معنی اسم اش بازو
اش بازو یعنی:
در زبان اوستائی ارْتَدبا هویاا شَه باهو. فرمانده لشکر پارتیها در دمان خشایارشاه که یونانیها آن را artabazos نوشتهاند.
منبع: گنجینه نامهای ایرانی، پورپارسی
- ابجد
- ۳۱۷ (صغیر: ۵)
اسمهای هممعنی با اش بازو
اسمهای مشابه اش بازو
- امیره مؤنث «امیر»؛ شاهزادهخانم و فرمانروا
- امیرهادی از نامهای مرکب)، امیر و هادی
- امیرنظام «فرمانروای سپاه»؛ لقب حسنعلیخان گروسی، امیرنظام، از رجال نامدار دورهی قاجار
- امیروحید (احتمالی) ترکیبی از «امیر» و «وحید». معنی «امیر»: عربی
- امیرمنصور امیر و پادشاه مظفر و پیروز، فرماندهی فاتح و کامکار
- امیرمهدی امیر هدایت شده، فرمانروای ارشاد گردیده
- امیریوسف از نامهای مرکب (، امیر و یوسف
- امیریاسین از اسامی مرکب (، امیر و یاسین
- امیرهوشنگ از نامهای مرکب (، امیر و هوشنگ
- امیرهمایون امیر فرخنده و خجسته، پادشاه و حاکمی که دارای تاثیر خوب و نیکوست
- امیریارا (احتمالی) از «امیر» و «یارا» (توانایی). معنی «امیر»: عربی
- امیرمیکائیل ترکیبی از «امیر» و «میکائیل». معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور
پرسشهای رایج دربارهی اش بازو
معنی اسم اش بازو چیست؟
در گنجینه نامهای ایرانی، پورپارسی برای اش بازو این معنی آمده است: در زبان اوستائی ارْتَدبا هویاا شَه باهو. فرمانده لشکر پارتیها در دمان خشایارشاه که یونانیها آن را artabazos نوشتهاند.
ابجد اش بازو چند است؟
ابجد کبیر اش بازو ۳۱۷ و ابجد صغیر آن ۵ است.