(احتمالی) ترکیبی از «حکیمه» (نام دختر امام جواد) و «صغری». معنی «حکیمه»: عربی
دخترانه / عربی
(احتمالی) منسوب به حکیم؛ دانا
دخترانه / عربی
(احتمالی) منسوب به حکیم؛ دانا
دخترانه / عربی
(احتمالی) شیرینی
دخترانه / عربی
بردباران، صبوران
دخترانه / عربی
(احتمالی) بردبار
دخترانه / عربی
(احتمالی) شیرین
دخترانه / عربی
زیور و آرایش
دخترانه / عربی
زن خویشتن دار، صبور و با تحمل، دختر بردبار
دخترانه / عربی
ترکیبی از «حلیمه» و «سادات». معنی «حلیمه»: عربی
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حلیمه» و «بیبی» (بانو). معنی «حلیمه»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «حلیمه» و «بیگم» (بانو
دخترانه / عربی، ترکی
ترکیبی از «حلیمه» و «خاتون». معنی «حلیمه»: عربی
دخترانه / عربی، ترکی، مغولی
(احتمالی) ترکیبی از «حلیمه» و «سادات» (سیدها
دخترانه / عربی
دلاوری، پهلوانی؛ نیز شعر پهلوانی (حماسه)
دخترانه / عربی
(احتمالی) کبوتر
دخترانه / عربی
سپاس و شکرگزاری
دخترانه / عربی
(احتمالی) ستوده
دخترانه / عربی
سرخرنگ؛ «الحمراء» نام کاخ نامدار اسلامی در غرناطه
دخترانه / عربی
مؤنث «حمید»؛ ستوده، پسندیده
دخترانه / عربی
ترکیبی از «حمیده» و «سادات». معنی «حمیده»: عربی
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حمیده» و «بانو» (بانو). معنی «حمیده»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «حمیده» و «خاتون» (بانو). معنی «حمیده»: عربی
دخترانه / عربی، ترکی، مغولی
(احتمالی) ترکیبی از «حمیده» و «خانم» (بانو). معنی «حمیده»: عربی
دخترانه / عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «حمیده» و «سادات» (سیدها
دخترانه / عربی
سرخروی؛ لقب عایشه همسر پیامبر
دخترانه / عربی
مصغر حمراء، زن سرخ روی
دخترانه / عربی
گیاهی درختی که گلهای سفید و معطر دارد، گرد بسیار نرم سبز رنگی از گیاهی به همین نام
دخترانه / عربی
مهربان، اسم فاعل از ریشهی حنّ
دخترانه / عربی
ترکیبی از «حنانه» و «سادات». معنی «حنانه»: عربی
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حنانه» و «سادات» (سیدها
دخترانه / عربی
دختر درست و پاک، دختر راستین، زن ثابت قدم در دین
دخترانه / عربی
زندگی، از ریشهی سامی [زن حضرت آدم]
دخترانه / عربی، عبری
زن سیاه چشم
دخترانه / عربی
حورمانند، زیبا چون حوری
دخترانه / عربی، فارسی
زن سیهچشم بهشتی
دخترانه / عربی
(احتمالی) از «حور» (پری بهشتی) و «آسا» (مانند). معنی «حور»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) حوریِ زیبا
دخترانه / عربی
(احتمالی) از «حور» (پری بهشتی) و «ماه». معنی «حور»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) حوری جهان، زیباترین
دخترانه / عربی، فارسی
حورمانند
دخترانه / عربی، فارسی
حوریرو، زیبارو
دخترانه / عربی، فارسی
از «حور» به معنای زن سیهچشم بهشتی و «زاد» به معنای زاده؛ زادهی حور، پریزاد
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «حور» و «آسا»
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «حور» (پری بهشتی) و «ناز». معنی «حور»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
حورمانند
دخترانه / عربی، فارسی
پری بهشتی، زن زیبا
دخترانه / عربی، فارسی
ترکیبی از «حوری» و «بانو». معنی «حوری»: عربی و فارسی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «حوری» و «بیگم» (بانو
دخترانه / عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «حوری» و «تاج» (تاج). معنی «حوری»: عربی و فارسی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «حوری» و «جان» (جان و روان). معنی «حوری»: عربی و فارسی
دخترانه / عربی، عبری
(احتمالی) ترکیبی از «حوری» و «خانم» (بانو). معنی «حوری»: عربی و فارسی
دخترانه / عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «حوری» و «طلا» (زر). معنی «حوری»: عربی و فارسی
دخترانه / عربی
ترکیبی از «حوری» و «لقا». معنی «حوری»: عربی و فارسی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «حوری» و «ناز» (ناز و لطافت). معنی «حوری»: عربی و فارسی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «حوری» و «نسا» (زنان). معنی «حوری»: عربی و فارسی
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «حوری» و «نساء» (زنان). معنی «حوری»: عربی و فارسی
دخترانه / عربی
حوری بهشتی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «حوری»؛ حورمانند. معنی «حوری»: عربی و فارسی؛ پری بهشتی، زن زیبا
دخترانه / عربی
اسم پسر عربی با حرف ح (۲۷۴ اسم)