معنی اسم طماح
طماح یعنی:
بلندپرواز، دوراندیش، اسم فاعل از ریشهی طمح (بلند پروازی).
منبع: نامشناخت، شروین وکیلی
اسمی با ریشهی عربی.
- ریشه
- عربی
- ابجد
- ۵۸ (صغیر: ۱۰)
اسمهای هممعنی با طماح
- طامح بلند پرواز، اسم فاعل از ریشهی طمح (بلند پروازی)
- صائل چیره، بلند، اسم فاعل از ریشهی صأل (بلندی، برتری)
- خادم خدمت کننده، اسم فاعل از ریشهی خدمت
- ناثر نویسندهی نثر، اسم فاعل از ریشهی نثر
- متقی پرهیزکار، اسم فاعل از ریشهی تقی
- هایل ترساننده، اسم فاعل از ریشهی هول
- عائش خوشگذران، اسم فاعل از ریشهی عیش
- متولی سرپرست، اسم فاعل از ریشهی ولی
- حازم محتاط، اسم فاعل از ریشهی حزم
- شاهق بلند، مرتفع، اسم فاعل از ریشهی شهق (بلندی)
- واهب بخشنده، اسم فاعل از ریشهی وهب (موهبت)
- ساطع درخشان، اسم فاعل از ریشهی سطع (تابیدن)
اسمهای مشابه طماح
- طریف غریب و شگفت، صفت از ریشهی طُرفه [نخستین مهاجم عربی که به اندلس حمله کرد]
- طلابگم (احتمالی) از «طلا» و «بگم» (بیگم
- طلال جای مرتفع، از ریشهی طلّ (تپه) [لقب امرای نجد و سوریه]
- طرفه چیز نو و شگفت و کمیاب
- طره زلف، موی پیشانی
- طلایه نشانه یا جلوهی نخستین از هر چیز که پیش از دیگر نشانهها نمایان شود
- طلحه درختی؛ نام طلحه، یار پیامبر
- طلعت چهره، روی
- طلا زر
- طلعت آغا (احتمالی) ترکیبی از «طلعت» (چهره، دیدار) و «آغا» (بانو، سرور). معنی «طلعت»: عربی؛ چهره
- طراق نظر (احتمالی) از «طراق» و «نظر». معنی «نظر»: عربی؛ نگاه
- طاهره سادات (احتمالی) ترکیبی از «طاهره» و «سادات» (سیدها
اسم خواهر و برادر برای طماح
اسمهایی که ریشهی مشترک با طماح دارند و تعداد هجایشان نزدیک به آن است.
پرسشهای رایج دربارهی طماح
معنی اسم طماح چیست؟
در نامشناخت، شروین وکیلی برای طماح این معنی آمده است: بلندپرواز، دوراندیش، اسم فاعل از ریشهی طمح (بلند پروازی).
ابجد طماح چند است؟
ابجد کبیر طماح ۵۸ و ابجد صغیر آن ۱۰ است.