «نادر» و «شاه»

پسرانه عربی

نادرعلی

(احتمالی) ترکیبی از «نادر» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «نادر»: عربی

پسرانه عربی

نادرقلی

(احتمالی) ترکیبی از «نادر» و «قلی» (بنده

پسرانه عربی، ترکی

نادره سلطان

(احتمالی) ترکیبی از «نادره» و «سلطان» (پادشاه). معنی «نادره»: عربی

پسرانه عربی

نادعلی

«ناد علی»؛ دعایی مشهور

پسرانه عربی

نادی علی

(احتمالی) ترکیبی از «نادی» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «نادی»: عربی

پسرانه عربی

نازارعلی

(احتمالی) ترکیبی از «نازار» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «نازار»: کردی

پسرانه کردی، عربی

نازارمراد

(احتمالی) ترکیبی از «نازار» و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «نازار»: کردی

پسرانه کردی، عربی

ناصح

نصیحت کننده، اسم فاعل از ریشه‌ی نصح

پسرانه عربی

ناصر

یاری‌دهنده

پسرانه عربی

ناصر محمد

(احتمالی) ترکیبی از «ناصر» و «محمد» (ستوده). معنی «ناصر»: عربی

پسرانه عربی

ناصرالدین

یاری‌دهنده دین؛ نام ناصرالدین‌شاه قاجار

پسرانه عربی

ناصرخسرو

ناصرخسرو ممکن است تصحیف شده ناصر خوش‌رِو بوده باشد؛ یعنی کسی که در راه رفتن می‌خرامد

پسرانه فارسی، عربی

ناصرعباس

(احتمالی) ترکیبی از «ناصر» و «عباس» (شیر بیشه). معنی «ناصر»: عربی

پسرانه عربی

ناصرعلی

(احتمالی) ترکیبی از «ناصر» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «ناصر»: عربی

پسرانه عربی

ناصرقلی

(احتمالی) ترکیبی از «ناصر» و «قلی» (بنده

پسرانه عربی، ترکی

ناضر

تر و تازه کننده

پسرانه عربی

ناضر حسین

(احتمالی) ترکیبی از «ناضر» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «ناضر»: عربی

پسرانه عربی

ناطق

سخنران

پسرانه عربی

ناظر علی

(احتمالی) ترکیبی از «ناظر» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «ناظر»: نظرکننده

پسرانه عربی

ناظرحسین

(احتمالی) ترکیبی از «ناظر» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «ناظر»: نظرکننده

پسرانه عربی

ناظره

(احتمالی) بیننده، نگرنده (زن)

پسرانه عربی

ناظم

نظم دهنده، اداره کننده، اسم فاعل از ریشه‌ی نظم

پسرانه عربی

نافع

به معنای سودرسان

پسرانه عربی

نامعلی

(احتمالی) از «نام» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

نایب

جانشین

پسرانه عربی

نایب حسین

(احتمالی) ترکیبی از «نایب» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «نایب»: عربی

پسرانه عربی

نایبعلی

از «نایب» و «علی». معنی «نایب»: عربی

پسرانه عربی

نایف

(احتمالی) شکل دیگری از «بایف»؛ توانگر (ترکی). معنی «بایف»: ترکی؛ توانگر

پسرانه عربی

نباتعلی

(احتمالی) ترکیبی از «نبات» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «نبات»: عربی

پسرانه فارسی، عربی

نبهان

زیرک و باشرف [جد جاهلیِ قبیله‌ی طی]

پسرانه عربی

نبی

پیامبر

پسرانه عربی

نبی بخش

(احتمالی) ترکیبی از «نبی» و «بخش» (بخشیده). معنی «نبی»: عربی؛ پیامبر

پسرانه عربی

نبی جان

(احتمالی) ترکیبی از «نبی» و «جان» (جان و روان). معنی «نبی»: عربی

پسرانه عربی، عبری

نبی علی

(احتمالی) ترکیبی از «نبی» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «نبی»: عربی

پسرانه عربی

نبیل

شریف و فاضل، صفت از ریشه‌ی نبل

پسرانه عربی

نبیه

آگاه

پسرانه عربی

نثاراحمد

(احتمالی) ترکیبی از «نثار» و «احمد» (ستوده). معنی «نثار»: پراکندگی

پسرانه عربی

نجات

رهایی

پسرانه عربی

نجات اله

(احتمالی) ترکیبی از «نجات» و «اله» (خدا). معنی «نجات»: عربی؛ رهایی

پسرانه عربی

نجات‌بخش

(احتمالی) نجات‌دهنده

پسرانه فارسی، عربی

نجاتعلی

از «نجات» و «علی». معنی «نجات»: عربی

پسرانه عربی

نجف

نجف، شهر آرامگاه علی بن ابی‌طالب

پسرانه عربی

نجف محمد

(احتمالی) ترکیبی از «نجف» (نام شهری در عراق

پسرانه عربی

نجفعلی

از «نجف» و «علی». معنی «نجف»: عربی

پسرانه عربی

نجفقلی

(احتمالی) ترکیبی از «نجف» و «قلی». معنی «نجف»: عربی

پسرانه عربی، ترکی

نجم الله

(احتمالی) ترکیبی از «نجم» و «الله» (خدا). معنی «نجم»: عربی

پسرانه عربی

نجم رشید

(احتمالی) از «نجم» (ستاره) و «رشید». معنی «نجم»: عربی

پسرانه عربی

اسم دختر عربی با حرف ن (۱۳۳ اسم)