معنی اسم فر ناسب
فر ناسب یعنی:
نام یکی ازسر داران هخامنشی که یونانیها آن را farnaspes نوشتهاند.
منبع: گنجینه نامهای ایرانی، پورپارسی
- ابجد
- ۳۹۳ (صغیر: ۹)
اسمهای هممعنی با فر ناسب
- هوییتی نام یکی ازسر داران هخامنشی که یونانیها آن را upattes نوشتهاند
- ارته کام نام یکی ازسر داران هخامنشی که یونانیها آنر اartacomas نوشتهاند(٢١٠٨ پیرنیا)
- خروشانت نام یکی ازسر داران هخامنشی که در زبان اوستائیkhraushlanta به معنی-خروشان و یونانیها آن راKhrusantes نوشتهاند
- برذفر نام یکی ازسر داران دمان هخامنشی به معنی barzafernesبزرگ فر. یونانیها آنر ا نوشتهاند
- مهباد (احتمالی) ریشه آن روشن نیست
- سنبار نام یکی ازسر داران هخامنشی که دراوستا ‹به معنی- دارنده افزارجن Sa و یونانیها آن را sanabares نوشتهاند
- هو تاسب یا : هو تاسب
- اهوراپات خدایار. نام یکی ازسر داران داریوش سوم که یونانیها آن را orobates نوشتهاند
- خوش مرد نام یکی ازسر داران اردشیر دوم هخامنشی
- بوجیه نام یکی از بزرگان هخامنشی که یونانیها آن را bugatos نوشتهاند
- یتائ نام یکی از بزرگان هخامنشی که یونانیها آن را patignes نوشتهاند
- استواک نام یکی ازسر داران هخامنشی که درز بان اوستائی stavahaka به معنی دارنده توانائی و یونانیها آن راstabakes نوشتهاند
اسمهای مشابه فر ناسب
- فتاح علی (احتمالی) ترکیبی از «فتاح» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «فتاح»: عربی
- فتح محمد (احتمالی) ترکیبی از «فتح» (پیروزی) و «محمد» (ستوده). معنی «فتح»: باز کردن
- فخار کوزهگر، از ریشهی فخر (کوزهگری کردن)
- فخرالله (احتمالی) سربلندی از خدا
- فخرالنسا (احتمالی) سربلندی زنان
- فخرالنساء (احتمالی) سربلندی زنان
- فخر نازیدن، مباهات کردن
- فخراله (احتمالی) ترکیبی از «فخر» و «اله» (خدا). معنی «فخر»: نازیدن، مباهات کردن
- فخامت فخامة
- فخرتاج (احتمالی) از «فخر» و «تاج». معنی «فخر»: نازیدن
- فخرالتاج (احتمالی) سربلندیِ تاج
- فخرزمان ترکیبی از «فخر» و «زمان». معنی «فخر»: نازیدن
پرسشهای رایج دربارهی فر ناسب
معنی اسم فر ناسب چیست؟
در گنجینه نامهای ایرانی، پورپارسی برای فر ناسب این معنی آمده است: نام یکی ازسر داران هخامنشی که یونانیها آن را farnaspes نوشتهاند.
ابجد فر ناسب چند است؟
ابجد کبیر فر ناسب ۳۹۳ و ابجد صغیر آن ۹ است.