معنی اسم احمد
Ahmad
احمد یعنی:
1- ستودهترین؛ (2- اَعلام) (1) یکی از نامهای حضرت محّمد(ص) پیامبر اسلام.
(2) نام ابوعبدالله [= ابن حنبل] مشهور به احمد ابن حنبل، امام و مؤسس مذهب حنبلی، مؤلف کتاب ُمسَند در حدیث [قرن 2و 3هجری].
(3) احمد ابن طّیب =(:سرخسی) [قرن 4هجری]، فیلسوف ایرانی، معلم معتضد خلیفهی عباسی، که سرانجام به اتهام الحاد به فرمان معتضد کشته شد.
(4) احمد ابن محمد =(:مقدس اردبیلی) [قرن 10هجری] روحانی شیعهی ایرانی، مؤلف کتابهایی در فقه و کلام، از جمله:اثبات الواجب به فارسی، زُ بدة الَبیان فی شرح آیات الاحکام (معروف به آیات احکام اردبیلی)، حدیقۀ الشیعه، استیناس المعنویه به عربی در کلام، خَ زَ جیه به عربی.
(5) احمد ابن محّمد نیشابوری[:قرن 5و 6هجری] ادیب ایرانی از مردم نیشابور، مؤلف فرهنگ السامی فیالاسامی، مجمع الامثال و اَنموذج.
(6) احمد ابن موسی =(:بنوموسی) [قرن 3هجری] دانشمند ایرانی، فرزند موسی ابن شاکر، منجم دربار مأمون، که در ریاضیات، نجوم و مکانیک به همراه دو برادر دانشمندش کار کردند.
(7) احمد ایلکانی (= احمد جلایر)، غیاث الدین احمد بهادر:چهارمین شاه [795 784-.
حدود 813 807- قمری] سلسلهی جلایریان (ایلکانیان)، که پس از شکست تیمور [795 هجری] به مصر گریخت و پس از مرگ تیمور دوباره به پایتختش بغداد بازگشت و پادشاهی از سر گرفت.او سرانجام در جنگ با قرایوسف ترکمان اسیر و به امر او کشته شد.
(8) احمد بهادر 1167 1161- [:قمری] سیزدهمین پادشاه سلسلهی گورکانی هند.
(9) احمد ترکمان:از شاهان [903 902- قمری] سلسلهی آققوینلو، که تنها شش ماه پادشاهی کرد.
(10) احمد سامانی =(:ابونصر احمد ابن اسماعیل) دومین امیر [301 295- قمری] سلسلهی سامانی که به دست غلامان خویش کشته شد.
(11) احمدشاه قاجار:شاه ایران [1304 1287- قمری] و آخرین شاه سلسلهی قاجار، که بر اثر فشار رضاخان سردار سپه، به وسیلهی مجلس مؤسسان عزل شد و در اروپا درگذشت.
منبع: بانک جامع نامهای ایرانی (ثبت احوال)
معنی دیگر:
ستودهترین؛ از نامهای پیامبر اسلام که در قرآن (سوره صف) آمده است.
بدون منبع؛ پیشنهاد هوش مصنوعی
اسمی پسرانه با ریشهی عربی.
- جنسیت
- پسرانه
- ریشه
- عربی
- املای انگلیسی
- Ahmad
- ابجد
- ۵۳ (صغیر: ۵)
اسمهای مشابه احمد
- امیرحیدر (احتمالی) از «امیر» (فرمانروا) و «حیدر» (شیر
- امیرخسرو (احتمالی) از «امیر» و «خسرو» (پادشاه
- امیرحشمت (احتمالی) از «امیر» (فرمانروا) و «حشمت» (شکوه). معنی «امیر»: عربی
- امیرحیان (احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «حیان» (زنده). معنی «امیر»: عربی
- امیررشید (احتمالی) از «امیر» (فرمانروا) و «رشید» (دلیر
- امیرحسان (احتمالی) از «امیر» (فرمانروا) و «حسان» (نیکوکار). معنی «امیر»: عربی
- امیررسول (احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «رسول» (فرستاده). معنی «امیر»: عربی
- امیرحامی (احتمالی) از «امیر» (فرمانروا) و «حامی» (پشتیبان). معنی «امیر»: عربی
- امیرحجت (احتمالی) از «امیر» (فرمانروا) و «حجت» (دلیل و برهان). معنی «امیر»: عربی
- امیرسرمد (احتمالی) از «امیر» و «سرمد» (جاودان). معنی «امیر»: عربی
- امیرداوود ترکیبی از «امیر» و «داوود». معنی «امیر»: عربی
- امیرسعدی (احتمالی) از «امیر» و «سعدی» (منسوب به سعد
اسم خواهر و برادر برای احمد
اسمهایی که ریشهی مشترک با احمد دارند و تعداد هجایشان نزدیک به آن است.
