معنی اسم ملحم
ملحم یعنی:
کسی که بدن پر گوشت دارد، صفت از ریشهی لحم (گوشت).
منبع: نامشناخت، شروین وکیلی
اسمی با ریشهی عربی.
- ریشه
- عربی
- ابجد
- ۱۱۸ (صغیر: ۱۰)
اسمهای هممعنی با ملحم
- نظیف تمیز، پاکیزه، صفت از ریشهی نظف
- کفیل ضامن، سرپرست، صفت از ریشهی کفل
- حصیف نیکو رأی، مدبر، صفت از ریشهی حصف
- رطیب نرم، نازک و تازه، صفت از ریشهی رطب (رطوبت)
- مسرور خوشنود، صفت از ریشهی سرور [اسم جلاد هارونالرشید]
- خبیر دانا، آگاه، صفت از ریشهی خبر [از القاب خداوند]
- أرغد ثروتمند و خوشبخت، صفت برتر از ریشهی رغد (دولتمندی)
- مقدم پیشتاز، پیشرو، صفت از ریشهی قدم [از القاب خداوند]
- ثمین گرانبها، قیمتی، گران
- راتب دارای جیرهی ثابت و پابرجا، صفت از ریشهی رتب (مرتب بودن)
- فهیمه فهمیده، خردمند، صفت از ریشهی فهم
- مجیده مؤنث «مجید» از ریشهی «م ج د» به معنی بزرگواری و شکوه
اسمهای مشابه ملحم
- مهرسانا (احتمالی) ترکیب «مهر» و «سانا»
- مهرعلی از «مهر» و «علی». معنی «مهر»: فارسی کهن
- مهرزهرا (احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «زهرا» (درخشان). معنی «مهر»: فارسی کهن
- مهرسینا (احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «سینا» (نام ابنسینا). معنی «مهر»: فارسی کهن
- مهرلقا (احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «لقا» (دیدار
- مهرسنا (احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «سنا». معنی «مهر»: فارسی کهن
- مهررضا (احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «رضا» (خشنودی). معنی «مهر»: فارسی کهن
- مهرزاد امیر (احتمالی) ترکیبی از «مهرزاد» (زادهی مهر) و «امیر» (فرمانروا و سرور). معنی «مهرزاد»: فارسی
- مهرمنیر ترکیبی از «مهر» و «منیر». معنی «مهر»: فارسی کهن
- شکوه الزمان (احتمالی) شکوه روزگار
- شفیقه مهربان و دلسوز
- شکوه اعظم (احتمالی) ترکیبی از «شکوه» و «اعظم» (بزرگتر). معنی «شکوه»: فارسی
اسم خواهر و برادر برای ملحم
اسمهایی که ریشهی مشترک با ملحم دارند و تعداد هجایشان نزدیک به آن است.
پرسشهای رایج دربارهی ملحم
معنی اسم ملحم چیست؟
در نامشناخت، شروین وکیلی برای ملحم این معنی آمده است: کسی که بدن پر گوشت دارد، صفت از ریشهی لحم (گوشت).
ابجد ملحم چند است؟
ابجد کبیر ملحم ۱۱۸ و ابجد صغیر آن ۱۰ است.