معنی اسم اخننک
اخننک یعنی:
بدر وهو اوشتر fvfo-hu-ushtra که در بند ١٢٢ فروردین یشت ستوده شده.
منبع: گنجینه نامهای ایرانی، پورپارسی
- ابجد
- ۷۲۱ (صغیر: ۱)
اسمهای هممعنی با اخننک
- آیوت نام بهدینی است که در بند ١١٨ فروردین یشت ستوده شده
- ایوت نام بهدینی است که در بند١١٧ فروردین یشت ستوده شده
- ایوسرذو نام پاکدینی است که در بند١٢٣ فروردین یشت ستوده شده
- انکس نام بهدینی است که در بند ١٢٣ فروردین یشت ستوده شده
- او اراشتری نام پاکدینی که در بند١٠٣ فروردین یشت ستوده شده است
- ائیتویو نام پدر نَرمیَزدَنَ که در بند ١١٠ فروردین یشت ستوده شده
- ویذی سروه نام پدر " اوخشن، که در بند١١٩ فروردین یشت ستوده شده است
- اش سرد نام پسر زئیرینک که در بند ١١٣ فروردین یشت ستوده شده
- وهمئذات نام پسر منْتَرواک که در بند ١١٥ فروردین یشت ستوده شده
- فر نکهاد نام دوشیزه پارسائی است که در بند١٣١ فروردین یشت ستوده شده
- اوروذینت نام دوشیزه پارسائی که در بند١٣١ فروردین یشت ستوده شده است
- اکیذ نام پارسائی است از خانواده یوذها که در بند١٢٧فروردین یشت ستوده شده
اسمهای مشابه اخننک
- آزادهدخت آزاده دل a-zá-deh-del
- آزادسرو ١ - نام یکی از دانشمندان زردشتی. نویسنده نامه فرزادگان ١٩ فرزانگان ٢- از بزرگان روزگار انوشیروان
- آزادفروز آزاده فروزان
- آزادمهر ساخته از «آزاد» به معنای رها و آزاده و «مهر» به معنای محبت و نیز نام ایزد مهر
- آزاده ام یکی از١ ٢پیروان دستور آذر کشسب
- آریوراد نام پسر اردشیر دوم هخامنشی
- آزاله صورتی از «آزالیا»
- آریوداد (احتمالی) «آریوداد»، دادهی آریا یا ایرانداد
- آزالیا گل آزالیا، گلی زینتی با رنگهای صورتی و سرخ؛ از یونانی «آزالئوس» (خشک)
- آریوبرزین (احتمالی) آریایی والا
- آزر آزر در قرآن نام پدر (یا عموی) ابراهیم پیامبر است که بتتراش بود
- آریوبرزن آریایی بلندپایه. آریوبرزن سردار ایرانی بود که در تنگه پارس (دربند پارس) با سپاهی اندک در برابر اسکندر مقدونی ایستاد و تا واپسین دم جنگید؛ خواهرش یوتاب نیز در کنار او جان باخت
پرسشهای رایج دربارهی اخننک
معنی اسم اخننک چیست؟
در گنجینه نامهای ایرانی، پورپارسی برای اخننک این معنی آمده است: بدر وهو اوشتر fvfo-hu-ushtra که در بند ١٢٢ فروردین یشت ستوده شده.
ابجد اخننک چند است؟
ابجد کبیر اخننک ۷۲۱ و ابجد صغیر آن ۱ است.