معنی اسم عمر
Omar
عمر یعنی:
(اَعلام) (1) عمر ابن خطاب[:قرن اول هجری] دومین خلیفهی مسلمانان [23.
13- قمری] و صحابی پیامبر اسلام(ص)، که در زمان او ایران، شام، فلسطین و مصر به تصرف مسلمانان درآمد.
(2) عمر ابن سهلان[:قرن 6هجری] دانشمند و فیلسوف ایرانی، مؤلف شرح رسالۀالطیر ابن سینا (ترجمه)، رسالۀالسنجریه، به فارسی و بصایر نصیریه، در منطق به عربی.
(3) عمرابن عبدالعزیز: هشتمین خلیفهی اموی [101.
99- قمری]، که به پرهیزکاری و پیروی از سنت شهرت داشت، به اصلاح امور مالی پرداخت و نسبت به شیعیان بردباری در پیش گرفت.
(4) عمر ابن فرحان[:قرن 1و 2هجری] اخترشناس، معمار و مترجم ایرانی، از مردم طبرستان، ساکن بغداد، از طراحان شهر بغداد و مترجم کتابهای پهلوی به عربی.
منبع: بانک جامع نامهای ایرانی (ثبت احوال)
معنی دیگر:
آبادگر، از ریشهی عمران [خلیفهی اول].
منبع: نامشناخت، شروین وکیلی
اسمی پسرانه با ریشهی عربی.
- جنسیت
- پسرانه
- ریشه
- عربی
- املای انگلیسی
- Omar
- ابجد
- ۳۱۰ (صغیر: ۱۰)
اسمهای هممعنی با عمر
- عمرنبی (احتمالی) از «عمر» و «نبی». معنی «عمر»: (عربی) (اَعلام) (1) عمر ابن خطاب[:قرن اول هجری] دومین خلیفهی مسلمانان [23 13- قمری] و صحابی پیامبر اسلام(ص)، که در زمان او ایران، شام، فلسطین و مصر به تصرف مسلمانان درآمد؛ (2) عمر ابن سهلان[:قرن 6هجری] دانشمند و فیلسوف ایرانی، مؤلف شرح رسالۀالطیر ابن سینا (ترجمه)، رسالۀالسنجریه، به فارسی و بصایر نصیریه، در منطق به عربی؛ (3) عمرابن عبدالعزیز: هشتمین خلیفهی اموی [101 99- قمری]، که به پرهیزکاری و پیروی از سنت شهرت داشت، به اصلاح امور مالی پرداخت و نسبت به شیعیان بردباری در پیش گرفت؛ (4) عمر ابن فرحان[:قرن 1و 2هجری] اخترشناس، معمار و مترجم ایرانی، از مردم طبرستان، ساکن بغداد، از طراحان شهر بغداد و مترجم کتابهای پهلوی به عربی. معنی «نبی»: عربی؛ پیامبر
- عمرمحمد (احتمالی) از «عمر» و «محمد». معنی «عمر»: (عربی) (اَعلام) (1) عمر ابن خطاب[:قرن اول هجری] دومین خلیفهی مسلمانان [23 13- قمری] و صحابی پیامبر اسلام(ص)، که در زمان او ایران، شام، فلسطین و مصر به تصرف مسلمانان درآمد؛ (2) عمر ابن سهلان[:قرن 6هجری] دانشمند و فیلسوف ایرانی، مؤلف شرح رسالۀالطیر ابن سینا (ترجمه)، رسالۀالسنجریه، به فارسی و بصایر نصیریه، در منطق به عربی؛ (3) عمرابن عبدالعزیز: هشتمین خلیفهی اموی [101 99- قمری]، که به پرهیزکاری و پیروی از سنت شهرت داشت، به اصلاح امور مالی پرداخت و نسبت به شیعیان بردباری در پیش گرفت؛ (4) عمر ابن فرحان[:قرن 1و 2هجری] اخترشناس، معمار و مترجم ایرانی، از مردم طبرستان، ساکن بغداد، از طراحان شهر بغداد و مترجم کتابهای پهلوی به عربی. معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام
- محمدعمر (احتمالی) ترکیبی از «محمد» (ستوده) و «عمر». معنی «محمد»: عربی
اسمهای مشابه عمر
- عبداالله بندهی خدا
- عای اکبر (احتمالی) ترکیبی از «عای» و «اکبر» (بزرگتر). معنی «اکبر»: عربی
- عای رضا (احتمالی) ترکیبی از «عای» و «رضا» (خشنودی). معنی «رضا»: عربی
- عالی بسیار خوب
- عایدین (احتمالی) بازگشتگان
- عبادی (احتمالی) منسوب به عباد؛ پرستنده
- عبادعلی (احتمالی) از «عباد» (بندگان) و «علی». معنی «عباد»: عربی
- عبادالرحمن به معنای بندگان خدای رحمان. در قرآن آمده است: «و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا» (فرقان، ۶۳)، یعنی بندگان رحمان کسانیاند که بر زمین به فروتنی راه میروند
- عباسه اخمو و ترشرو، همریشهی عبوس [خواهر هارون الرشید]
- عباس قوام (احتمالی) ترکیبی از «عباس» (شیر بیشه) و «قوام». معنی «عباس»: عربی
- عالم دانشمند؛ نیز جهان
- عباس سالار (احتمالی) ترکیبی از «عباس» (شیر بیشه) و «سالار». معنی «عباس»: عربی
اسم خواهر و برادر برای عمر
اسمهایی که ریشهی مشترک با عمر دارند و تعداد هجایشان نزدیک به آن است.
برای خواهر
پرسشهای رایج دربارهی عمر
معنی اسم عمر چیست؟
عمر در منابع چند معنی دارد. در بانک جامع نامهای ایرانی (ثبت احوال): عمر ابن خطاب[:قرن اول هجری] دومین خلیفهی مسلمانان [23 13- قمری] و صحابی پیامبر اسلام(ص)، که در زمان او ایران، شام، فلسطین و مصر به تصرف مسلمانان درآمد؛ (2) عمر ابن سهلان[:قرن 6هجری] دانشمند و فیلسوف ایرانی، مؤلف شرح رسالۀالطیر ابن سینا (ترجمه)، رسالۀالسنجریه، به فارسی و بصایر نصیریه، در منطق به عربی؛ (3) عمرابن عبدالعزیز: هشتمین خلیفهی اموی [101 99- قمری]، که به پرهیزکاری و پیروی از سنت شهرت داشت، به اصلاح امور مالی پرداخت و نسبت به شیعیان بردباری در پیش گرفت؛ (4) عمر ابن فرحان[:قرن 1و 2هجری] اخترشناس، معمار و مترجم ایرانی، از مردم طبرستان، ساکن بغداد، از طراحان شهر بغداد و مترجم کتابهای پهلوی به عربی؛ در نامشناخت، شروین وکیلی: آبادگر، از ریشهی عمران [خلیفهی اول].
عمر دخترانه است یا پسرانه؟
عمر اسمی پسرانه است.
ابجد عمر چند است؟
ابجد کبیر عمر ۳۱۰ و ابجد صغیر آن ۱۰ است.