رفتن به محتوا
نوزاد

۴۸ اسم

معنی اسم پسر کردی با حرف ب

۴۸ اسم پسرانه با ریشه‌ی کردی داریم که با حرف «ب» شروع می‌شوند. چند نمونه: باپوک به معنی «پدربزرگ»، بامشاد به معنی «نام نوازنده است نامی در روز کار ساسانیان بلبل باغی به باغ دوش نوایی بزد خوب‌تر از باربد نیک تر از بامشاد» و بژوار به معنی «سر سبز».

باپوک

پدربزرگ

پسرانه کردی

باپیر

پدربزرگ، پیر خاندان

پسرانه کردی

بادلیس

بدلیس (بتلیس)، شهری کهن در کردستان ترکیه؛ زادگاه شرف‌خان بدلیسی نویسنده‌ی «شرفنامه»

پسرانه کردی

بادینان

بادینان (بهدینان)، منطقه‌ای در شمال کردستان عراق

پسرانه کردی

بارزان

ایل، منطقه ای از کردستان

پسرانه کردی

بارمان

محترم

پسرانه فارسی، کردی

باریسان

قبیله ای از کردهای کوهستان

پسرانه کردی

بازیار

بازپرس، باز دارنده

پسرانه کردی

بازیان

نام محلی در کر دستان

پسرانه کردی

باژار

«باژار» در کردی همان «بازار» فارسی است و در کردی کرمانجی به معنی شهر نیز به کار می‌رود

پسرانه کردی

باژه

(احتمالی) بهتر

پسرانه کردی

باشوان

نام کوهی در بانه

پسرانه کردی

باشور

به معنای جنوب؛ کردها بخش جنوبی کردستان را که در عراق است «باشور» می‌نامند

پسرانه کردی

باشوک

(احتمالی) باز کوچک

پسرانه کردی

باکور

(احتمالی) نخستین فرزند

پسرانه کردی

بامشاد

نام نوازنده است نامی در روز کار ساسانیان بلبل باغی به باغ دوش نوایی بزد خوب‌تر از باربد نیک تر از بامشاد

پسرانه کردی

باوا

پدر

پسرانه کردی

باهوز

(احتمالی) «باهۆز» در کردی به معنی توفان و تندباد است و به مجاز برای کسی با نیروی بسیار به کار می‌رود

پسرانه کردی

برادوست

(احتمالی) برادوست، نام ایلی کرد در شمال غرب ایران

پسرانه کردی

براو

(احتمالی) باور

پسرانه کردی

برچاو

«بەرچاو» به معنی پیش چشم، نمایان و برجسته؛ برای کسی یا چیزی به کار می‌رود که به چشم می‌آید

پسرانه کردی

برزان

بلندی (به کردی: به رزان)

پسرانه کردی

برزو

تنومند، از ریشه‌ی پهلویِ برز (بلند و نیرومند) [فرزند سهراب، لقب بهرام گور در هندوستان]

پسرانه اوستایی، فارسی، کردی

برکاو

دامنه ی کوه (به کردی: به رکاو)

پسرانه کردی

بروا

باور، تصدیق

پسرانه کردی

بروسکان

«برووسک» در کردی به معنای آذرخش و برق آسمان است و «بروسکان» را می‌توان آذرخش‌ها یا درخشش‌ها معنا کرد

پسرانه کردی

بریسکه

(احتمالی) «بریسکە» به معنی درخشش و برق، به‌ویژه برقی که در آسمان می‌زند؛ هم‌خانواده‌ی «بروسکه»

پسرانه کردی

بریندار

(احتمالی) از «برین» به معنی زخم و پسوند «دار»

پسرانه کردی

بژار

از مصدر کردی «بژاردن» به معنی برگزیدن و جدا کردن، یعنی برگزیده و انتخاب‌شده

پسرانه کردی

بفراو

آب برف ذوب شده.کنایه از زلالی و پاکی (به کردی: به فراو)

پسرانه کردی

بلباس

(احتمالی) نام ایلی بزرگ از کردهای منطقه‌ی مکریان که در پیرانشهر و نواحی مرزی ایران و عراق زندگی می‌کنند

پسرانه کردی

بوار

محل عبور در رود خانه

پسرانه کردی

بوبان

نام منطقه ای در کردستان

پسرانه کردی

بوژان

بالیدن و نمو کردن.نام روستایی در ایلام (به کردی: بووژان)

پسرانه کردی

به فرین

پر برف، برف مانند

پسرانه کردی

بهتین

با قدرت، نیرومند

پسرانه کردی

بهرام

اژدهاکُش

پسرانه فارسی، کردی

بهرزو

شکوه و عظمت

پسرانه کردی

بهیان

سپیده دم

پسرانه کردی

بیریوان

شیردوش، زن یا دختری که در شیردوشگاه شیر گوسفندان را می دوشد

پسرانه کردی

بیساران

نام روستایی در کردستان

پسرانه کردی

بیستون

نام پدر نام آور و نیای شهراکم از اسپهبدان تبرستان ٣٢ فرزانگان+١٠٢ تبرستان مرعشی

پسرانه کردی

اسم دختر کردی با حرف ب (۳۴ اسم)