معنی اسم افسر
Afsar
افسر یعنی:
کلاه، تاج، دیهیم.
منبع: ویکیواژه (مجوز CC BY-SA 4.0)
معنی دیگر:
تاج، دیهیم و کلاه پادشاهی. در شاهنامه بارها به معنای تاج شاهی آمده («افسر نهادن» یعنی به پادشاهی نشستن) و کنایه از سربلندی و سروری است.
امروز بیشتر نام دخترانه است.
بدون منبع؛ پیشنهاد هوش مصنوعی
اسمی دخترانه با ریشهی فارسی.
- جنسیت
- دخترانه
- ریشه
- فارسی
- املای انگلیسی
- Afsar
- ابجد
- ۳۴۱ (صغیر: ۵)
اسمهای هممعنی با افسر
- گل افسر تاج گل
- افسر ملوک (احتمالی) ترکیبی از «افسر» (تاج) و «ملوک». معنی «افسر»: فارسی
- افسرخانم (احتمالی) ترکیبی از «افسر» (تاج) و «خانم» (بانو). معنی «افسر»: فارسی
- افسرالسادات (احتمالی) ترکیبی از «افسر» (تاج) و «السادات» (سیدها
- افسربانو (احتمالی) ترکیبی از «افسر» (تاج) و «بانو» (بانو). معنی «افسر»: فارسی
- علی افسر (احتمالی) ترکیبی از «علی» (بلندمرتبه) و «افسر» (تاج). معنی «علی»: عربی
- افسرعلی (احتمالی) ترکیبی از «افسر» (تاج) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «افسر»: فارسی
- تاجه (احتمالی) از «تاج». معنی «تاج»: فارسی؛ کلاه گوهرنشان پادشاهی؛ به مجاز سروری و بزرگی
- نرگس تاج (احتمالی) ترکیبی از «نرگس» و «تاج» (تاج). معنی «نرگس»: فارسی
- پری تاج ترکیبی از «پری» و «تاج». معنی «پری»: فارسی
- نیک تاج ترکیبی از «نیک» و «تاج». معنی «نیک»: فارسی
- میهن تاج ترکیبی از «میهن» و «تاج». معنی «میهن»: فارسی
اسمهای مشابه افسر
- افرا درخت افرا
- اعظم جوان (احتمالی) ترکیبی از «اعظم» (بزرگتر) و «جوان». معنی «اعظم»: عربی
- اعظم بیبی (احتمالی) ترکیبی از «اعظم» (بزرگتر) و «بیبی» (بانو). معنی «اعظم»: عربی
- افرو (احتمالی) کوتاهشده «افروز»
- قرص طلا (احتمالی) قرص زرین
- قرص ماه (احتمالی) قرص ماه، ماه تمام
- کاساندان نام زن کوروش بزرگ و مادر کبوجیه و
- کاس (احتمالی) زاغچشم، دختری با چشم آبی
- قیمتی گرانبها
- قاصدک چیزی بسیار سبک و گِرد متشکل از پرهای چتر مانندی که در هوا پرواز میکند و در اصل میوه گیاه است. گل قاصد
- فیروزخاتون بانوی پیروز
- کادوسا (احتمالی) برگرفته از نام «کادوسها»
اسم خواهر و برادر برای افسر
اسمهایی که ریشهی مشترک با افسر دارند و تعداد هجایشان نزدیک به آن است.
پرسشهای رایج دربارهی افسر
معنی اسم افسر چیست؟
افسر در منابع چند معنی دارد. در ویکیواژه: کلاه، تاج، دیهیم؛ در پیشنهاد هوش مصنوعی: تاج، دیهیم و کلاه پادشاهی. در شاهنامه بارها به معنای تاج شاهی آمده («افسر نهادن» یعنی به پادشاهی نشستن) و کنایه از سربلندی و سروری است. امروز بیشتر نام دخترانه است.
افسر دخترانه است یا پسرانه؟
افسر اسمی دخترانه است.
ابجد افسر چند است؟
ابجد کبیر افسر ۳۴۱ و ابجد صغیر آن ۵ است.