رفتن به محتوا
نوزاد

اسم پسر کوتاه دوهجایی

۶۰ اسم

اسم‌های پسرانه‌ی دوهجایی که کوتاه‌اند و در فهرست نام‌های ثبت احوال هم آمده‌اند؛ از آرش و آرمان تا کیان و بردیا، با تلفظ و معنی.

آبتین

فرزند آب

پسرانه فارسی

آرسام

گون‌های دیگر از واژه‌ی آرشام، گ آرشام

پسرانه فارسی

آصف

آصف [ابن برخیا]

پسرانه عربی، عبری

احد

یگانه و یکتا؛ از نام‌های خداوند

پسرانه عربی

ارسام

صورتی از «آرشام» و «آرسام»

پسرانه فارسی

اسحاق

نام پسر حضرت ابراهیم(ع) از ساره [سارا] از زمره پیامبران بنی اسرائیل.نام این پیغمبر (اسحاق) هفده بار در قرآن کریم آمده است؛ (2) سردار ایرانی که در ماوراءالنهر به خونخواهی ابومسلم برخاست [قرن 2هجری] و بر منصور خلیفه‌ی عباسی شورید و مژده‌ی آمدن زرتشت را داد

پسرانه عبری، عربی

افضل

فاضل‌تر، برتر از دیگران در علم و هنر و اخلاق و مانند آنها، برترین، بالاترین

پسرانه عربی

انصار

یاری دهندگان

پسرانه عربی

ایوب

کسی که در روز سفر می‌کند، آن که باز می‌آید، اسم فاعل از

پسرانه عبری، عربی

برزو

تنومند، از ریشه‌ی پهلویِ برز (بلند و نیرومند) [فرزند سهراب، لقب بهرام گور در هندوستان]

پسرانه اوستایی، فارسی، کردی

بلال

تری و تازگی؛ نام بلال حبشی، مؤذن پیامبر

پسرانه عربی

بهشاد

نیکوی شاد

پسرانه فارسی

تایماز

پابرجا، استوار

پسرانه ترکی

جابر

جبران‌کننده، شکسته‌بند؛ نام جابر بن عبدالله انصاری و جابر بن حیان

پسرانه عربی

جمشید

شاه جم

پسرانه فارسی، کردی

حبیب

دوست، از ریشه‌ی حبب (دوست داشتن)

پسرانه عربی

حنان

باشکوه؛ و یاه (یهوه)

پسرانه عربی

خلف

جانشین، فرزند شایسته

پسرانه عربی

دانش

علم

پسرانه فارسی

رادمان

رادمنش، جوانمرد

پسرانه فارسی

رامی

(احتمالی) منسوب به رام، آرام

پسرانه عربی

رزاق

آورنده‌ی روزی، اسم فاعل از ریشه‌ی رزق (روزی) [از القاب خداوند]

پسرانه عربی

رهی

غلام، بنده، چاکر

پسرانه پهلوی

زرتشت

دارنده‌ی شتر زرین، از ریشه‌ی اوستایی زر (زرین) و اوشْتْرَه (شتر) [پیامبر ایرانی]

پسرانه فارسی

سالار

نام یکی از بزرگان و سپهسالاران ایران

پسرانه کردی

ستار

پوشاننده (عیب‌ها)؛ از نام‌های خدا؛ نام ستارخان، سردار مشروطه

پسرانه عربی

سلمان

سلامت، تندرستی، از ریشه‌ی سلم (سلامت) [سلمان پارسی:از صحابه‌ی مشهور]

پسرانه عربی

شاهو

(احتمالی) نام کوه بلند شاهو در کرمانشاه و کردستان؛ نیز به معنای شاهانه

پسرانه کردی

شفیع

آن که تقاضای عفو و بخشش گناه کسی را از دیگری می‌کند، شفاعت کننده، شفاعتگر

پسرانه عربی

شهنام

از «شه» (بزرگ) و «نام»؛ یعنی بزرگ‌نام، نامدار و بلندآوازه

پسرانه فارسی

صارم

قوی، صفت شمشیر، اسم فاعل از ریشه‌ی صرم (قدرت)

پسرانه عربی

صهیب

سرخیِ آمیخته به سپیدی، لقب شیر، اسم تصغیر از ریشه‌ی صهب [از صحابه]

پسرانه عربی

طهماسب

دارای اسب نیرومند

پسرانه فارسی

عاشور

(احتمالی) دهم محرم، عاشورا

پسرانه عربی

عرفان

خوب شناخته شده، مشهور، از ریشه‌ی عرف

پسرانه عربی

عمار

آباد کننده، تعمیر کننده، از ریشه‌ی عمر (آبادی) [از صحابه]

پسرانه عربی

فؤاد

دل، قلب. ق

پسرانه عربی

فراز

بلندی، بالا

پسرانه فارسی

فرزام

لایق، در خور، شایسته، سزاوار

پسرانه فارسی

فرهام

نیک اندیش[.از واژه‌ی (اوستایی) «فرایوهومت»]

پسرانه اوستایی

قائد

رهبر

پسرانه عربی

لاوین

نام یکی از مناطق مرزی غرب ایران

پسرانه کردی

ماکان

ماکان کاکی، سردار دیلمی

پسرانه عربی

مدد

یاری کمک

پسرانه عربی

مسیح

لمس شده توسط خداوند، تقدیس شده، برگرفته از لقب کوروش در تورات:מְ שִׁ יחוֹ֮

پسرانه عربی

معید

(احتمالی) بازگرداننده

پسرانه عربی

مهربد

(احتمالی) سرور مهر

پسرانه فارسی

ناجی

نجات دهنده، اسم فاعل از ریشه‌ی نجیب (نجات)

پسرانه عربی

نبی

پیامبر

پسرانه عربی

نعیم

نعمت فراوان؛ «جنات النعیم» در قرآن

پسرانه عربی

نوید

مرده. برخی فراکوی آن را نوید می‌دانند

پسرانه کردی

هامان

هامان (مشهور) وزیر اخشویروش [خشیارشا که او را با اردشیر خلط کرده‌اند] بود که بر مردخای یهودی غضبناک شد. [زیرا که وی را تعظیم ننموده بود]، بدین لحاظ پادشاه را بر آن داشت که فرمانی صادر کند که یهود را در تمام ممالک فارس به قتل رسانند.اما اِستراین فرمان را باطل نمود و هامان را بر همان داری که از برای مردخای حاضر نموده بود دار کشیدند؛ (2) هامان وزیر فرعون که معاصر موسی(ع) بود و نامش در آیه‌های متعددی از قرآن کریم (سوره‌های «قصص»«، عنکبوت» و «غافر») آمده است

پسرانه

هوشیار

باهوش و آگاه

پسرانه پهلوی

واحد

یکتا، اسم فاعل از ریشه‌ی وحد (یک) [از القاب خداوند]

پسرانه عربی

وهاب

روزی دهنده، صفت از ریشه‌ی وهب (روزی دادن) [از القاب خداوند]

پسرانه عربی

پویا

جوینده

پسرانه کردی

ژوبین

نیزه کوتاه جنگی در ایران کهن

پسرانه فارسی

کامل

کامل

پسرانه عربی

کمیل

کوچک کامل، اسم تصغیر از ریشه‌ی کامل

پسرانه عربی

گشتاسب

یکی از شخصیت‌های شاهنامه

پسرانه فارسی