معنی اسم کشسب شاد
کشسب شاد یعنی:
، gosh-nasb-shaz در پهلوی: کشنسب شاذ از نامهای دوران ساسانی ٣٧ ساسانیان.
منبع: گنجینه نامهای ایرانی، پورپارسی
- ابجد
- ۶۸۷ (صغیر: ۳)
اسمهای هممعنی با کشسب شاد
- برز کشسب . borz-gosh-nasb یا برز کشنسب ١-از نامهای دوران ساسانیان ( ٥نامه تنسر ٢- نام برادر دری (١٢٨ تبرستان ٢)
- آبان کشسب a-ban-gosh-nasb یا آبان کشنسب از نامهای دوره ساسانیان ٥نامه تنسر
- رام کشسب یا رام کشنسب ram-gosh-nasb. از نامهای دوره ساسانیان ٥ نامه تنسر
- آزادشاد در پهلوی آزاد شاذ. نام موبد موبدان روزگار خسر و یکم ساسانی ١٣ ساسانیان
- بهرام شاد fvah-ram-shaz در پهلوی وهرام شاذ نام یکی از دادوران نامی زمان ساسانیان
- مهراکاویذ نام موبد موبدان دوران بهرام پنجم ساسانی men-ram-gosh-nasb مهرام کشنسب یا : مهرام کشنسب نصیبین که به آئین عیسوی کروید
- بنیا ندخت ١- از نامهای دوران ساسانیان ٢- نام کتابی بوده به پهلوی که به تازی برگردان شده است ١٢ ساسانی بوران boo-rân
- نام به از نامهای دوران ساسانی
- آذرتهم از نامهای دوران ساسانی
- وراذمهر از نامهای دوران ساسانیان
- ماهبود از نامهای دوران ساسانی
- وراذفرسی از نامهای دوران ساسانیان
اسمهای مشابه کشسب شاد
- کیفعلی (احتمالی) از «کیف» (شادی) و «علی». معنی «علی»: عربی
- کیتیم کسی که کوبیده و کبود شده است [پسر یاوان]
- کیریریشا بانوی بزرگ، از ریشهی ایلامی [مادر خدای ایلام]
- کیجانا (احتمالی) دختر عزیز
- کیخسرو یکی از شخصیت های شاهنامه
- کیروی نام یکی از بزرگان دوران بهرام کور
- کیانوش نام برادر شاه فریدون پیشدادی برادر دو بودش دو فرخ همال ازو هر دو آزاده مهتر به سال یکی بد از ایشان کیانوش نام دگر نام پرمایهُ شاد کام
- کیانه شاهانه
- کیاوش از «کیا» (پادشاه، بزرگ) و «وش» (مانند)؛ یعنی شاهمانند، بزرگمنش
- کیجا (احتمالی) دختر
- کیانا (احتمالی) کیانی
- کیاندخت دختر بزرگان و سروران، دختری که نژاد و تبار او به بزرگان و سروران میرسد
پرسشهای رایج دربارهی کشسب شاد
معنی اسم کشسب شاد چیست؟
در گنجینه نامهای ایرانی، پورپارسی برای کشسب شاد این معنی آمده است: ،gosh-nasb-shaz در پهلوی: کشنسب شاذ از نامهای دوران ساسانی ٣٧ ساسانیان.
ابجد کشسب شاد چند است؟
ابجد کبیر کشسب شاد ۶۸۷ و ابجد صغیر آن ۳ است.