معنی اسم امیرخشایار
Amirkhashayar
امیرخشایار احتمالا یعنی: معنی احتمالی
از «امیر» (فرمانروا) و «خشایار» (شاه دلیران).
معنی «امیر»
عربی؛ فرمانروا، سرور.
معنی «خشایار»
فارسی کهن؛ «خشیارشا» یعنی شاه دلیران. نام پادشاه هخامنشی، پسر داریوش بزرگ، که به یونان لشکر کشید.
بدون منبع؛ پیشنهاد هوش مصنوعی
اسمی پسرانه با ریشهی عربی و فارسی.
- جنسیت
- پسرانه
- ریشه
- عربی، فارسی
- املای انگلیسی
- Amirkhashayar
- ابجد
- ۱۳۶۳ (صغیر: ۷)
اسمهای هممعنی با امیرخشایار
- خهشایار فرمانروا
- خشایارشا ولیعهد داریوشبزرگ که جانشین او گشت و تا اراضی شرق اروپا کشورگشایی نمود
- امیرآرشام (احتمالی) از «امیر» (فرمانروا) و «آرشام» (بسیار نیرومند). معنی «امیر»: عربی
- امیردارا (احتمالی) از «امیر» (فرمانروا) و «دارا» (دارنده
- امیرارسام (احتمالی) از «امیر» (فرمانروا) و «ارسام» (نیای هخامنشیان). معنی «امیر»: عربی
- میرداریوش (احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور
- امیر سیروس (احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «سیروس». معنی «امیر»: عربی
- کمبوجیه پدر کورش هخامنشی، هرودوت نسب وی را به پرسه قهرمان یونان باستان میرساند
- محمدارشام (احتمالی) ترکیبی از «محمد» (ستوده) و «ارشام» (نام نیای داریوش هخامنشی). معنی «محمد»: عربی
- امیراسکندر (احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «اسکندر» (نام پادشاه مقدونی). معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور. معنی «اسکندر»: یونانی؛ «الکساندروس» یعنی یاور و نگهبان مردم. نام اسکندر مقدونی که شاهنشاهی هخامنشی را برانداخت و در ادب فارسی (اسکندرنامه نظامی) چهرهای افسانهای یافته است
- گشتاسب یکی از شخصیتهای شاهنامه
اسمهای مشابه امیرخشایار
- عزیزبانو (احتمالی) ترکیبی از «عزیز» (گرامی) و «بانو» (بانو). معنی «عزیز»: عربی
- سالار امیر (احتمالی) ترکیبی از «سالار» و «امیر» (فرمانروا و سرور). معنی «سالار»: فارسی
- سالارمهدی (احتمالی) از «سالار» (سرور) و «مهدی». معنی «سالار»: فارسی
- سامعلی (احتمالی) از «سام» و «علی». معنی «سام»: فارسی
- ایشان محمد (احتمالی) ترکیبی از «ایشان» و «محمد» (ستوده). معنی «ایشان»: الف - فاعلی: ایشان گفتند
- ایل ایمان (احتمالی) از «ایل» و «ایمان»
- ایل رام (احتمالی) از «ایل» و «رام». معنی «رام»: فارسی
- ایل محمد (احتمالی) از «ایل» و «محمد»
- ایل مراد (احتمالی) از «ایل» و «مراد»
- ایل نور ترکیبی از «ایل» و «نور». معنی «نور»: عربی؛ روشنایی؛ نام سوره بیستوچهارم قرآن
- ایشتوویگو نام آخرین پادشاه ماد (آستیاگ)
- ایلماه (احتمالی) از «ایل» و «ماه». معنی «ماه»: فارسی؛ ماه
اسم خواهر و برادر برای امیرخشایار
اسمهایی که ریشهی مشترک با امیرخشایار دارند و تعداد هجایشان نزدیک به آن است.
برای خواهر
پرسشهای رایج دربارهی امیرخشایار
معنی اسم امیرخشایار چیست؟
معنی امیرخشایار قطعی نیست. معنی احتمالی آن، که هوش مصنوعی پیشنهاد داده و منبعی ندارد: از «امیر» (فرمانروا) و «خشایار» (شاه دلیران). معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور. معنی «خشایار»: فارسی کهن؛ «خشیارشا» یعنی شاه دلیران. نام پادشاه هخامنشی، پسر داریوش بزرگ، که به یونان لشکر کشید.
امیرخشایار دخترانه است یا پسرانه؟
امیرخشایار اسمی پسرانه است.
ابجد امیرخشایار چند است؟
ابجد کبیر امیرخشایار ۱۳۶۳ و ابجد صغیر آن ۷ است.