معنی اسم امورگه
امورگه یعنی:
جاویدان، بیمرگ، برساخته از اَ (نه) و مورگَه (مرگ) [سردار سکایی که متحد کوروش بزرگ بود].
منبع: نامشناخت، شروین وکیلی
اسمی با ریشهی فارسی.
- ریشه
- فارسی
- ابجد
- ۲۷۲ (صغیر: ۸)
اسمهای هممعنی با امورگه
اسمهای مشابه امورگه
- اراسپ از عبارتهای تاریخنگار یونان باستان کزنفون در کتاب کورشنامه است
- اخترعلی (احتمالی) از «اختر» (ستاره) و «علی»
- احمد دری (احتمالی) ترکیبی از «احمد» (ستوده) و «دری». معنی «احمد»: عربی
- اخترمحمد ترکیبی از «اختر» و «محمد». معنی «اختر»: فارسی
- اخترالسادات (احتمالی) ترکیبی از «اختر» (ستاره) و «السادات» (سیدها
- آدرباد در اوستا آترپات و در پهلوی آتورپات. ساخته شده از آتور یا آذر به معنی آتش و پاد یا پات به معنی نگهبان ١- نام ناموری است که در بند ١٠٢ فروردین یشت ستوده شده ٢- نام موبد موبدانی که در روزگار شاپور کردآ ورنده اوستای پراکنده بود. وی در سال ٢٩٠ میلادی در گیلان زائیده شد و از سال ٣٢٠ تا ٣٧١ میلادی موبد موبدان و وزرگ فرمادار ( نخست وزیر شاهپور دوم بود . او نویسنده نامه اندرز آدربادمهر اسپندان بود وبا یاری گروهی از دستوران و موبدان دانشمند بسیاری از نامههای پراکنده زند و اوستا را به پهلوی و پازند برگردانید و نامه خورده اوستا را نزدیک به همان گونه که امروز در میان زردشتیان رواج است تدوین نمود و پارههائی که خود به پازند نوشته نیز بدان افزود مانند پتت ( توبه ستایش یکتا خداوند - آفرین گهنبار - ستایش امشاسفندان و غیره (١٩ اندرز نامه های پهلوی برگردان موبد اردشیر آذر کشسب ) ( ٣ ء١ ساسانیان ٣- آدرباد نام پسر هُمید نویسنده جلد سوم دینکرد نام موبدی است دانشمند
- آدر از نامهای زندة امروزی زردشتیان
- ار تیستون نام دختر کوروش
- آدرین از «آذر» (آتش) با پسوند «ین»؛ یعنی آتشین
- آدنه بیکه (احتمالی) از «آدینه» (جمعه) و «بیکه» (بانو). معنی «آدینه»: فارسی
- آدور صورت پهلوی «آذر» (ādur) به معنی آتش
- اپرنگ (احتمالی) پررنگ
اسم خواهر و برادر برای امورگه
اسمهایی که ریشهی مشترک با امورگه دارند و تعداد هجایشان نزدیک به آن است.
پرسشهای رایج دربارهی امورگه
معنی اسم امورگه چیست؟
در نامشناخت، شروین وکیلی برای امورگه این معنی آمده است: جاویدان، بیمرگ، برساخته از اَ (نه) و مورگَه (مرگ) [سردار سکایی که متحد کوروش بزرگ بود].
ابجد امورگه چند است؟
ابجد کبیر امورگه ۲۷۲ و ابجد صغیر آن ۸ است.