معنی اسم اسکندر
Eskandar
اسکندر یعنی:
(معرب از یونانی).
1- به معنی یاوری کننده مرد.
َ(2- اعلام) (1) اسکندر (= اسکندر مقدونی، اسکندر کبیر، اسکندر رومی):پادشاه مقدونیه [323 336- پیش از میلاد] که در 20سالگی به پادشاهی رسید.دو سال بعد به ایران حمله کرد و در سال 331پیش از میلاد تخت جمشید را تسخیر کرد و آتش زد.سپس روانهی هند شد، ولی توفیقی نیافت و پس از بازگشت در بابل مرد.
(2) اسکندر (= اسکندر ذوالقرنین):شخصیتی در افسانههای ایرانی که مادرش دختر فیلقوس (فیلیپ) یونانی و پدرش داراب شاه کیانی بود.
(3) اسکندر:امیر [838 823- قمری] سلسلهی قراقوینلو؛ (4) اسکندر افرودیسی [وفات حدود 211میلادی] فیلسوف ایرانی، از شارحان آثار ارسطو.
منبع: بانک جامع نامهای ایرانی (ثبت احوال)
معنی دیگر:
حافظ مردم، از ریشهی یونانی باستان (نگهبان، پشتیبان) و (مردان) [جهانگشای مشهور].
اسکوتیا (Scutia Eیونانی) تاریکی، از ریشهی یونانی باستان (تاریکی، ظلمت).
منبع: نامشناخت، شروین وکیلی
معنی دیگر:
«الکساندروس» یعنی یاور و نگهبان مردم.
نام اسکندر مقدونی که شاهنشاهی هخامنشی را برانداخت و در ادب فارسی (اسکندرنامه نظامی) چهرهای افسانهای یافته است.
بدون منبع؛ پیشنهاد هوش مصنوعی
اسمی پسرانه.
- جنسیت
- پسرانه
- ریشه
- یونانی
- املای انگلیسی
- Eskandar
- ابجد
- ۳۳۵ (صغیر: ۱۱)
اسمهای هممعنی با اسکندر
اسمهای مشابه اسکندر
- رودوکون نام شاهزاده خانم اشکانی است . به معنی - گلگون. نگ : رُدُکون ف هوشی
- کاریا درخت گردو
- زنون از نام زئوس
- جرج دهقان، کشاورز
- کارون نام رودی در جنوب غربی ایران
- طوفان توفان؛ کنایه از خروش و نیرومندی
- سی بل زنِ دارای گیسو، یا زنِ دارای تبر [ایزدبانوی زمین]
- حسام الین (احتمالی) ترکیبی از «حسام» و «الین» (روشنایی). معنی «حسام»: عربی
- سیداسکندر (احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
- ژرژ دهقان، کشاورز
- ماتیاس صورت یونانی «مَتّیتیاهو» به معنی هدیهی خدا
- جالینوس آرام [پزشک مشهور یونانی]
اسم خواهر و برادر برای اسکندر
اسمهایی که ریشهی مشترک با اسکندر دارند و تعداد هجایشان نزدیک به آن است.
پرسشهای رایج دربارهی اسکندر
معنی اسم اسکندر چیست؟
اسکندر در منابع چند معنی دارد. در بانک جامع نامهای ایرانی (ثبت احوال): یاوری کننده مرد؛ َ(2- اعلام) (1) اسکندر (= اسکندر مقدونی، اسکندر کبیر، اسکندر رومی):پادشاه مقدونیه [323 336- پیش از میلاد] که در 20سالگی به پادشاهی رسید.دو سال بعد به ایران حمله کرد و در سال 331پیش از میلاد تخت جمشید را تسخیر کرد و آتش زد.سپس روانهی هند شد، ولی توفیقی نیافت و پس از بازگشت در بابل مرد؛ (2) اسکندر (= اسکندر ذوالقرنین):شخصیتی در افسانههای ایرانی که مادرش دختر فیلقوس (فیلیپ) یونانی و پدرش داراب شاه کیانی بود؛ (3) اسکندر:امیر [838 823- قمری] سلسلهی قراقوینلو؛ (4) اسکندر افرودیسی [وفات حدود 211میلادی] فیلسوف ایرانی، از شارحان آثار ارسطو؛ در نامشناخت، شروین وکیلی: حافظ مردم، از ریشهی یونانی باستان (نگهبان، پشتیبان) و (مردان) [جهانگشای مشهور]. اسکوتیا (Scutia Eیونانی) تاریکی، از ریشهی یونانی باستان (تاریکی، ظلمت)؛ در پیشنهاد هوش مصنوعی: «الکساندروس» یعنی یاور و نگهبان مردم. نام اسکندر مقدونی که شاهنشاهی هخامنشی را برانداخت و در ادب فارسی (اسکندرنامه نظامی) چهرهای افسانهای یافته است.
اسکندر دخترانه است یا پسرانه؟
اسکندر اسمی پسرانه است.
ابجد اسکندر چند است؟
ابجد کبیر اسکندر ۳۳۵ و ابجد صغیر آن ۱۱ است.