برای برادر
پرسشهای رایج دربارهی احمد
معنی اسم احمد چیست؟
احمد در منابع چند معنی دارد. در بانک جامع نامهای ایرانی (ثبت احوال): ستودهترین؛ (2- اَعلام) (1) یکی از نامهای حضرت محّمد(ص) پیامبر اسلام؛ (2) نام ابوعبدالله [= ابن حنبل] مشهور به احمد ابن حنبل، امام و مؤسس مذهب حنبلی، مؤلف کتاب ُمسَند در حدیث [قرن 2و 3هجری]؛ (3) احمد ابن طّیب =(:سرخسی) [قرن 4هجری]، فیلسوف ایرانی، معلم معتضد خلیفهی عباسی، که سرانجام به اتهام الحاد به فرمان معتضد کشته شد؛ (4) احمد ابن محمد =(:مقدس اردبیلی) [قرن 10هجری] روحانی شیعهی ایرانی، مؤلف کتابهایی در فقه و کلام، از جمله:اثبات الواجب به فارسی، زُ بدة الَبیان فی شرح آیات الاحکام (معروف به آیات احکام اردبیلی)، حدیقۀ الشیعه، استیناس المعنویه به عربی در کلام، خَ زَ جیه به عربی؛ (5) احمد ابن محّمد نیشابوری[:قرن 5و 6هجری] ادیب ایرانی از مردم نیشابور، مؤلف فرهنگ السامی فیالاسامی، مجمع الامثال و اَنموذج؛ (6) احمد ابن موسی =(:بنوموسی) [قرن 3هجری] دانشمند ایرانی، فرزند موسی ابن شاکر، منجم دربار مأمون، که در ریاضیات، نجوم و مکانیک به همراه دو برادر دانشمندش کار کردند؛ (7) احمد ایلکانی (= احمد جلایر)، غیاث الدین احمد بهادر:چهارمین شاه [795 784-؛ حدود 813 807- قمری] سلسلهی جلایریان (ایلکانیان)، که پس از شکست تیمور [795 هجری] به مصر گریخت و پس از مرگ تیمور دوباره به پایتختش بغداد بازگشت و پادشاهی از سر گرفت.او سرانجام در جنگ با قرایوسف ترکمان اسیر و به امر او کشته شد؛ (8) احمد بهادر 1167 1161- [:قمری] سیزدهمین پادشاه سلسلهی گورکانی هند؛ (9) احمد ترکمان:از شاهان [903 902- قمری] سلسلهی آققوینلو، که تنها شش ماه پادشاهی کرد؛ (10) احمد سامانی =(:ابونصر احمد ابن اسماعیل) دومین امیر [301 295- قمری] سلسلهی سامانی که به دست غلامان خویش کشته شد؛ (11) احمدشاه قاجار:شاه ایران [1304 1287- قمری] و آخرین شاه سلسلهی قاجار، که بر اثر فشار رضاخان سردار سپه، به وسیلهی مجلس مؤسسان عزل شد و در اروپا درگذشت؛ در پیشنهاد هوش مصنوعی: ستودهترین؛ از نامهای پیامبر اسلام که در قرآن (سوره صف) آمده است.
احمد دخترانه است یا پسرانه؟
احمد اسمی پسرانه است.
ابجد احمد چند است؟
ابجد کبیر احمد ۵۳ و ابجد صغیر آن ۵ است.