معنی اسم کوک
کوک یعنی:
نام کسی است در کتیبه کعبه زردشت که در زمان اردشیر بابکان میزیسته.
منبع: گنجینه نامهای ایرانی، پورپارسی
- ابجد
- ۴۶ (صغیر: ۱۰)
اسمهای هممعنی با کوک
- ساکپوس نام کسی است که در روز کار اردشیر بابکان میزیسته ، و نام او در کتیبهُ کعبه زردشت
- خومافرات نام کسی است در کتیبه کعبه زردشت که در روز کار اردشیر بابکان میزیسته ٥ساسانی
- اسپریک نام کسی است در کتیبه کعبه زردشت که در زمان بابک میزیسته ٥ ساسانی
- میتری خوشت نام پسر برنی ؟ که در کتیبه کعبه زردشت از او یاد شده و در زمان اردشیر بابکان
- پاجهر نام کسی است که در روز کار اردشیر بابکان میزیسته. به نوشتهُ کتیبه کعبهُ زردشت (١ه ساسانی)
- آبداکاش نام کسی است در کتیبه کعبهُ زردشت که در زمان شاپور یکم میزیسته ٥ ٢ ساسانی
- دیخین وراز نام کسی است در سنگ نوشته کعبه زردشت، که در روزگار اردشیر بابکان میزیسته
- دومباو اندان نام کسی است در کتیبه کعبه زردشت که در زمان شاپور یکم میزیسته ٥ساسانی
- ویسپاری نام کسی است که در کتیبهُ کعبهُ زردشت از او بنام ویسیاریسم نامبرده شده ودر روزگار اردشیر بابکان میزیسته
- ویرود نام کسی است که در زمان شاپور یکم میزیسته
- زهین نام شرابداری است که در روز کار اردشیر بابکان به نوشته کتیبه کعبه زردشت
- ویسپور نام کسی است در کتیبه کعبهُ زردشت
اسمهای مشابه کوک
- کیاناسادات (احتمالی) ترکیبی از «کیانا» و «سادات» (سیدها
- کیانرخ (احتمالی) ترکیبی از «کیان» و «رخ» (چهره). معنی «کیان»: فارسی
- کیان شیر نام یکی از سرداران بهمن
- کیاناز (احتمالی) از «کیان» و «ناز». معنی «کیان»: فارسی
- کیامهر (احتمالی) شکل دیگری از «کیانمهر»؛ مهر کیانی. معنی «کیانمهر»: فارسی؛ مهر کیانی
- کیان بانو ترکیبی از «کیان» و «بانو». معنی «کیان»: فارسی
- کیامرد (احتمالی) بزرگمرد
- کیانور (احتمالی) از «کیان» و «نور». معنی «کیان»: فارسی
- کیانژاد (احتمالی) از نژاد کیان
- کیژان دختران
- کیانا (احتمالی) کیانی
- کیاندخت دختر بزرگان و سروران، دختری که نژاد و تبار او به بزرگان و سروران میرسد
پرسشهای رایج دربارهی کوک
معنی اسم کوک چیست؟
در گنجینه نامهای ایرانی، پورپارسی برای کوک این معنی آمده است: نام کسی است در کتیبه کعبه زردشت که در زمان اردشیر بابکان میزیسته.
ابجد کوک چند است؟
ابجد کبیر کوک ۴۶ و ابجد صغیر آن ۱۰ است.