معنی اسم کی
کی یعنی:
در اوستا، کَوی kav1، پیشوند نام پادشاهان کیانی، به معنی- پادشاه، امیر و مطلق فرمانده. در شاهنامه، به معنی-بزرگ و ارجمند گرفته شده.
واژه کاوه، آزادیخواه نامی ایران از همین ریشه است. نام بهدینی است در بند١١٩ فروردین یشت.
منبع: گنجینه نامهای ایرانی، پورپارسی
- ابجد
- ۳۰ (صغیر: ۶)
اسمهای هممعنی با کی
اسمهای مشابه کی
- کافی فراوان، بس، اسم فاعل از ریشهی کفی
- کامجو کامجو، آرزومند
- کامبیز صورت دیگری از کمبوجیه که در زبان فرانسه کامبیز شده و مجدداً وارد فارسی شده است.ص کمبوجیه
- کالب سگ
- کاساندان نام زن کوروش بزرگ و مادر کبوجیه و
- کاظم شکیبا، فروخورندهی خشم، اسم فاعل از ریشهی کظم
- کاکله (احتمالی) کاکل
- کاظمعلی از «کاظم» و «علی». معنی «کاظم»: عربی
- کاکاجان برادر عزیز
- کاظمه فروخورنده خشم
- کافیه بسنده
- کامکار کامروا، کامران
پرسشهای رایج دربارهی کی
معنی اسم کی چیست؟
در گنجینه نامهای ایرانی، پورپارسی برای کی این معنی آمده است: در اوستا ، کَوی kav1 ، پیشوند نام پادشاهان کیانی ، به معنی- پادشاه، امیر و مطلق فرمانده. در شاهنامه، به معنی-بزرگ و ارجمند گرفته شده. واژه کاوه، آزادیخواه نامی ایران از همین ریشه است. نام بهدینی است در بند١١٩ فروردین یشت.
ابجد کی چند است؟
ابجد کبیر کی ۳۰ و ابجد صغیر آن ۶ است.